نظر منتشر شده
۱۳
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 249961
و اما مرتضی پاشائی
بخش تعاملی الف - محسن حیدری فرد
اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۴۷
"مرتضی پاشایی هستم متولد ۱۳۶۳/۵/۲۰ ساکن غرب تهران (آریا شهر)... از دوران کودکی همیشه نسبت به موسیقی یه حس خاص و مبهمی داشتم... در سن ۱۴ سالگی موسیقی رو با زدن گیتار شروع کردم... الان چند سالی هست که دیگه این کارو به صورت حرفه ای دنبال می کنم و اصولا تمام وقتم رو صرف این کار می کنم تا بتونم بهترین کار با کیفیت عالی بیرون بدم و به هیچ عنوان کارم رو سطحی دنبال نمی کنم... "

این، بخشی از بیوگرافی این هنرمند محبوب نسل جوان است؛ هنرمندی که اخبار بیماری و درگذشت اش، بیش از آلبوم ها و کنسرت هایش او را مشهور کرد. طلب مغفرت و رحمت از درگاه الهی، و تسلیت به خانواده و دوستداران، تنها کاری است که از دستمان برمی آید و برای این هنرمند محبوب بخشی از نسل جوان، انجام می دهیم.

اما غرض از نگارش این یادداشت؛ نام مرتضی پاشائی را در ماه های اخیر بسیار زیاد شنیده بودیم؛ البته نه از رسانه ملی که از شبکه های اجتماعی و سایت های خبری و بطور کلی در فضای مجازی که مملو بود از نام او، اخبار بیماری اش، و آهنگ هایش.

بیماری پاشائی، و روزهای بستری شدن او در بیمارستان، موجی را در میان جوانان، موسیقی دوستان، هنرمندان و کاربران شبکه های اجتماعی به راه انداخت که همچنان زبانه می کشد و سر به آسمان می ساید؛ زبانه ای که به قول برخی سایت های خبری، در مراسم تشییع و تدفین پیکر این هنرمند فقید، بخشی از شهر تهران در اطراف تالار وحدت را برای ساعاتی قفل کرد، و کیلومترها ترافیک در مسیر بهشت زهرا ایجاد نمود.

به این لیست عمیق تر نگاه کنیم: تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، همدان، آبادان، دزفول، گنبد، کرمانشاه، بوشهر، قزوین، اهواز، زنجان، یزد، سمنان، بندرعباس، انزلی و ... و حتی قم. اینها تنها برخی از شهرهائی است که شاهد گردهمائی بعضا همراه با حواشی هزاران شهروند و اغلب جوانان متولد دهه هفتاد بود که با گریستن، شمع روشن کردن، اعلام شخصی عزای عمومی، همخوانی ترانه های مرحوم پاشائی، مرثیه خواندن و حتی کف زدن (!) اندوه خویش را به نمایش گذاردند.

مروری بر زندگی این خواننده و رفتار خانواده اش در این روزها، نشان می دهد که او به لحاظ خانوادگی متعلق به قشری از لایه های مذهبی جامعه بوده است آنگونه که پدرش در مراسم تدفین، مداحی می کند و به گفته خود مرحوم پاشائی، خانواده در بدو امر با روی آوری او به موسیقی چندان موافق نبوده اند. به لحاظ سیاسی نیز، از او و خانواده اش هیچ نشانه ای از عقاید خاص و احیانا زاویه دار سیاسی با حکومت بروز نکرده است. و به لحاظ هنری نیز صاحب یک سبک خاص در خوانندگی و موسیقی نبود، و سن بالائی هم نداشت که پیشکسوت این رشته تلقی شود. و از آن دست خوانندگانی هم نبود که صدا و سیما برایشان سنگ تمام می گذارد تا شهره عام و خاص شوند.

اکنون باید از خود چند سئوال ساده اما مهم بپرسیم؛ سئوالاتی که طرح آن در این روزهای "موج پاشائی"، خلاف موج آب شنا کردن است. البته تاکید می کنم که این سئوالات به هیچ وجه ارتباطی با شخصیت آن مرحوم ندارد و درصدد انکار جایگاه او نیست بلکه در پی آنست که مسئولان و فعالان را کمی به اندیشه فرو برد:

- چرا زندگی، بیماری و مرگ یک جوان ۳۰ ساله چنین موج عظیم و قابل تاملی می آفریند؛ موجی که برخی نهادهای فرهنگی و حتی رسانه ملی را نیز ناگزیر به واکنش و شکستن سکوت در قبال درگذشت او می نماید؟

- چه اتفاقاتی در لایه های زیرین جامعه ایرانی و بویژه نسل جوان رخ داده است که مرتضی پاشائی را محبوب القلوب آنها کرده است؟

- نقش شبکه های اجتماعی و رسانه های مجازی در ایجاد این موج چه میزان است؟

- آیا مدیریت، و هدایت و سوگیری افکار عمومی و بخصوص جوانان از اختیار و قدرت رسانه های رسمی خارج شده است؟

- آیا در بین گروه های مرجع افکار عمومی تا به این حد جابجائی حاصل شده است؟

- اگر امروز از نوجوانان و جوانان اواخر دهه شصت و متولدین دهه هفتاد درباره یک مرتضای دیگر – مثلا سید مرتضی آوینی – بپرسیم چه شناخت و علقه ای نسبت به او و امثال او خواهند داشت؟ و آیا در دهه آینده، جوانان دهه هشتاد نسبتی مناسب با عقبه فکری دهه شصت و دوران انقلاب پیدا خواهند کرد؟

- آیا رسانه ملی در سایه توجه بیش از حد به مسائل و درگیری های روز سیاسی، قدرت جهت دهی خود به افکار عمومی را از دست داده است؟

و ده ها سئوال دیگر که می توان پرسید. پاسخ برخی از این سئوالات آنچنان روشن و بدیهی است که طرح آن ها تعجب آور می نماید اما متأسفانه مسئولان فرهنگی و رسانه ای ما آنقدر غرق در حواشی شده اند که به نظر می رسد از آنچه در زیر پوست این شهر می گذرد وامانده و غافل گشته اند.

- آیا مرتضی پاشائی و درگذشت او، تنها یک بهانه برای قدرت نمائی بخشی از افکار عمومی است که در دیگر زمینه ها، جرئت یا قدرت ابراز عقیده ندارند؟ یا حقیقتا در پس این موج، علقه و علاقه به شخص او بعنوان یک خواننده نهفته است؟

پاسخ به این سئوال، هر کدام که باشد، نشان می دهد که حداقل در برخی مسائل، بخشی از جامعه و بویژه نسل جوان – که فردای این کشور در دست آنهاست – راهی می رود و سبکی از زندگی طلب می کند بجز آن راه که از تریبون های رسمی از قبیل صدا و سیما و منابر و نماز جمعه ها و ... ترویج می گردد و بعنوان خواست عموم مردم، مطالبه می شود. از یاد نبریم که جایگاه موسیقی در نزد سیاست گذاران رسمی، تریبون های دینی و بخشی از جامعه مذهبی کجاست و همین موسیقی، چه موجی ایجاد کرده است.

زیر پوست جامعه، اتفاقاتی در جریان است که اگر چه با چشم بخشی از حکومت و علاقمندان نظام و دلسوزان فرهنگ جامعه دیده نمی شود ولی هست و در حال ترویج است ولو آنکه خود را به بیراهه بزنیم و تاویل به خیر نمائیم و بگوئیم حال که پاشائیِ پدر، مداح است ایجاد این موج، هشداردهنده و نگران کننده نیست.
 
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۰۸:۰۶:۲۸
هميشه ايجاد محدوديت نتيجه عكس داده و اين واكنش يكي از نتايج معكوس محدوديت هاي اعمال شده در جامعه است. (2503941) (alef-10)
 
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۰۹:۵۹:۴۲
من شصت و سه ای هستم . هفتادی ها واقعا از هر نظر با دهه شصتی ها بسیار متفاوتند و سبک زندگی که می خوان واقعا خاص خودشونه . به شخصه من در تعامل باهاشون دچار مشکل می شم چون طرز حرف زدن و باورها و ارزش ها( یا باید گفت ضد ارزش ها!) که بهشون معتقد هستند فرسنگ ها با نسل های قبل فرق داره . به هر حال در دنیای خودشون با امکانات خودشون سر می کنن و رسانه های اجتماعی هم البته جزء جدانشدنی هفتادی هاست . (2504129) (alef-10)
 
۱۳۹۳-۰۹-۰۵ ۰۰:۳۳:۴۱
من دهه شصتیم و از طرفدارهای پاشایی (2511692) (alef-10)
 
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۱۱:۰۷:۳۱
آیا مدیریت، و هدایت و سوگیری افکار عمومی و بخصوص جوانان از اختیار و قدرت رسانه های رسمی خارج شده است؟

نبايد اينقدر رسمي بگيد كه به دنبال مديريت و هدايت و سوگيري افكار عمومي هستيد. :) آدم كه خودشو لو نميده. تا حالا شده يه بار شبكه هاي اجتماعي همچنين ادعايي بكنند؟ (2504236) (alef-10)
 
مهدی طرقی
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۱۳:۵۱:۱۴
با مطلب فوق کاملا موافق هستم. و اما چرا باید نسل جوان این طور واکنش از خود نشان دهند.
چرا باید ظاهر طرفداران این خواننده با یک سبک خواص باشد. (2504627) (alef-10)
 
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۱۴:۴۲:۵۸
پاشایی و هنرمندان و ورزشکاران بسیار ارزشمندند ولی حد آنها نباید از چهره های ملی مثل امیرکبیر فراتر رود.صدا و سیما هیچ کار اساسی برای شناساندن امثال امیرکبیر و مصدق به جوانان نکرده است چرا نباید در سالگرد امیرکبیرو مصدق به اندازه مراسم مر حوم پاشایی ،جمعیت جمع شود؟ (2504755) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۱۶:۲۸:۳۶
جنس مساله كاملا متفاوت است اين تشيع مراسمي بود كه مخاطب عام بدون انگ ميتوانست در آن علاقه خود به موسيقي پاپ به عنوان سمبل جواني را نشان دهد (2504971) (alef-10)
 
حسین نیک بین و نیک بیان
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۱۵:۳۳:۴۰
بنظرم هر یک از مقالاتی که تا کنون در سایت الف در خصوص این سفرِ آخرین! از آقای مرتضا پاشایی و بررسی و تحلیل هایی که از برخورد جامعه ما در قبال آن نوشته و منتشر شده است؛ تنها به یک نقطه سطحی از جامعه اشاره کرده است و آن اینکه :"« جامعه ایران در زمان فعلی ناشناخته و غیر قابل پیش بینی است» " مابقی اظهار نظر ها با توجه به اینکه از زاویه فردی و دیدگاههای شخصی است فاقد منطقِ اجتماعی می باشد و با تغییرِ دیدگاه فردی منجر به بی نهایت نتیجه فردی ِ دیگر می شود. (2504846) (alef-10)
 
محمد
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۱۶:۳۵:۲۳
مگر صدا و سیما این جمعیت رو جمع کرده بود. هر وقت فراخوانی بصورت خود جوش باشد تجربه نشان داده استقبا بیشتر می شود. (2504987) (alef-3)
 
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۲۲:۰۱:۳۳
به احتمال زیاد آگر صدا وسیما دعوت می کرد نصف این جمعیت هم نمی اومد (2505635) (alef-3)
 
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۱۹:۱۹:۱۴
درسته که مرتضی پاشایی قبل از اینکه به تلویزیون بیاد معروف شده بود ولی به نظرم خوندن تیتراژ برنامه سال تحویل 93 و برنامه پر مخاطب ماه عسل در رمضان در شناختن و پیگیر شدن مردم حتی کسانی که آهنگ های پاشایی را هم گوش نمیدادند بسیار تاثیر گذار بود مردم پروسه بیماری ایشون رو دنبال می کردند و این با توجه به ویژگی احساساتی بودن مردم ایران خودش عامل مهمی در تلخ بودن مرگ ایشون برای مردم خصوصا نوجوانان و جوانان بود این روزا این سوال رو از خودم می پرسم اگر پاشایی با تصادف از این دنیا می رفت همین جمعیت در تشییع او شرکت می کردند؟ (2505348) (alef-10)
 
مجی
۱۳۹۳-۰۹-۰۲ ۲۰:۲۴:۲۱
نام مرتضی پاشائی را در ماه های اخیر بسیار زیاد شنیده بودیم؛ البته """"نه از رسانه ملی"""" که از شبکه های اجتماعی و سایت های خبری

این جمله شما بود. اتفاقا سخنی اشتباه بیش نبود. در چند ماه اخیر صدا و سیما خوب تبلیغات این عزیز را کرد. و در روز های اخیر بنده خودم که هر شب اخبار رسانه ملی را میدیدم و در خودروی خود فقط رادیو گوش میدهم دیدم و شنیدم که در اخبار رسانه ملی تصاویر او را پخش میکردند و از مردم میخواستند دعا کنند برایش. و پس از فوت او باز هم رسانه ملی در 3 روز نام او را در صدر خبر های اخبار قرار داد. پس کمی فکر کنیم. رسانه ملی کاملا تبلیغ کرد برای او (2505444) (alef-10)
 
دکیه افسریان
۱۳۹۳-۰۹-۰۳ ۰۳:۵۹:۵۲
با حرفتان موافق نیستم. بنده تصویر ایشان را در چند روز آخر عمرش ان هم از شبکه های اجتماعی دیدم نه از صدا و سیمان!ملی. (2505971) (alef-10)