نظر منتشر شده
۱۲
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 270331
چرا پیشرفت نمی کنیم؟
بخش تعاملی الف - اصغر مناف زاده
اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۰۰
در خصوص این موضوع در سایت الف، مطلبی با عنوان چرا کشور ما نمی تواند پیشرفت کند؟ به قلم آقای احمد ربیعی چاپ شده است. ایشان از زاویه کلی به موضوع نگاه کرده اند. در این یادداشت سعی گردیده علت عدم پیشرفت کشور و به تبع آن استان ها از نگاه دیگر که بیشتر رویکرد اجرایی دارد،مورد کنکاش قرار گیرد. امیدواریم که دوستان مطالب ارائه شده را با عینک سیاسی ارزیابی نکند. چرا که موارد مطرح شده صرفاً نکات کارشناسی بوده و هیچ غرض ورزی سیاسی یا خدای ناکرده تخریب دولت ها را دنبال نمی کند. هدف پیشرفت و بالندگی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران می باشد و لاغیر.

همیشه در برخورد با مشکلات متعددی که در کشور وجود دارد از خود می پرسیم چرا ما با بسیاری از کشورهای در حال توسعه فاصله فراوان داریم و این فاصله روز به روز بیشتر می شود، در حالی که پتانسیل های بسیار زیادی در همه زمینه ها داریم مثلاً امنیت نسبی که در ایران وجود دارد یا موقعیت ژئوپولتیک خاص ایران، توریسم، نفت و گاز، معادن، یا امکان ترانزیت و یا حتی علیرغم تربیت نیروی انسانی متخصص فراوان در زمینه های صنعتی، پزشکی و علوم انسانی! ولی باز پیشرفت نمی کنیم که در ادامه به برخی از اهم دلایل آن اشاره می گردد:

۱- وجود شکاف بی اعتمادی بین مردم و دولت. یکی از مهمترین رویدادی که در سالهای اخیر از این شکاف حکایت داشت، عدم همراهی مردم با اجرای فاز دوم هدفمندی( انصراف از دریافت یارانه نقدی) علیرغم در خواست شفاف و تبلیغات گسترده دولت بود. موضوع بی اعتمادی در حال افزایش است و ظهور فسادهای گسترده در کشور و بازداشت شدن برخی از دولتمردان رده بالا به دلیل اتهام فساد، این امر را تشدید کرده و می کند. لذا باید در این باب چاره اندیشی شود در غیر این صورت دولت در همه طرح های خود که همراهی مردم را می طلبد شکست خواهد خورد. لازم به ذکر است که این موضوع هیچ ارتباطی با اصل نظام ندارد. چرا که در همه سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم با فرمان رهبری در تمامی عرصه های سیاسی واجتماعی حضورداشته و به درخواست ایشان لبیک گفته و به نظام مشروعیت و جان دیگری بخشیده اند.

۲- وابستگی و اتکاء حرکت اقتصاد کشور به درآمدهای فروش نفت خام. این موضوع تفکر، خلاقیت و نوآوری را هم در بین دولتمردان و مردم از بین برده و نوعی تن پروری و تنبلی را در جامعه ترویج داده واین روند در حال حاضر نیز ادامه دارد.

۳- سیاست زدگی در امور اجرایی و تصمیم گیریهادرسطوح میانی کشور.این مقوله باعث شده افرادی که از شایستگی، کارایی و تخصص کافی برخوردار نیستند در راس امور قرار بگیرند. دراین شرایط مدیران فقط ماشین امضاء هستند و تفکر و ذهنیات رؤسای سیاسی خود را در سیستم تحت مدیریت خود القاء می کننداز نمونه بارز آن می توان به دخالت نمایندگان مجلس شورای اسلامی در عزل و نصب مدیران استانی و حتی در سطوح شهرستانی اشاره کرد که چه بلایی بر سر رشد و توسعه اقتصاد استان ها می آورندودرنتیجه شایسته سالاری حلقه گمشده ای درعزل ونصب مدیران می باشد.

۴- عدم حرکت دولت ها در یک مسیر از قبل تعریف شده برای نیل به توسعه و پیشرفت کشور، متأسفانه هر دولتی که روی کار می آید ضمن انتقاد از برنامه ها و عملکرد دولت گذشته، کلیه اقدامات دولت قبل از خود را کنار گذاشته و برای خود برنامه و طرح های جدید طراحی نموده و تلاش می کند که در فرصت ۴ ساله به هر قیمت آنها را اجرا کند هر چند که در مدت ۴ سال از لحاظ کارشناسی قابل اجرا نباشد. همانند طرح مسکن مهر، سهام عدالت، پروژه های عمرانی، طرح مسکن اجتماعی، قانون مشاغل خانگی، پرداخت یارانه و غیره که اثرات منفی آن ها سالها طول می کشد از کشور رخت بر بندد.

۵- جدا شدن دانشگاه های کشور از هدف اصلی خود یعنی تولید علم و تربیت نیروهای متخصص به عنوان کاتالیزور رشد و توسعه کشور، باعث گردیده دانشگاه به عنوان یک مدرسه بزرگ تلقی گردد. لذا شاهد هستیم که اکثر فارغ التحصیلان دانشگاهی هیجگونه نقشی در تولید ارزش افزوده جامعه خود ندارند و گسترش کمی دانشگاه ها و مؤسسات غیر دولتی در سال های اخیرنیز این موضوع را بحرانی کرده است.

۶- تلاش در جهت واگذاری مالکیت های غیرحاکمیتی به بخش خصوصی، غافل از اینکه در کشور هنوز بخش خصوصی جایگاهی قوی و مقتدر ندارد. بنابراین واگذاری های صورت گرفته تاکنون نتیجه بخش نبوده و حتی باعث ایجاد رانت و فساد نیز شده است. داشتن بخش خصوصی قوی، نیازمند داشتن سیستم آموزش کارآفرین، خانواده کارآفرین و نهایتاً دولت کارآفرین می باشد.

۷- ازدیاد قوانین در کشور خود باعث کندی امور می باشد. در کشور قوانینی وجود دارد که بعد از تصویب به صورت موقت اجرا شده و بعد از آن به دست فراموشی سپرده شده و کسی از آن سراغی نمی گیرد. از مهمترین مشکلات حوزه قانون گذاری،تمایل به تصویب قانون های جدید و گاهاً مغایر با قوانین قبلی و عدم نظارت بر نحوه اجرا و ارزیابی اثرات مثبت و منفی آن ها در پیشبرد امور اجرایی کشور می باشد.

۸- باید قبول کنیم که تولیدات داخلی، نیاز به عرضه و صادرات دارند و با اتکاء به ظرفیت های داخل نمی توان پیشرفت کرد. بنابراین باید در سیاست و روابط بین الملل با حفظ کرامت ملت ، نظام و منافع ملی ،تغییرات اساسی ایجاد شود. در شرایط فعلی امکان پیشرفت و توسعه کشور سخت به نظر میرسد.

۹- همتراز بودن علم مدیریت با دستور دادن به ویژه در میان مدیران اجرایی کشور، باعث شده بدون توجه به نظرات کارشناسی، تصمیمات اشتباه و غلط اتخاذ گردد که جزء هزینه تراشی و اتلاف منابع سودی به حال کشور ندارد.

۱۰- در حال حاضر خود دولت گران اداره می شود و به قولی بیشترین رقم بودجه کشور همه ساله صرف پرداخت حقوق به کارمندان می گردد و علیرغم وجود قوانینی مبنی بر کوچک سازی بدنه دولت باز هم شاهد ورودی های جدید به بدنه نظام اداری هستیم که جز افزایش هزینه برای دولت هیچ گونه بهره وری نداشته و نخواهند داشت. جالب اینکه همه کارشناسان و اقتصاد دانان براین موضوع اذعان داشته و دارند ولی تاکنون تصمیم و اقدام عملی از سوی دولت ها در این باب دیده نشده است.

۱۱- باید قبول کنیم که اکثریت شهروندان درکشور به حقوق شهروندی خود آگاهی ندارند و این عدم آگاهی باعث شده که در مطالبات بر حق و قانونی خود از مسیرهای دیگری وارد شوند. برای داشتن کشور توسعه یافته در تمامی حوزه ها داشتن شهروندانی که بدانند دولت نسبت به آنها چه وظایفی دارد و آنها نیز در مقابل دولت چه وظایفی دارند جزء الزامات می باشد و تا این ارتباط دو سویه برقرار نگردد، رشد اجتماعی، فرهنگی واقتصادی امکان پذیر نخواهد بود.
 
 
رضا
۱۳۹۴-۰۲-۲۰ ۰۷:۳۷:۴۹
زبان سرخ ،سر سبز دهد به باد.تو مي گي ما پيشرفت نداشتيم زمان شاه خبري از رايانه بود خونه ها پر رايانه است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (2879622) (alef-11)
 
سعید
۱۳۹۴-۰۲-۲۰ ۱۰:۲۵:۴۵
کجای این اتفاق جدا از کلان روند جهانی است؟ پیشرفت یعنی بیش از آنچه دیگران تورا به جلو ببرند خودت حرکتی کنی!
با این حساب، حتی عراق با صدام هم پیشرفت داشته است (2879879) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۲۸ ۰۸:۵۴:۲۲
ما رکورد زدیممممممممم!!!!! (2894563) (alef-3)
 
۱۳۹۴-۰۳-۲۵ ۱۳:۲۸:۵۰
زمان شاه دانشگاه بود و صدها سال هم دانشگاهها سابقه داشتند ولی ایران الان رشد اول پژوهشی دنیا را دارد آن هم زیر تحریم. زمان شاه نداشت. بقیه کشورها هم ندارند. اران اول است. به کلوپ فضایی و هسته ای هم پیوسته. در نانو هم پیشرفتهای خوبی داشته. همچنین در سلولهای بنیادی. و ...

شاید تنها مشکل بزرگ ایران به نسبت همه مشکلاتش سیستم سازمانی - اجرایی ضعیف آن باشد.

مشکلات قابل انکار نیست ولی برخی هموطن! ها چشم دیدن پیشرفت کشور را ندارند !!!؟؟!!! (2966989) (alef-6)
 
۱۳۹۴-۰۲-۲۰ ۱۳:۳۷:۱۷
تشکر از نویسنده محترم به خاطر این متن منطقی. (2880370) (alef-11)
 
علی
۱۳۹۴-۰۲-۲۰ ۱۷:۴۸:۳۱
لطفا یه امکان به خواننده های الف بدین که بتونن مستقیما موارد نقض حقوق شهروندی را گزارش کنند. حتی ما نمی خواهیم که کسی پیگیری کند فقط می خواهیم ببینیم که ما ایرانی های متمدن و مسلمان و پر ادعا چطور حقوق یکدیگر را رعایت می کنیم! (2880902) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۲۰ ۱۸:۴۷:۵۱
پیشرفت کردیم الان شما برو رکوردهای اختلاس جهان رو ببین ما رکورد دار هستیم همین پیشرفته (2880999) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۲۰ ۲۲:۱۲:۳۵
وجود شکاف بی اعتمادی بین مردم و دولت.
نویسنده محترم هم مثل همه دست اندرکاران جانب احتیاط را رعایت کرده و بار همه مشکلات را یکجا بدوش دولت (قوه مجریه ) انداخته در صورتیکه در همه ارکان حکومت نارسایی و دروغ و تبعیض و بی توجهی به حقوق مردم موج میزند و متهم کردن دولت در واقع پاک کردن اصل صورت مسئله است.
مورد دیگر هم اینکه ما به لحاظ تفکر ...گروه های مرتجع در بعضی از حوزه ها دست و پای خود رابسته ایم فی المثل کشوریکه مهد ظهور خیلی از مظاهر تمدن بشری بوده و جای جای آن پر از باقیمانده این آثار است از قبل آن حتی هزینه تعمیر و نگداری آنها را هم نمیتواند حاصل کند و عده ای متحجر که از رانت ها و پولهای مفت به عناوین مختلف بهره میبرند به اشکال گوناگون در این چند دهه برای نابودی این آثار از هیج کوششی فروگذار نکرده اند.
مورد بعدی تنگ نظری و افراط و تفریط و تعطیلی اندیشه و تعقل و پاپلوسی بیمار گونه ما ایرانیان است. بعنوان نمونه نه چشم دیدن آدمهای موفق چه به لحاظ مادی و یا عمی را داریم ونه گوشه چشمی به افراد دردمند و فقیر را همین روزها همه هم و غم کشور شده حالگیری از ....و از آنطرف هم عده ای بینوا را دستگیر میکنند و اسمش را هم میگذارند.... در تمام دنیا برای کارآفرینان احترام قائل هستند و آنرا بصورت فرهنگ در جوامع خودشان نهادینه کرده اند اما در کشور ما هر از گاهی یک صنف را به شکلی لگد مال میکنند که کسی حاضر نباشد همه توان خود را در جامعه بکار ببندد و این مطلب در قوانین ما هم رسوخ کرده بطوریکه همه همدیگر را دشمن ورو در روی هم احساس میکنند. (2881317) (alef-11)
 
حسین
۱۳۹۴-۰۲-۲۱ ۰۹:۲۴:۵۵
با سلام
یک دلیل خیلی مهم و ریشه ای پیشرفت کند یا حتی پسرفت در این مقاله دیده نشده: "انتصابات دولتی بدون توجه به شایسته سالاری". من خودم سه سال در سازمان دولتی کار کرده ام و به چشم خود روی کار آمدن افراد "غیر متخصص" و "غیرمتعهد" را در پست های حساس دیده ام. همزمان با آن کنار زدن نیروهای توانمند و ارزشی و "دلسوز" که حاضر بودند به خاطر پیشرفت سازمان هر کاری را انجام دهند. این مسئله روز به روز دارد گسترش پیدا می کند و هیچ کسی هم به آن توجه نمی کند! هدر دادن های بی حساب و کتاب بیت المال و اموال دولتی که به عینه هر روز بیشتر میشود هم ناشی از همین انتصابات بدون توجه به شایستگی های علمی و اخلاقی افراد است. (2881845) (alef-3)
 
اسد
۱۳۹۴-۰۲-۲۱ ۲۱:۲۸:۳۰
سلام بیش از صد سال پیش میرزا ملکم خان از فرنگ نامه ای به ناصرالین شاه نوشته که مطالعه آن به علاقمندان این بحث توصیه میشود ناصرالدین شاه جواب داده بود فهمیده نشد شماخودتان بیایید با ملک خاتون بنشینیم بخونیم (2883414) (alef-3)
 
ایلیاشید
۱۳۹۴-۰۲-۲۲ ۰۸:۵۵:۰۳
در یک کلام : " عدم وجود ساختارهای متعارف اجتماعی برای رشد متعادل و توسعه پایدار " موجب میشود یا رشد نکنیم یا کند رشد کنیم و یا رشد نامتوازن و مخرب داشته باشیم! (2883925) (alef-13)
 
کاوه
۱۳۹۴-۰۲-۲۳ ۱۰:۱۳:۳۶
تحلیل بسیار درست و خوبی بود. با تشکر از اقای مناف زاده.
اگر بخواهم نکته دیگری به این فرمایشات اضافه کنم این که اقتصاد در دست عده ای خاص است. این عده خاص اصالتا هیچ ارتباطی به فعالیت های اقتصادی ندارند ولی در عرصه اقتصاد نقش عمده ای دارند. شرکتی متعلق به یک ارگان بیش از 500 پروژه بزرگ ساخت و ساز دارد. ایا واقعا در اساسنامه این ارگان فعالیت اقتصادی آنهم در این سطح، تعریف شده است؟ واگذاریها و کاهش تصدی گری دولت عملا تبدیل به فروش اموال دولتی به کارتل های بزرگ خصولتی شده است. منافع این کارهای اقتصادی عظیم از چرخه اقتصاد بازار خارج شده و نمیدانم صرف چه کارهایی می شود ولی بی تردید به کار تولید بر نمی گردد. این نقدینگی سرگردان و ویران کننده دست مردم نیست که مردم نقشی در آن داشته باشند.
هر چه هست و نیست مربوط به حاکمیت است ( نمی گویم دولت- می گویم حاکمیت). این شکاف باعث شده که حس حب وطن از بین برود و مردم هم اقتضایی و صرفا در جهت گذران امور روزمره خود باشند. (2886897) (alef-13)
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.