نظر منتشر شده
۱۸
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 491518
کلاف سردرگم در تعامل مردم با وکلا
بخش تعاملی الف - حمید مقیمی
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۱ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۲

پیچیده تر شدن جوامع، پدید آمدن موضوعات جدید، افزایش دانش و ارتقای ابزارها هر چه بیشتر بر سرعت تخصصی شدن امور افزوده تا بتواند جوابگوی سطوح جدید نیازها و همگام با آن باشد. حکیم ابن سینا در عصر خود یک علامه بود و از ریاضی و طب و نجوم و فلسفه به قدری می دانست که در همه این علوم سرآمد زمان خود به شمار می آمد. اما امروز فقط در طب هزاران تخصص و فوق تخصص و شاخه های باریکتر ایجاد شده که شاید عمر یک نفر برای خواندن چند زیر شاخه آن هم کفاف ندهد برای همین هر چه کسی عالم تر می شود، روی مساله دقیق تر و مشخص تری تمرکز پیدا می کند.

فرضا یک پزشک عمومی بعد از 6-7 سال تحصیل در همه رشته ها اطلاعاتی به دست می آورد اما وقتی تخصص گرفت در مورد یک رشته خاص اظهار نظر می کند و هنگام رسیدن به فوق تخصص، در بخش خاصی از رشته مورد نظر صاحب تبحر بالاتر می شود، دانش حقوق هم در بخش نظری و در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری زیرشاخه هایی نظیر حقوق جزا، حقوق خصوصی و حقوق بین الملل پیدا کرده ولی در بعد عملی یعنی تعامل با مردم و امر وکالت، تغییری در طی دهه های گذشته در جهت تخصص گرایی دیده نمی شود. مردم به سراغ هر وکیلی که بروند (به جز کارآموزان) همه وکیل پایه یک هستند، این در حالی است که امور حقوقی هم وسعت و پیچیدگی های زیادی پیدا کرده و هر یک از شاخه های آن از ارث و مسائل ثبت گرفته تا قراردادها و خانواده با گستره زیادی از اطلاعات، قوانین و موضوعات جدید روبرو هستند.

اینجا اولین حق مردم در این که بدانند کدام وکیل در چه رشته ای تجربه کسب کرده و میزان این تجربه چیست، نادیده گرفته می شود. چرا که اولا دوره های آموزشی مشخصی توسط دانشگاه ها یا موسسات آموزشی برای گرفتن تخصص در هر یک از زیرشاخه های وکالت پیش بینی نشده و در مورد تجربه عملی هم مردم امکان کشف میزان این تجربه در افراد را ندارند و جایی هم نیست که با گرفتن آزمون یا بررسی سوابق، صحت و درجه این تجربه را مشخص کند. چه بسا فردی که مال، حق یا آبروی وی در معرض خطر قرار گرفته است و برای استیفای آن به وکیل پناه می برد، با انتخاب فردی با تجربه کم و در حالی که زمان یا سرمایه نامحدودی ندارد خسارات جبران ناپذیری را متحمل شود.

این نکته از آنجا اهمیت بیشتری پیدا می کند که وکلا برای کسب درآمد می توانند هر پرونده ای اعم از ثبتی، خانوادگی، ارث، جنایی و ... را بپذیرند، نهایتا در دادگاه برنده نمی شوند و کسی هم نمی تواند از آن ها بازخواست کند که چرا؟ چون کار تضمینی در وکالت وجهی ندارد.

موضوع بعدی که به شدت موجب تضییع حقوق موکلان می شود، قراردادهای وکالت است. طبیعی است که وکیل پیش از هر اقدامی در فکر حقوق خود باشد لذا می بینیم که معمولا بندهایی مثل میزان و چگونگی پرداخت، هزینه های مالیاتی و ابطال تمبر، هزینه های سفر یا اقامت و ... از یک طرف و از سوی دیگر حقوق وکیل در صورت لغو وکالت یا صلح و سازش کاملا قید می شود ولی معمولا هیچ صحبتی ار فسخ قرارداد در مدت معین (در صورت ناتوانی وکیل)، پرداخت خسارت در صورتی که وی در موعد مشخصی نتواند لایحه را تنظیم کند، الزام وی به گزارش های نوبتی یا در مدت زمان معین پس از درخواست موکل و... وجود ندارد.

این حق دوم موکل هست که به طور معمول ضایع شده و عملا این قراردادها در نقش برشمردن فهرست تعهدات مالی موکل ظاهر می شوند، وکیل هم که نه می تواند و نه می خواهد نتیجه را تضمین کند تعهدی برای خودش در نظر نمی گیرد. از این رو تکلیف های مالی الزامی، پرداخت حق الوکاله در بدو امر یا دست کم قسمتی از آن در مقابل قول اخلاقی و امید به پی گیری حقوق موکل قرار می گیرند. در حالی که کانون وکلا می تواند با انتشار فرمهای رسمی وکالت که در آن تعهدات وکیل از جمله حداقل و حداکثر مهلت تدوین لایحه اول دفاعیه از زمان قرارداد، پیش بینی دوره های ماهانه یا سالانه (بسته به درجه بندی و نوع پرونده اعم از کیفری یا حقوقی) برای بازنگری قرارداد و در صورت لزوم تمدید یا فسخ آن، برشمردن شرایط فسخ قرارداد از طرف موکل و ... در آنها قید شده را منتشر و هر نوع قراردادی خارج از فرم های رسمی را باطل اعلام نماید.

فرض کنیم وکیلی پرونده های متعددی را بپذیرد که البته در همه آن ها کل یا بخشی از وجه قرارداد را پیش از امضا دریافت کرده است، موکل که گاهی مضطر، گرفتار و در معرض از دست دادن سرمایه یا آبروست چه ابزاری در دست دارد که بداند یا بتواند از وکیل بخواهد در اولویت وقت لایحه مربوطه را تهیه کند؟ چه کسی مانع می شود که وکیل با وارد شدن موکلی جدید و پرداخت حق الزحمه مکفی کار دوم را جلو نیاندازد؟ در این حالت اگر موکل اول خواست تا قرارداد را فسخ نماید، چه کسی می تواند وی را در پس گرفتن پیش پرداخت یا وجوه داده شده حمایت کند در حالی که در قرارداد وکیل تضمینی به هیچ چیزی حتی تقدیم لایحه در بازه زمانی مشخصی هم نداده است؟

سومین مساله حق الوکاله ها است که بعید به نظر می رسد قابل حل باشد. در این بخش با دو طیف از وکلا مواجه هستیم، گروه بزرگی که با داشتن توان علمی کافی توانایی تامین هزینه دفتر و تبلیغات را ندارند اما به علت ناشناخته بودن، معلوم نبودن حق الوکاله و میزان دانش و مهارت عملی کمتر کسی به سراغ آن ها می رود، در حالی که اگر این گروه از وکلا بتوانند از طریق تشکل های صنفی یا خود کانون اعلام آمادگی برای پذیرش پرونده با هزینه مصوب یا با ضریب مشخص کنند تردیدی نیست که مردم دست کم در بسیاری از دعواهای حقوقی معمول می توانند از خدمات آن ها استفاده کنند.

دسته دوم کسانی هستند که خطر مالی، جانی یا آبرو آن ها مردم را به سمت آن ها سوق می دهد، همان گونه که بیمار از نفس افتاده تلاش می کند تا بهترین متخصص را پیدا کند، در این مرحله طبیعی است که موکل حتی شده از نیمی از مال یا بیشتر از آن بگذرد، خانه خود را برای حفظ آبرو بفروشد این کار را می کند ولی آیا واقعا انصاف هم چنین اقتضایی دارد؟ چرا وقتی که بلندپایه ترین جراح یا پزشک که در برابر هر نسخه و هر جراحی خود برای همیشه مسئول است باید در قالب خاصی هزینه دریافت کند و اگر بیشتر شد تحت عنوان زیرمیزی هم از نظر اجتماعی تقبیح می شود و هم از نظر حرفه ای کار وی قابل پیگیریست ولی قانون مشخصی ناظر بر سقف دریافتی این دسته –هر چند کوچک- از وکلا نیست. گر چه برحسب ظاهر قرارداد در مجموعه قراردادهای مجاز و با رضایت دو طرف قرار بگیرد اما شکی نیست که موکل رضایت قلبی نداشته و مجبور به پذیرش آن ها می شود. پس رضایت دو طرفه مطرح نیست بلکه الزام و اجبار و انتخاب بین بد و بدتر موجب می شود تا فرد تن به این قراردادها بدهد.

پیشنهادها:

اول:
این که کانون وکلا، دانشگاه های سراسری و آزاد دوره های تکمیلی همراه با کارآموزی در بخش های مختلف حقوق راه اندازی کنند. فرضا کسی که پروانه وکالت گرفت بتواند در هر یک از این دوره ها مثل تخصص ثبت، تخصص خانواده، تخصص بیمه، ارث، امور جرحی، تصادفات و.... شرکت و پس از تحصیل دانش عمیق تر در هر یک از این جهات با انجام کارآموزی، حضور در دادگاه های مربوطه و موفقیت در آزمون، بتواند به عنوان وکیل با تخصص مشخص شده فعالیت کند. این اولین گام در حمایت از مردمی خواهد بود که بدانند هر وکیل در چه بخشی توانایی بالاتری دارد. از این گذشته دوره های بازآموزی، ارزیابی، آموزش و ارتقای دانش برگزار شود که موجب افزایش درجه و امتیاز باشد.

مثلا وکیل پایه یک با تخصص ثبت و 300 امتیاز بازآموزی در برابر وکیل ثبتی با 100 امتیاز. به این شکل مردم به جای مواجه شدن با دهها و صدها نام با عنوان وکیل پایه یک، می توانند از بین اشخاص دارای تخصص فردی را انتخاب کنند. ضمن این که راهنمایی و مشاوره مکتوب و تلفنی در امور شکایت از وکلای متخلف، رسیدگی سریع و درج نتیجه در سایت می تواند عامل بازدارنده مهمی در رعایت حقوق موکل توسط برخی وکلا باشد. یکی از راه های تجربه شده در برخی کشورها در بالا بردن شدید هزینه تخلف، اعلان عمومی اسامی متخفان و قراردادن آن در معرض دید مردم است، به این گونه فرد می داند که هر خطایی می تواند آینده کاری وی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد لذا به راحتی حاضر به تخلف نمی شود.

دوم:
در مورد قراردادها، همانطور که در پیش گفته شد و هم اکنون در صنوف مختلف هم دیده می شود، فرم مشخصی که حقوق موکل در آن قید، یادآوری و اعمال شده است منتشر و به عنوان قالب رسمی معرفی شوند. در این حالت قراردادها از شکل یک طرفه بودن خارج می شود و در صورت ثبت شماره قرارداد در سامانه کانون (مانند کد رهگیری)، می توان بخشی از اطلاعات از جمله آمار فعالیت یک وکیل و حوزه های کاری، پرونده های موفق یا نا موفق را به شکل عمومی اطلاع رسانی کرد، بخش های مالی هم برای جلوگیری از اختلافات بعدی یا رعایت سقف قرارداد در سامانه به صورت محرمانه ثبت شود.

سوم:
در بخش هزینه ها، همانطور که در گروه پزشکی ضریبی در نظر گرفته شده و سپس هر نوع جراحی متناسب با پیچیدگی و زمان و سایر متغیرها عدد مشخصی در آن ضرب می شود، برای انواع وکالت هم ضریب و مضرب مشخصی تعریف شود تا خارج از آن دست کم از نظر قانونی قابل پی گیری نباشد.

راه کار جانبی هم اجازه به تشکل ها صنفی یا دفاتر حقوقی باشد که به صورت رقابتی اگر نه با تعرفه مصوب بلکه با تعرفه طبقه بندی شده و با برشمردن سوابق خود فعالیت کنند. مثلا دفتر حقوقی که در طبقه دوم یا سوم یا چهارم از نظر دریافت ضریب هزینه ها فعالیت می کند. هر دفتر هم سوابق و موفقیت ها و مشخصات خود را ذکر کند تا مراجعه کننده بتواند با در نظر گرفتن توان مالی و سوابق انتخاب دقیق تری داشته باشد.

البته این ها پیشنهادهای عمومی هستند که می توان بسیاری به آن ها افزود یا آن ها را اصلاح و بهتر کرد ولی باید از جایی این کار آغاز شود چرا که بی تردید رعایت و تلاش در جهت صیانت از حقوق مردم از وظایف اولیه هر یک از تشکل های تخصصی از جمله کانون وکلاست که باید مرتبا در حال بهبود و بازنگری و تلاش برای این مهم باشد. تشکل ها باید همواره به این فکر باشند که چگونه حقوق مردم بیشتر و پیشتر در قبال صنف آن ها حفظ می شود لذا در تکاپوی دائم و گرفتن نظرات مردم و آشنایی با مشکلات آن ها باشند.
 
کلمات کلیدی : حمید مقیمی
 
امید
۱۳۹۶-۰۴-۲۱ ۱۲:۵۶:۲۹
در یک پرونده وکیلی سی میلیون در ابتدای قرارداد از من گرفت و شکست هم خورد من نتوانستم ریالی از او پس بگیرم و جمعا سه بار در دادگاه شرکت کرد یعنی هر ساعت ده میلیون تومان (4470602) (alef-11)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۲۱ ۱۳:۲۳:۴۴
در کلیات این متن بخش هایی قابل انتقاد و بخش هایی قابل تایید است
اما یک سوال
مسئولیت اصلی امور حقوقی کشور با دستگاه قضایی است .
آیا دستگاه قضایی الان تخصصی شده تا اکنون از وکلا تقاضای تخصص شود ؟

به همن مثالهای متن مقاله توجه کنید
تخصص ثبت
تخصص ارث
تخصص قراردادها

اگرچه که بعضی از دادگاه ها بصورت ظاهری ! تخصصی شده اند اما هم اکنون دادگاه های عمومی همگی به هر موضوعی رسیدگی میکنند . (4470654) (alef-11)
 
مهران
۱۳۹۶-۰۴-۲۱ ۱۴:۴۲:۴۸
متاسفانه کشور ما بهشت وکلای دادگستری و پرذشکان متخصص است و علت اصلی ان انحصار شغلی و صنفی است که مانع افزایش حداکثری پزشک متخصص و وکیل است چون بخش تقاضا بیشتر از عرضه است این دو صنف خواسته های خود را بر بیماران و موکلان تحمیل می کنند (4470805) (alef-11)
 
ناصر آقامحمدی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۲۲ ۰۸:۴۲:۴۴
سلام دوست عزیز ؛ از طرف خودم ب عنوان یک وکیل صحبت می کنم ؛ یک فرد ساده با تحصیلات بسیار کم و با سرمایه ای در حدود 70 الی 80 میلیون تومان با خریدن دو چرخ و پرس و روزانه یک صد جفت کفش تولید می کند و در هر جفتی بسته ب انصاف خویش از 5 تا 15 هزار ( کفشهای معمولی ) سود می برد ب عبارت دیگر 100 10000=1000000 روزانه ماهانه 30 میلیون و سر سال هم ب دلیل نداشتن پروانه و...... ریالی مالیات نمی دهد و................... مثالها زیاد است
در حالیکه یک وکیل با هزاران بدبختی و ..... وظیفه خویش را انجام می دهد در نهایت هم حق الوکاله .................. بگذریم
وکالت شغلی انحصاری نیست و باب ورود ب ان بسته نیست و این ادعای شما دور از حقیقت است ولی سخت است ورود ب ان ؛ انهم در راستای ورود بهترین ها می باشد
تحمیل خواسته بر موکل کاملا تهمت و افتراء است و مصداقی اگر سراغ دارید و مصلحت می دانید بفرمایید.
ارزوی موفقیت برایتان و انصاف در نگاههتان ب جامعه وکلا را داریم. (4471728) (alef-11)
 
Germany
۱۳۹۶-۰۴-۲۳ ۱۷:۱۶:۱۲
جناب وکیل
اگر کسب درامد توسط مردم اینقدر که شما می فرمایی ساده است پس چرا این همه بیکار داریم!!
یعنی واقعا معتقدی با 80 میلیون سرمایه می شود ماهی. 30 میلیون تومان درامد داشت!
انشالله که موکلان خود را این گونه راهنمایی نکنید که سخت گرفتار خواهند شد (4473648) (alef-11)
 
رحیم
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۲۳ ۲۱:۳۲:۰۰
من به شما دویست میلیون می دهم در یک کار تولیدی ماهی پنج میلیون برایم تضمین کنید مگر خبر نداری کار تولیدی در مملکت رقابت با چین است که بسیار مشکل می باشد اما درامد وکالت و تخصص پزشکی در ایران چون مانع افرایش پزشک متخصص و وکیل هستند یکی از پردرامدترین مشاغل به نسبت سرانه درامد و میانگین ان در کشور به نسبت تمام کشورهای جهان درایران در خدمت دو قشر پزشک متخصص و وکیل است که برای خود بازاری انحصاری بوجود اورده اند مشک ان است که خود ببوید نه انکه عطار بگوید (4473981) (alef-11)
 
Canada
۱۳۹۶-۰۴-۲۴ ۰۳:۱۴:۴۴
لطف می کنید راهنمایی کنید که ما با سرمایه 70-80 میلیون چطور می تونیم ماهی 30 میلیون درآمد داشته باشیم؟ (4474204) (alef-11)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۲۶ ۱۶:۱۷:۴۷
درود بر شما (4478278) (alef-11)
 
Romania
۱۳۹۶-۰۴-۲۹ ۱۴:۴۶:۲۹
برادر من شما که خودت را با فلان تولید کننده بی ضابطه مقایسه میکنی اتفاقا مورد خطاب همین مقاله هستی. شما اگر وکیل مردم می شوی همانطوریکه در قانون هم آمده باید در مقابل حفظ حقوق موکلت متعهد باشی. حداقل در شروع کار موکلت را با وعده هایی آنچنانی خام نکنی. این حداقل تعهد شما باید باشد که من با داشتن چندین پرونده حقوقی در دادگاه ها هنوز چنین چیزی را نه در وکلا متاسفانه دیده ام نه حتی در کانون وکلا. (4482206) (alef-11)
 
Romania
۱۳۹۶-۰۴-۲۹ ۱۴:۵۶:۵۳
وکلا باید دقیقا برحسب تجربه و توع تخصص طبقه بندی و به مردم معرفی شوند. مثلا برای امور جزیی وکیل پایه 3 و برای برای امور پیچیده حقوقی یا کیفری پایه 1 و همینطور وکیل در امور طلاق و خانواده معلوم است که که باید با وکیل امور حقوقی مربوط به دعواهای پیچیده ملکی و مالی متفاوت باشد و الخ.... متاسفانه موضوع اخلاق در جامعه بسیار مغفول مانده است و بدتر اینکه در پرونده های قضایی بسیار چشمگیرتر شده است. ا... (4482217) (alef-11)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۲۲ ۱۲:۴۷:۰۴
در سال تولید و اشتغال که اشتغال باید سرلوحه تمام سازمان ها و ارگان ها باشد متاسفانه کانون وکلا از این امر به بهانه های گوناگون مانند اشباع بازار از اشتغال فارغ التحصیلان حقوق با برگزاری آزمونی بسیار محدود خودداری می کند. در حالیکه طبق قانون نمی توان به علت اشباع بازار از اعطای مجوز فعالیت به کسی خودداری کرد.جا دارد مجس شورای اسلامی و هیات دولت با ارائه لایحه با این انحصار طلبی شدید و بیکاری فزاینده فارغ اتحصیلان حقوق مقابله کند و بر اساس مقطع تحصیلی و اعطای پایه یک و دو به مردم حق انتخاب برای تعیین وکیل بدهند. (4472030) (alef-11)
 
جلیلی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۲۲ ۱۲:۵۴:۵۴
وکلا هم مثل پزشکان فقط دنبال پر کردن جیب خودشون هستند. من هیچ اعتمادی به هیچ وکیلی ندارم. (4472038) (alef-11)
 
Russian Federation
۱۳۹۶-۰۴-۲۲ ۱۵:۴۴:۳۳
نویسنده مینویسد: "گروه بزرگی از وکلا که با داشتن توان علمی کافی توانایی تامین هزینه دفتر و تبلیغات را ندارند اما به علت ناشناخته بودن، معلوم نبودن حق الوکاله و میزان دانش و مهارت عملی کمتر کسی به سراغ آن ها می رود"
مساله اینکه گروه بزرگی از وکلا مشتری ندارند بخاطر پذیرش بیش از حد است آقا ما توی مثلا شیراز چند تا قفل ساز نیاز داریم؟ آیا قفل سازی میتواند توی یک محل برای ده نفر شغل ایجاد کند؟ جواب منفی است بازار وکالت در ایران حداکثر برای 30 هزار نفر کار پایدار ایجاد میکند الان تعداد پروانه های وکالت از 60 هزار نفر گذشته همه هم میخواسته اند جزء 1000-2000 نفر وکیل تاپ شوند که طبعا نمیشوند (4472394) (alef-11)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۲۳ ۰۱:۲۰:۳۸
وکلا شرافت حرفه ای خود را به پول فروخته اند و از نظر من با علم به قوانین به سلامت جامعه لطمه وارد می کنند و ردی هم از خودشان باقی نمی گذارند . صد رحمت به پزشکان (4472932) (alef-11)
 
Netherlands
۱۳۹۶-۰۴-۲۳ ۰۷:۱۴:۲۹
من 6 بار از وکلای مختلف در دادگاه استفاده کردم فقط پولم را هدر دادم و بی جهت اعتماد کردم حتی در 2 پرونده که به نفع من تمام شد هیچ نقش مثبتی نداشتند
از پیگیری کارهای داخل دادگاه ها و مراکز مربوطه و حتی مکاتبات طفره میروند
حتی اغلب سعی میکنند کس دیگری بجای خودشان به جلسات رسمی دادگاه بفرستند
حتی برای افرادی که در حبس هستند امور قضایی لازم را دست نمیگیرند و کارشان محدود به دریافت پستی احکام و ابلاغها و گسیل دستیاران به جلسات رسمی (بجای خودشان) به دادگاه است
اصلا راضی نیستم (4473015) (alef-11)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۲۳ ۰۹:۲۲:۲۵
دست روی موضوع مهمی گذاشتید متاسفانه وکلا هم رویه دکتر ها راپیش گرفتند گاهی انسان تعجب میکند زدو بند وکیل مقابل برای پول بیشتر و بدون داشتن مسئولیت و بازخواست زد و بند وکلا با کارشناسان دادگستری و ادعای تخصص در همه امور تو رو جان مادرتون اقایان قانون گذار این ها را سامان دهی کنید و تخصصی و جوابگو بودن در برابر پرونده های مردم نه انکه اقایان هرکاری دلشان خواست بکنند و در اخر همه متضرر شوند بجز انان که پول فراوان دارند (4473126) (alef-11)
 
سلیمی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۴-۲۳ ۱۲:۵۴:۰۴
واقعا پیشنهاد خوبی است. بنده به خاطر موردی که خود را محق می دانستم به وکیل مراجعه کردم، اقای وکیل هم مرا محق دانست و پول زیادی از من گرفت و دنبال کار رفت و موفق هم نشد. هم پول من رفت و هم وقت دادگاه گرفته شد.
البته بعد از مدتها تحقیق و مطالعه، بنده خود متوجه شدم که دعوی من از نظر قانونی راه به جایی نمی برد که اگر وکیل درستی وجود داشت در همان اول متوجه می شد و وقت و هزینه را به باد نمی داد. (4473359) (alef-11)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۶-۰۵-۱۵ ۱۰:۳۳:۰۹
شاگرد مغازه پدرم وقتی پدرم بیمار شد و در خانه بستری یکی از چکهای پدرم را باجعل امضا از 1/5 ملیون به 15 ملیون تبدیلکرد و به شرخری از رفقایش داد و او رفت و علیه پدر بیمار در حال احتضارم شکایت کرد در حالیکه شاگرد پدرم پشت چک را امضا کرده بود . روز دادن چک به شاگرد مغازه من بودم پدرم نتوانست مبلغ را درست بنویسد داد به او و این شیطان همان موقع طوری نوشت که بعدا بتواند دستکاری کند خلاصه وکیل یک ملیون برای خود و شریکش و نیم ملیون فقط برای خودش گرفت یعنی مبلغ جک یا 10 در صد از مبلغ دعوی
و ماهم که جوان بودیم 20 سال پیش بالاخره اتهام چک بلا محل از بین رفت و دادگاه تبانی تشخیص داد و توانستیم از دادن 15 ملیون خلاص شویم
شما فکر کنید چکی که وصول نشده و یک ونیم ملیون هم بابت آن داده شده است یعنی وکلا از هیج برای خودشان درآمد می سازند
و وای به حال کسانی که خانه و مغازه و اموالشان دست شاگردهای ناصالح یا فامیل های ناصالح و دوستان و مردم ناصالح گرفتار شده باشد هستی شان یک بار بوسیله ناصالحان و یکبار به وسیله وکلا خورده می شود و نابود می شود (4506029) (alef-11)
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
 
 
هفته
 
 
 
 
ديروز
هفته