نظر منتشر شده
۳
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 268509
برای مرد تواضع و اخلاق
بخش تعاملی الف - سید محمد رضا حسینی
تاریخ انتشار : شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۱۲
روزهای اول، تنها صدای ایشان را از دور میشنیدم که با دوستان دفتر بودجه با صمیمیت خوش و بش می‌کرد. اندکی که بیشتر درگیر مسائل بودجه شدم، به تناسب روابطم نیز با ایشان نزدیک‌تر شد. از اینجا بود که با شخصیت جدیدی آشنا می‌شدم که تمام آنچه من طی خواهم کرد را پیش از این آزموده و بود و برای من گنجی از تجربه به شمار می‌آمد. اما او با دیگران از جنس خودش تفاوت داشت، چرا که او پیش از اینکه مرد تجربه باشد، مرد تواضع و اخلاق بود.

بیژن رحیمی دانش، شاید بیشتر به دلیل تخصصش در بودجه مشهور باشد، اما برای نگارنده از این جهت متمایز بود که «نماد اخلاق اداری» محسوب می‌شد. بارها برایمان تعریف می‌کرد که در جلسات نخست وزیری از رانت اطلاعاتی برخوردار می‌شد، ولی هرگز از آن سوء استفاده نکرده بود. مثلا یکبار می‌گفتند که: «مصوب شد نرخ تعرفه واردات توتون افزایش پیدا کند، این مسئله باعث افزایش قیمت توتون می‌شد، من برای اینکه از این اطلاع سوء استفاده نکنم، چند روزی توتون نخریدم...» یا تعریف می‌کردند که چندین سال پیش، جایی مدیر شده بودند. چند روز که از مدیریتشان گذشته بود، تغییر رفتار کارمندان برایشان جلب توجه کرده بود. می‌گفت «من جوان بودم اما افراد مسن‌تر از من به اتاق مدیریت می‌آمدند و به من احترام می‌گذاشتند و تملق می‌گفتند». می‌گفت «از این وضعیت خوشم نیامد و دستور دادم میزم را بردند کنار میز مدیر دفتر و پس از آن در اتاق او نشستم».

سوالات کارشناسان را با ادب و احترام پاسخ می‌داد. گاهی در پاسخ به سوالات حدود نیم ساعت پای تخته می‌ایستاد و سوال شما را از جوانب مختلف توضیح می‌داد. می‌گفت «من دیگر هرآنچه دانش داشته‌ام به شما منتقل کرده‌ام»، اما ما از او درس اخلاق می‌آموختیم. تلفنش مرتب زنگ می‌خورد، پیشنهادهای مختلفی برای کار به ایشان می‌شد، اما معتقد بود «جایی راحت‌تر کار می‌کنم که اسیر پول و مادیات نشده باشند».

آخرین گزارشی که خدمتشان تقدیم کردم، مقاله‌ای تخصصی بود که به دقت مطالعه کرده‌ بودند و روی آن مرقوم کرده بودند: «گزارش خوبی است، باید مفصل صحبت کنیم». حتما اشکالات زیادی در آن دیده بودند، اما طوری نوشته بودند که به غرور جوانی من بر نخورد. اصلاحات لازم را انجام دادم و به ایشان گفتم، اصلاحات زیاد است و فکر نمی‌کنم فرصت مطالعه داشته باشید. با کمال تواضع گفتند حتما کامل و دوباره می‌خوانند و نظراتشان را اعلام می‌کنند.

هفته گذشته جلسه‌ای تخصصی در مورد بودجه داشتیم. با وجود اینکه ایشان سال‌ها در امر بودجه‌ریزی و اجرای بودجه تخصص داشتند، اما هیچگاه نظر خود را آمرانه تحمیل نمی‌کردند. نکات خود را در موضوع مورد بررسی ارائه فرمودند. نظر نویسنده خلاف فرمایش ایشان بود و گفتم. ایشان بر نظر خود پای‌فشاری کرد. بعد از جلسه، از من دلجویی کردند که «تجربه نشان می‌دهد نظر شما در مقام اجرا با مشکل روبرو خواهد شد». با مزاح عرض کردم: آقای رحیمی دانش، ما پست سر همه غیبت میکنیم، اما پشت سر شما جز خوبی نمی‌گوییم. خندید.

او مردی بود که در نظام اداری تمام مراتب را طی کرده بود، اما ذره‌ای خودخواهی و تکبر در او نبود. مردی که مانند استادش جناب دکتر شبیری‌نژاد (که بنده درکشان نکرده‌ام اما محاسنشان را شنیده‌ام)، بی منت به کشور خدمت کرد و هدفش تنها خدا بود و مردم. از زندگی انسان‌ها می‌توان درس گرفت، و درسی که من از این استاد آموختم سه جنبه داشت: «تخصص، تجربه، انسانیت». خدایش بیامرزد.
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۶:۲۵:۰۶
خدا رحمتش کنه (2846826) (alef-10)
 
سعید تمر
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۲۲:۰۸:۲۱
چقدر مهم است سیستم ما بتواند کارشناس واقعی تربیت کند! سخت است باور کنیم که در برخی حوزه های بسیار مهم مثل بودجه ریزی و برنامه ریزی های 5 ساله کارشناس پخته به اندازه کافی داشته باشیم.

خدا ایشان را قرین رحمتش کناد. (2847671) (alef-10)
 
سعيد
۱۳۹۴-۰۲-۰۷ ۱۵:۰۴:۴۳
نظرات اين عزيز بزرگوار را در خصوص مرحوم استاد رحيمي دانش تاييد و بر صحت ان شهادت مي دهم. خدايشان بيامرزد (2851875) (alef-10)
 
 
 
هفته
 
 
 
 
ديروز
هفته