نظر منتشر شده
۳۹
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 235909
آیت الله به چه درد مردم می خورد؟
بخش تعاملی الف - محمد مهدی خسروی
اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۲۷


ثقه الاسلام، حجت الاسلام، حجت الاسلام و المسلمین و آیت الله.

در کنار سالها تلاش و دود چراغ خوردن های بسیار، این بزرگواران، مستقیم یا غیر مستقیم، با وجوهات شرعیه ارسالی توسط مردم، موفق به کسب مدارج علمی و روحانی می شوند.
اما نتیجه این همه درس و مکتب، صرف و نحو و هزینه کرد وجوهات شرعی چیست؟

سالها دود چراغ خوردن، بی خوابی، تزکیه، عبادت و ... به چه منظور است؟

آیا صرف اینکه آن فرد بتواند خود را از لحاظ روحانی و عبادی پرورش داده و خود را آلوده گناه نکند، کافی است؟!

پس آن همه وجوهات که از جیب مردم و با نیت قرب الی الله، پرداخت شده چه می شود؟ سهم و حق مردم در این میان چیست؟

آیا پرداخت وجوهات برای آن است که عده ایی کنج عزلت برگزیده و تعبد کنند؟

قطعا هدف از تاسیس حوزه های علمیه و پرورش روحانیون، چیزی فراتر از تعبد فردی است.

حوزه های علمیه و روحانیون،در هر رده علمی-معنوی که باشند، در قبال مردم، جامعه، کشور، جهان اسلام و همه انسان ها مسئول هستند.

همه روحانیون علاوه بر تزکیه و پرورش فردی، در قبال دنیا و آخرت مردم هم، مسئول هستند.

البته این مسئولیت به این معنی نیست که آنها مالک دنیا و آخرت مردم هستند. بلکه آنها باید نسبت به انحرافات معنوی زندگی دنیوی و اخروی مردم، پاسخگو باشند.

همین مسئولیت بسیار سنگین است که خیلی از این بزرگواران را هراسان کرده و از ترس پرسش های مکرر "نکیر و منکر"، خود را از مردم مخفی می کنند. تا با تمسک به واژگانی همچون "من از احوالات فلانی اطلاع نداشتم"، "کسی چیزی به من نگفت"، "من خبر نداشتم" و ... بتوانند خود را از دست این دو ملک، در شب اول قبر، برهانند.

اما دریغ... ! دریغ از آنکه، آن زمان که از "حق الناس" از آنها سوال شود، پاسخی نخواهند داشت؛ مگر آنکه دستشان پر باشد.

مقدمه چینی کافی است. آنچه در این نوشتار مد نظر است هشدار مجدد و مواکد نسبت به "قم و خطر واتیکانیزم" است. خطری که هر روز بیشتر و بیشتر خود را نشان می دهد.

وجود علما، فقها و مجتهدین در هر شهر و کشوری منشاء خیر و برکات است. اما بدون حضور در میان مردم، این خیر و برکات، ابتر یا بی اثر خواهد بود.

امروز شاهد پدیده بسیار نا مبارک "فرار روحانیون از مردم" هستیم. آنها به بهانه اینکه "کشور و حکومت، اسلامی است"، مردم را به حال خود رها کرده و به درس و بحث خودشان می پردازند.

ثقه الاسلام، حجت الاسلام، حجت الاسلام و المسلمین و آیت الله ی که خود را پشت دیوار های کلاس درس و بحث و حوزه های علمیه، مخفی کرده و در میان مردم و با مردم، نیست، به چه درد مردم، می خورد؟ بود یا نبود او چه فرقی به حال مردم و جامعه دارد؟!

فرق جوان اول انقلاب با جوان امروز در این است که آن جوان، روحانیت را در همه شئون زندگی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود از نزدیک لمس و درک می کرد. اما جوان امروز فقط عکس و تصویر روحانیت را می بیند.

در کل کشور، چند مرکز اعتقادی-فرهنگی-تفریحی که توسط روحانیت و با مرکزیت مسجد یا حسینیه، اداره می شود، می شناسید؟

نسبت پوشش آن ها به کل نوجوانان و جوانان چقدر است؟

جوان امروز در سال چند دقیقه فرصت ارتباط مستقیم با یک روحانی را دارد؟

چند درصد پرسش ها و شبهات جوانان توسط روحانیت پاسخ داده می شود؟

در کل شهرها و روستا های ایران، نماز جماعت پشت سر علما و فقها را چند نفر تشکیل میدهد؟ چه در صدی از جوانان جذب ایشان شده اند؟

ارشاد قبل از جذب، غیر ممکن است!

چرا جوان را در منجلابی آلوده به انواع دسیسه های شیاطین رها کرده اید؟

زمانی که ظرف فرهنگی-اعتقادی جوان امروز را پر نکنیم؛ شیاطین هرآنچه می خواهند در آن میریزند. بعد هم مینالیم که "ای داد! که جوانانمان از دست رفتند". قطعا همین طور است.

همین، جای خالی روحانیت در میان مردم و کم کاری های فرهنگی، منشاء اصلی فتنه ۸۸ و فنته های بعد از آن بوده و خواهد بود.

لازم و و واجب است روحانیون از واتیکان های خود ساخته خارج شده و در میان مردم، در کنار مردم و همراه با مردم، زندگی کنند. انزوای روحانیت و بی خبری از وضعیت مردم(همه اقشار) و جامعه، علاوه بر لطمات جبران ناپذیر بر جامعه، موجب انحراف و گمراهی روحانیون، علما و فقها نیز می شود. همانطور که بارها و بارها در تاریخ معاصر، شاهد بمباران خبری-اطلاعاتی مغرضانه برخی آقایان و در نهایت انحراف فکری و اعتقادی آنها بوده ایم.

بر اساس درخواست چند سال قبل مقام معظم رهبری، در سفر قم، لازم است روحانیت معظم شیعه حتی الامکان به شهر و دیار خود بازگشته و با تشکیل پایگاههای عظیم مردمی در حوزه های مختلف اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به تقویت بنیان فکری-اعتقادی مردم بپردازند و ایران اسلامی ۱۴۰۴ را جهت استقبال از انقلاب مهدی (عج)، بازسازی نمایند.

به امید روزی که مجددا مردم حضور آیات عظام و علما را در میان خود درک و احساس نمایند.

انشاءالله.
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۱۳:۴۸:۳۵
به نظر من مبانی علمی که آموخته اند برای درمان مشکلات امروز جامعه مفید نیست وگرنه شما هیچ متخصصی را پسدا نمی کنید که اشتیاق به کاربستن علم و تخصص خود رانداشته باشد (2276017) (alef-13)
 
عباس
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۲۲:۴۹:۵۶
نظر شما اصلا صحیح نیست چرا که مبانی علمی که اموزش داده میشود همان مبانی علمی است که روحانیانی مثل میزای شیرازی واخوند خراسانی و امام خمینی و بسیاری دیگر از بزرگان براساس ان تحولات بزرگی را ایجاد کرده اند . اگر اشکالی وجود دارد که دارد به دنیا طلبی برمیگردد اقایان برمیگردد. (2278623) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۱۳:۵۱:۲۶
آیت الله باید بیاید با مردم زندگی کند خودش را در انزوا قرار ندهد (2276030) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۱۶:۴۷:۲۳
خواهشا بین خودشان اتحاد و همدلی رو حفظ کنند تا مردم احساس نامیدی و دین گریزی نکنند. برای خیلی ها لباس روحانیت شده کسب درآمد و سوئ استفادهو.... (2276430) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۱۷:۲۱:۳۰
چرا از نشر نظرات منطقی و مفید کاربران دریغ می کنید ؟؟؟!!!
آیا می توانید برای حذف نظر مفید زیر در محضر خداوند دلیل موجه بیاورید؟؟؟!!!
---
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
ازمقاله:«آیت الله به چه درد مردم می خورد؟» عجالتا نکات مهم زیر بطور چکیده در ذهن انسان نقش می بندند:
1- وجود آیت الله باید در همه ی جنبه های زندگی روز مره ی مردم تجلی داشته باشد
2- تجلی وجود مذکور باید در حفظ و حراست از دین بی آلایش خدا و همیشه زنده نگهداشتن آن در زندگی افراد و جامعه تجسم یابد
3- تجسم این حفظ و حراست و همیشه زنده ماندن باید در تبلیغ سازمان یافته ی دین و دور نگهداشتن آن از هرگونه آلینده ی انحرافی عملی گردد
4-عملی شدن دوری از انحراف دینی در حاکم کردن همیشگی قرآن و عقل بر احکام و اعتقادات منسوب به دین و مذهب تحقق پذیر است
5- تحقق حاکمیت قرآن و عقل باید از شناخت حقیقت جامع قرآن و عقل و پایبندی به لازمه های این شناخت نشأت بگیرد
6-پایبندی به لازمه های شناخت حقیقت قرآن و عقل باید به زدایش فرایند هرگونه تعصب وافراط و تفریطی که دین و مذهب را نزد مردم آلوده ساخته منجر شود
7- تحقق موارد شش گانه ی فوق اقتضا می کند ، در سازماندهی موضوعات دینی و برنامه های درسی و روشهای تدریس و تبلیغ موضوعات در حوزه ، اصول علمی ذی ربط حاکم شوند.
8- حاکمیت اصول علمی مذکور با وجود روشهای سنتی حاکم بر حوزه سازگاری ندارد
9- چنانچه اصول علمی با روشهای سنتی با هم در حوزه حاکم باشند بعلاوه ی هدر رفتن وقت و امکانات ، درسهای حوزه و تبلیغ دین نیز ثمر بخش نخواهند بود
10- هدر رفتن وقت و امکانات حوزوی و بی ثمر ماندن دروس دینی و تبلیغ دین تدین جامعه را دچار اختلالات دینی و مذهبی می سازد
11- اختلالات دینی و مذهبی در جامعه یقینا به خدشه دار شدن حیثیت دین ومذهب و رخت بستن تدریجی این ارزشها از زندگی جامعه منجر می گردد
12- بی تفاوتی نسبت به خدشه دار شدن حیثیت دین و مذهب و بی تفاوتی نسبت به افول این ارزشها از زندگی جامعه گناهان کبیره اند. (2276479) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۱۷:۳۱:۰۰
این مقاله با ناآگاهی نوشته شده است.... همین الان براحتی می توانیددر محله تان به روحانیون دسترسی پیدا کنید...
شماره های مختلفی در 118 برای دفاتر مراجع موجود است و همچنین سوالات شرعی خود را می توانید مطرح کنید.
سایتهای پاسخگویی به شبهات ، مسائل شرعی، روانشناسی اسلامی و .... وجود دارند...
خلاصه اینطور هم که شما می گویید نیست... (2276501) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۱۷:۳۳:۱۲
به مسئله نبود روحانیت در میان مردم و اطلاع نداشتن از وضع مردم مسئله کم سوادی قشری ازآن ها را نیز اضافه کنید که باعث انزوای بیشتر آن ها شده است. (2276506) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۱۷:۵۹:۲۸
با سلام
مطلب بسیار دلنشین و لازمی بود خداوند نویسنده مقاله را قرین رحمت خویش فرماید .
امید است روحانیت محترم توجه کرده و عمل نمایند.
موسوی (2276562) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۱۸:۵۵:۵۶
برادر عزيز
جناب آقاي محمد مهدي خسروي

اشارات شما دلسوزانه و خيرخواهانه است اما مشكل عدم حضور فيزيكي روحانيت در ميام مردم ، آنچنانكه جنابعالي تشريح فرموده ايد ، نيست.

اصولا گرفتاري امروز مردم مسلمان ايران ، كم شدن حضور يا همنشيني روزمره با افراد روحاني و علماي حوزوي نيست چراكه در بيست و چهار ساعت شبانه روز ، از طريق رسانه ها حضور قطعي ايشان و تفكرات و رهنمودهايشان ، دقيقه اي مردم را رها نمي كند.

مسئله اصلي درستي يا نادرستي آن چيزي است كه ايشان به مردم منتقل كرده اند.

مسئله اصلي درك و فهم مردم از اين حقيقت است كه برخی آقايان خود به چيزهايي كه مي گويند عمل نمي كنند ، پس آن را باور ندارند ؛ چرا مردم باور كنند ؟

مسئله اصلي منطق سست و مثال زدن ها و استدلالهاي بي اساسي است كه آنها براي منافع و سليقه شخصي خودشان آن را مي گویند

مسئله اصلي فريب خوردن برخی آقايان از زر و زور و تزوير دنيااست كه هم كار دست خودشان داده و هم دست مقلدينشان ! ! ! (2276640) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۵:۰۹:۵۱
احسنت به مشکل و مسئله اصلی اشاره کرید (2277414) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۶:۰۷:۳۷
کار روحانیت در پس چهار دیواری خانه ها و دفاتر نیست بلکه در متن جامعه است. و با توجه به این که تبلیغ دین اغلب با پول و امکانات مردم انجام می گیرد روحانیت مسئولیت دارد بنفع زندگی روزمره ی جامعه و بر حسب اولویتهای ضروری ، موضوعات دینی تبلیغ را ، با تکیه ی بیشتر به مبانی قرآنی و عقلی با برنامه ریزی علمی ، روی روش گفتمان و بحث منطقی متناسب با فهم و درک سطوح علمی گوناگون جامعه متمرکز سازد و در مجالسی سازمان یافته به قشرهای مختلف عرضه نماید و تاثیر گذاری انحرافات و شبهات را روی دین داری جامعه با ورود در این مجالس به بحثهای علمی مناسب و قانع کننده به حد اقل برساند و نیز بتواند اصل یقینی مطابقت دین الهی با اصول استدلال عقلی را با دلایل منطقی در اذهان مردم دین گرا ترسیخ نماید.
همچنان و بعلت مردمی بودن هزینه های کار تبلیغی روحانیت ؛ نتایج این کارمی باید بصورت ادواری به ارزیابی و آمار گیری علمی گذاشته شود تا بتوان ، با در نظر داشتن ضروروت ثمر بخش و پربار ساختن بازده مثبت هزینه های مردمی بنفع جامعه ، سطح مثبت معنوی و مادی این نتایج را از وقت وامکاناتی که برای آنها هزینه شده و هزینه می شوند بالاتر برد ؛ یا حد اقل باهم متناسب و یا هم سطح ساخت ، و احتمال هدر رفتن وقت و امکانات مردمی را در زمینه ی تبلیغ مسئولیت زای دین به حد اقل رساند. (2277452) (alef-13)
 
یه معلم
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۹:۵۷:۳۶
این تظر 1000 تا لایک داره ...حیف که بیشتر از یک + نمی شه داد (2277551) (alef-13)
 
ایمان
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۱۹:۱۹:۴۶
این حقیقت جامعه و حوزه های علمیه است.
بسیار خوب بود
مرسی (2276674) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۲۰:۳۹:۰۶
روحانيت زماني مي تواند در بين مردم جايگاهي داشته بأشد:
١- سياسي كاري نكند
٢- صادق باشد
٣- توجيه گر نباشد
٤- حق را بگويد حتي اگر بر عليه نصابش باشد (2276803) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۵:۱۰:۳۱
بارک الله سخنتان متین است (2277415) (alef-13)
 
هاشمیان
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۱:۳۳:۰۹
باسلام
ضمن تایید این سرفصلهای مهم، به این نکنه خواستم اشاره کنم که "سخن از دل براید لاجرم بر دل نشیند".

اخلاص بایدت والا سخن را در دل مردم هیچ اثر نپذیرد. (2277928) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۲۰:۴۰:۴۶
وقتي روحانيت براي خودش دادگاه جدايي درست كرد از مردم جدا شد، (2276805) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۲۱:۲۰:۰۰
به نظر من روحانیت خود را برای مواجهه با مردم و خصوصا جوانان اماده نکرده است. (2276843) (alef-13)
 
lpln
۱۳۹۳-۰۵-۰۶ ۲۱:۳۱:۴۶
قشری از روحانیت امروز هیچ سنخیتی و آشنایی با زندگی اقشار مردم ندارند. (2276870) (alef-13)
 
گوژپشت نتردام
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۲:۱۹:۴۳
خوشحالم که تو مملکتی هستیم که اییییییینننننقدر آزادی هست
عجب مقاله ای عجب انتقادی عجب حرفهای زیبایی (2277314) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۳:۳۰:۴۵
ایت الله کسی است که علم لدنی داشته باشه .نه بالباس پوشید ن بشه ایت الله . (2277366) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۴:۱۲:۵۵
این آقای محمد مهدی خسروی کیست؟ به کجا بنده که جرات کرده چنین مطالبی بنویسه؟
الف جان! اگر کس دیگری مطلب مشابه (حتی ملایم تر) بنویسه چاپ می کنید؟!!! (2277382) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۵:۱۳:۰۶
مشکل فقط در همان است که برخی دوستان اشاره کردند و حافظ شیرین سخن به زیبائی هر چه تمامتر می فرماید «واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند _ چون به خلوت می روند خود کار دیگر می کنند!» (2277417) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۹:۲۷:۰۴
اعتراض 88 یک اعتراض معمولی بود همان طوری که در سایر کشورها اتفاق می افتد وربطی هم به دین نداشت از علل گریز مردم از روحانیون یکی این است که همه چیز را به دین می چسبانند (2277534) (alef-13)
 
ملکی
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۹:۳۳:۱۲
روحانی دروغ نمگوید .خودخواه نیست دنیاپرست نیست نمونه اصلی واصیل ( امام خمینی ره)
بلکه دروغ گو .خودخواه .دنیا پرست.که لباس روحانی می پوشد و روحانیان واقعی هیچ گونه ابزار جهت روشن کردن مرز مابین
ندارند وعمل کرد هر دو درجامعه به حساب اسلام نوشته می شود (2277536) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۷ ۱۹:۵۴:۳۶
افکار همه روحانیون در خصوص شرکت در مسائل سیاسی و حضور فعال اجتماعی با یکدیگر یکسان نیست کما اینکه در خصوص دخالت در حکومت و قدرت نیز افکار و اعتقادات مختلفی در میان روحانیون رواج دارد بنابر این نمیتوان همه روحانیون را بدلیل اینکه روش خاصی که مورد نظر ماست اجرا نمی کنند مورد انتقاد قرار داد و خاصیت آنها را نادیده گرفت شاید سالها بعد به این نتیجه برسیم که افکار و اعتقادات آنها که خود را از قدرت و سیاست و اجتماع تا حدودی کنار کشیده اند درست تر بوده است دخالت روحانیت هم میتواند آثار مثبت داشته باشد و هم آثار منفی / بنابر این اصولا" روحانیون با هر گونه اعتقاد و مرام سیاسی چه فعال و سیاسی چه غیر فعال و غیر سیاسی و فقط آموزشی باید مثل دیگر طبقات اجتماعی مورد احترام باشند و آزادی عمل داشته باشند و مسیر زندگی خود را انتخاب کنند نباید توقع بیجا داشت . (2277550) (alef-13)
 
الهه
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۰:۳۳:۰۳
خودتون در ابتدای متن نکته ظریفی را اشاره کرده اید که به صورت نادرست بازگو شده است.
مشکل اصلی از آنجایی پیدا میشود که آیت الله دیگر مانند دوران و زمانهای قدیم همه حقوق و مواجبش را از وجوهات مردمی دریافت نمیکند و بخش عظیمی از ان را از دولت میگیرد و این خود ریشه اصلی مسائلی است که مطرح نمودید. (2277888) (alef-13)
 
ابوالقاسم
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۱:۲۵:۳۴
سلام ،
به نظرمیرسدنویسنده درایران زندگی نمیکند و ضمنااز تاریخ ایران هم غافل است.
برادر عزیز! روحانیت حدود 1200 سال بطور عموم و 350 سال است که بطور ویژه در تمام شئونات مردم حضور دارد. عقد مردم-دفن و کفن مردم- نصیحت و تربیت مردم-
خمس و ذکات مردم-تنها تریبون دار و منبر دار مردم- تنها وجوهات گیر مردم (غیر از وجوهات قانونی و غیر قانونی که مردم در حکومتها ملزم به پرداخت بودهاند)و بسیاری امور دیگر مردم،در دست روحانیت بوده و ،تازه شما میگوئید،چرا روحانیت در میان مردم نیست؟؟ عجبا!؟ و نتیجه این حضور علی الدوام را هم داریم در جامعه
می بینیم. چشم ها را باید شست!
ابوالقاسم (2277926) (alef-13)
 
علي
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۲:۵۴:۱۲
به نظر من روحانيت در داشتن آگاهي از يك زندگي سالم و ديني غني ميباشد ولي تا زماني كه روحانيت ما چون حضرت علي در سطح ضعيف ترين مردم عصر خود زندگي نكنند حرفهاي انها و توصيه هاي انها براي مردم قابل قبول نخواهد بود و دروغ بنظر خواهد آمد. و روحانيت هم با اين بي توجهي مردم فقط به درس و تحصيل و گذران زندگي خود فكر خواهند كرد و بس... و كلي از بيت المال صرف درآمد انها ميشود و هيچ كه هيچ ... از روحانيت فقط لباس زيبا به يادگار خواهد ماند كه ان هم نشان انسانيت نيست (2278019) (alef-13)
 
علي
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۲:۵۸:۲۲
امام خميني فرمودند واي به حال ما زمانيكه علماي ما درگير مسائل مادي شوند . حال به نظر شما پست و مقام و صندلي و حقوق فراوان و خانه زيبا و ماشين مدل بالا و خدمات فراوان و .... مسائل مادي نيستند . چگونه ميشود باور كرد داشتن اينها يعني اخلاص (2278022) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۳:۰۱:۲۹
باسمه تعالی

روی سخن من به جایگاه فقاهت است.
کافی است تحولات اخیر در سوریه افغانستان و عراق و لبنان را اندکی از این زاویه مقایسه کنید و این سوال را از خودتان بپرسید که با وجود سی سال دشمنی ابرقدرتی مانند امریکا چرا اسلام شیعی ولایت فقیه و روحانیت به عنوان مدافع مظلومان جهان هنوز پابرجاست؟ (2278024) (alef-13)
 
حسن
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۳:۰۷:۱۷
مردم انتظار دارند روحانیت به تحقیق در خصوص روشهای اقتصادی که بتواند این

وضعیت اقتصادی را سامان دهی وبهبود بخشد بپردازند انتظار دارتد روحانیت دکترین

اقتصادی مطرح نمایند که بتواند فاصله غنی وفقیر کاهش دهد (2278030) (alef-13)
 
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۵:۳۷:۲۱
مردم انتظار همچین کاری رو ندارند ! اقتصاد چه ربطی به علم حوزه دارد ؟ اقتصاد باید در دانشگاه اقتصاد بومی شود . باید اقتصاد سنتی تبدیل به اقتصاد شفاف و مدرن شود (2278189) (alef-13)
 
احمد
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۴:۱۱:۳۳
هر شخصی تنها زمانی می تواند دیگران را ارشاد کند که خود عمیقا و طی تجربه یا مکاشفه به حقیقت و یا تجربه ای دست یابد. در غیر اینصورت کلامش نفوذ نخواهد داشت

متاسفانه بیشتر روحانیون عادت دارند در تمام زمینه های اجتماعی و سیاسی صاحب نظر باشند و سخن سرایی کنند. (2278096) (alef-13)
 
بهلول
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۷:۱۵:۳۰
اگر پاسخ سوال ذیل را بیابیم ، آن موقع به سوال شما که هر صنفی به چه درد مردم می خورد ، می توان جواب داد . اما سوال مهم اینست : اگر امشب بخوابیم و از فردا صبح یک صنف خواص اصلا در میان ما نباشد ، آن موقع چه خواهد شد ؟

اگر بخوابیم و فردا صبح در تهران ما رفته گر ها و جمع آوری کنندگان آشغال نباشد ، بعد از سه چهار روز بود گند و کثافت تمام کوچه ها و خیابانها را پر خواهد نمود و بدنبال آن بیماری های مختلف در شهر شیوع پیدا کرده و بحران امراض و مرگ و میر رخ خواهد داد .

اگر بخوابیم و فردا صبح هیچ پزشکی نباشد ، انسانهای بیشماری روزانه خواهند مرد و عرض ۶ ماه شاید جمعیت تهران نصف شود.

اگر بخوابیم و فردا صبح هیچ معلم مدرسه و دانشگاه نداشته باشیم ، فرزندان ما بی سواد بار خواهند آمد .

اگر بخوابیم و فردا قشر روحانی نباشد ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟! شما بگویید ؟! (2278294) (alef-13)
 
صادق راستگو
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۱۷:۳۵:۰۴
سه اشکال عمده به متن بالا وجود دارد:
1- تعمدی یا غیرتعمدی مشخص نیست چرا ایرادات برخی از جامعه روحانیان را به کل تعمیم داده است در صورتیکه با مطالعه متن متوجه میشوید ما در اطرافمان افرادی از این جامعه را میشناسیم که این ایرادات را ندارند و این به معنی این است که این مطالب مربوط به عده خاصی است نه کل این جامعه!
2- نویسنده با مشکلات حضرات آشنا نیست و گمانش بر این است پرداخت وجوهات معیشت حضرات را گل و بلبل کرده است در حال حاضر عموم طلاب متاهل در بهترین وضع حتی اگر تدریس داشته باشند در سطوح بالا بیش از هشتصد تا نهصد تومان از محل شهریه دریافت نمیکنند وجوهات نیز بهمین سادگی محل هزینه نیست که بشود از یکطرف گرفت و از طرف دیگر هزینه کرد مگر مثال برخی حضرات نشاندار که فقاهتی در کارشان نیست !
3- بنظرم این نگارنده یا اطرافیان ناسالمی از این قشر را مدنظر کتیبه اش قرار داده یا با دیدن دود دست به نگارش اوصاف آتش زده به ایشان و سایت راحت اندیش الف توصیه میشود با حضور در متن این عزیزان که بحق هم افراد سالم و هم برخی سودجو در این قشر مثل باقی اقشار از ازل تا ابد وجود دارد نگاه شود .
ضمن ذکر این نکته که حکومت در همه اعصار هرگز متمرکز در یک قشر خاص نبوده نه تنها در ایران بلکه در سرتاسر جهان حتی در زمان معصومین هم اینچنین نبوده بعنوان مثال دوست عزیزمان میتوانند بفرمایند چه زمانی در تلویزیون ما رییس شبکه روحانی داشتیم یا چه زمانی فرمانده نیروهای نظامی از روحانیون بودند پس گفتن اینکه حکومت دست اینهاست مطلقا حرف غلطی است فی الحال حضور منورالفکرها در حکومت اسلامی سایه چندین ساله دارد آیا باید بگوییم آنها حاکم اند این هم حرف غلطی است .
خبر خوشی هم دارم و آن اینکه مدت ده سالی است طلاب در مدارس کشور با جوانان ارتباطات مفیدی در قالب طرح های هجرت ، جهادی ، روانی مستقر و ... برقرار کرده اند که خود این مهم موید بی اطلاعی نگارنده از وضعیت این عزیزان با روحانیان است .
اول بررسی صحیح بعد قضاوت مستند . انشاءالله به نویسنده کمک خواهد کرد تا متن های صحیح تر و مستندتری به رشته تحریر درآورد . (2278320) (alef-13)
 
رضا
۱۳۹۳-۰۵-۰۸ ۲۲:۰۷:۴۷
1.بسیارند کسانی که به علم وفن اوری روز اگاهند این امر روحانیت شیعه رااز دیگر روحانیون ادیان وفرق ممتاز می نماید.
2.متاسفانه تخصیص بودجه در لایحه سالیانه دولت حوزه را بشکلی وابسته مالی می کند واین بسیار مضر وسم مهلکی است.
3. هنوز هستند بسیاری از روحانیون که بدون استفاده از رانت وتسهیلات دولتی به خدمت دین مشغول ومفتخرندوجامعه نیازمند این قشر از حوزه است. (2278591) (alef-13)
 
سید علی علیزاده
۱۳۹۳-۰۵-۰۹ ۱۰:۲۴:۵۷
باسلام
روحانی درمدارس ابتدایی و متوسطه اول و دوم حضور فعال دارد و در اکثر محلات ضعیف و بعضا محلات متوسط به دلیل سکوت حضور فعال دارند و معمولا در دسرس هستند آنکه مدعی است به روحانی دسترسی ندارد شاید خودش نخواسته و دل ناخواسته عذر بسیاردارد . در محل کار یا سکونت یک روحانی حضور دارد اما در بیشتر منازل هزاران شبکه سرگرم کننده وصدها شبکه اغوا کننده و ضد دین وضد خدا و روحانی با تمام طرفندها وجود دارد ، کدام پیروز است علت خانه نشینی امیرالمومنین که وچه بود علت پیروزی معاویه ها یزید ها چیست . معلم (2279015) (alef-13)
 
انصاری
۱۳۹۳-۰۵-۰۹ ۱۷:۳۱:۵۳
درجات حوزه علمیه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


درجه‌های مذهبی اسلامی رایج در حوزه علمیه را می‌توان به دو بخش درجه‌های رسمی (سطح یک، سطح دو، سطح سه و سطح چهار) و درجه‌های غیررسمی که تا حدودی نامعین هستند (حجت‌الاسلام، ثقةالاسلام، آیت‌الله و ...) تقسیم کرد.

درجه‌های رسمی

مقدمات
سطح یک

طلاب و فضلاء حوزه علمیه که بر اساس مدرک صادرشده مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، دوره سطح ۱ را طبق برنامه گذرانده‌اند، از کلیه مزایای علمی و استخدامی فارغ‌التحصیلان دوره کاردانی دانشگاه‌ها برخوردار خواهند بود.

اتمام سطح ۱ به طور متوسط شش سال طول می‌کشد که علاوه بر اتمام تخصصی ادبیات عرب (صرف،نحو،معانی و بیان و بدیع،لغت،تجوید) دروس مربوط به منطق و کلام (عقاید) و فقه و اصول فقه را هم سپری می‌کنند. کتاب روضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه در فقه و اصول فقه مرحوم مظفر در اصول فقه از مهمترین کتبی است که گذرانده می‌شود.

به سطح یک مقدمات هم گفته‌ می‌شود.

سطح عالی
سطح دو

طلاب و فضلاء حوزه علمیه که بر اساس مدرک صادرشده مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، دوره سطح ۲ را طبق برنامه گذرانده‌اند، از کلیه مزایای علمی و استخدامی فارغ‌التحصیلان دوره کارشناسی دانشگاه‌ها برخوردار خواهند بود. فارغ‌التحصیلان این دوره می‌توانند در آزمون ورودی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه‌ها در تمامی رشته‌های علوم انسانی شرکت کنند و در صورت پذیرفته‌شدن، ادامه تحصیل دهند.

اتمام سطح ۲ به طور متوسط حدود سه سال طول می‌کشد.


سطح سه

طلاب و فضلاء حوزه علمیه که بر اساس مدرک صادرشده مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، دوره سطح ۳ را طبق برنامه گذرانده‌اند، از کلیه مزایای علمی و استخدامی فارغ‌التحصیلان دوره کارشناسی ارشد دانشگاه‌‌ها برخوردار خواهند بود. فضلاء و طلاب حوزه های علمیه فارغ‌التحصیل این دوره می‌توانند در امتحان ورودی مقطع دکترای درتمامی رشته‌های علوم انسانی شرکت کنند و در صورت پذیرفته‌شدن برحسب تشخیص گروه آموزشی، دروس پیش‌نیاز را تا سقف تعداد واحدهای مجاز در دو نیم سال تحصیلی بگذرانند.

اتمام سطح ۳ بدون احتساب مدت نگارش پایان‌نامه یک سال طول می‌کشد. با نگارش پایان‌نامه سطح ۳ به اتمام می‌رسد.

طلاب علاوه بر تحصیل در فلسفه و کلام و رجال و درایه و تفسیر و تاریخ اسلام و اخلاق به طور رسمی به طور غیر رسمی به تحصیل در ریاضیات (عمدتا هیئت که همان هندسه سطح کره است به خاطر کاربرد فقهی آن از چهار شاخه ریاضی که عبارتند از هیئت و حساب و هندسه و موسیقی) و طب (طب اخلاطی که از لحاظ پایه و اساس با طب اسلامی یکی است) و عرفان می‌پردازند. در فقه کتاب مکاب شیخ انصاری و در اصول فقه کتاب فرائد الاصول (معروف به رسائل) شخ انصاری و کفایة الاصول آخوند خراسانی خوانده می‌شود.

به مجموع سطح دو و سطح سه سطح عالی گفته می‌شود که با اتمام آن طلاب دیگر امتحانات کتبی را به اتمام رسانده‌اند و پس از آن کتاب بخصوصی را خوانده و امتحان نمی‌دهند بلکه با شرکت در درس خارج به تناسب استعداد و تحقیقی که انجام می‌دهند تا حد اجتهاد به تحقیق و پژوهش ادامه می‌دهند.


درس خارج
سطح چهار

پس از اتمام سطح عالی که طلاب کلیه امتحانات مبتنی بر کتبی که خوانده‌اند را دادند برای تحقیقات و پژوهش بیشتر و آموختن روش اجتهاد و استنباط و نظریه پردازی در علوم دینی در علاوه بر تحقیقات و پژوهش‌های فردی در درس خارج هم شرکت می کنند.

طلاب و فضلاء حوزه علمیه که براساس مدرک صادرشده مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، دوره سطح ۴ را طبق برنامه از کلیه مزایای علمی و استخدامی فارغ‌التحصیلان دوره دکتری دانشگاه‌ها برخوردار خواهند بود.

در این دوره طلاب درس خاصی را نمی‌خوانند و امتحان کتبی ندارند. بلکه به طور دوره‌ای در مصاحبه علمی درس خارج شرکت می‌کنند (چهار دوره) و در اتمام چهار دوره مصاحبه علمی مدرک سطح چهار را اخذ می‌کنند.

طلاب چه در مدتی که مدرک سطح چهار را اخذ می‌کنند و چه پس از آن صرفا به تحقیق و پژوهش می پردازند و شرکت در کلاسهای درس خارج به هدف آموختن روش اجتهاد و به نوعی تمرین عملی اجتهاد می‌باشد. دوره‌ای که طلاب در کنار تحقیق و پژوهش روش استنباط و نظریه پردازی در علوم دینی را فرامی‌گیرند.




درجه‌های غیر رسمی

در تاریخ حوزهٔ علمیه گاه به برخی عالمان دینی که به مرتبهٔ بزرگتری از علم و فضل در زمان خویش دست پیدا می‌کردند لقبی یا عنوانی اختصاص می‌دادند به منظور بزرگداشت و تجلیل از مقام علمی وی. برخی از آن عنوان‌ها مشترک بود مانند علامه و برخی ویژهٔ عالمانی دینی. حتی برخی معنی سیاسی داشت مانند شیخ‌الاسلام در دوران صفویان.

در دوران معاصر دیگر اختصاص عنوان خاص به عالمان بزرگ رایج نیست، بلکه تعدادی از همان عنوان‌ها که به صورت اختصاصی به کار می‌رفته‌است به عنوان‌هایی عمومی تبدیل شده‌است که عموما متناسب با علم و سن و شان عالم استفاده می‌شود.

از آن جهت که این القاب جنبهٔ احترام هم دارد شاگردان و افرادی که برای بعضی از عالمان و بزرگان احترام ویژه‌ای قائل هستند از القاب بالاتر استفاده می‌کنند در حالی که ممکن است استاد آن عالم و بزرگ درباره او از الفاظ پایینتر استفاده کند.

در عرف ایران عموما به همهٔ روحانیان «حجت‌الاسلام» و «حجت‌السلام‌والمسلمین»، به روحانیان مجتهد و فاضل «آیت‌الله»، به مرجعان تقلید «آیت‌الله عظما» می‌گویند.


ثقةالاسلام

این عنوان پیشتر دربارهٔ طلابی که تازه شروع به تحصیل علوم دینی کرده‌بودند استفاده می‌شده‌است. البته هم‌اکنون در ایران کاربردی ندارد.


پیشینه

در گذشته و در حدود هزار سال پیش به شخصیت‌های بارز علمی و راوایان ثقهٔ حدیث مانند شیخ کلینی ، شیخ صدوق و سایرین لقب ثقةالاسلام داده می شده و این لقب دارای بار بالایی بوده است. همچنین در گذشته نه چندان دور لقب آخوند به علمای بسیار بارز داده می شده مانند آخوند ملا محمد باقر مجلسی یا آخوند ملا محمد کاظم خراسانی.


حجت‌الاسلام

این عنوان در حال حاضر به‌ویژه در ایران برای طلاب معمم به کار می‌رود.
پیشینه

در گذشته به امام محمد غزالی دارای این لقب بوده است. هم چنین به گفتهٔ سید حسین نصر و حمید دباشی، سید محمدباقر شفتی احتمالاً اولین کسی است که عنوان حجت‌الاسلام را دریافت کرده‌است. این عنوان بعدها به روحانی معروفی از کاشان نیز اطلاق شد، ولی پس از آن بشدت از اعتبار این عنوان کاسته شد. دلیل اطلاق این عنوان به شفتی، نقش دوگانه او به عنوان قاضی و مفتی ای بود که کتابی راجع به پیاده سازی دین اسلامی در زمان غیبت نوشت.

به گفتهٔ مرتضی انصاری از نوادگان شیخ مرتضی انصاری، ۲ نفر از بزرگان علماء ملقب به «حجت‌الاسلام» بوده‌اند، یکی سید محمد باقر شفتی، و دیگری حجت‌الاسلام اسدالله بروجردی. اما رفته رفته از جایگاه این لقب کاسته شد.



حجت‌الاسلام والمسلمین

این عنوان کامل‌شدهٔ «حجت‌الاسلام» است و مانند آن برای طلبه‌های معمم استفاده می‌شود. البته به گونه‌ای تخصصی‌تر در حال حاضر به طلابی که به مرحله درس خارج رسیده‌اند گفته می‌شود. طلابی که در مرحله درس خارج مشغول تحقیق و پژوهش و شرکت در درس خارج به منظور آموختن روش اجتهاد و صاحب‌نظری در علوم دینی هستند معمولا در مورد آنها از این لقب استفاده می‌شود.

برخی فقهای دیگر نیز یافتن معیار و قاعده برای این عنوان و عناوین مشابه مانند حجت‌الاسلام و ثقةالاسلام را بی‌فایده دانسته‌اند.

قدر متیقن آن است که این عنوان به کسانی گفته می شود که در سطح بالای درس خارج فقه رسیده اند. اما هنوز به درج اجتهاد نائل نشده اند.


آیت‌الله
برای دیگر کاربردها، آیت‌الله (ابهام‌زدایی) را ببینید.

این عنوان به صورت تخصصی برای کسانی است به مرتبهٔ اجتهاد (بالاترین مدرج تحصیلی در نظام آموزشی حوزه) رسیده‌اند و توانایی استنباط علوم دینی را دارند و در زمینهٔ علوم دینی صاحب نظر هستند گفته می‌شود.

البته سن روحانی نیز در استفادهٔ از آیت‌الله موضوعیت دارد. مثلا مجتهدان جوان یا کسانی که تازه به میانسالی رسیده‌اند را گاه همچنان با عنوان حجت‌الاسلام یا حجت‌الاسلام‌والمسلمین نام می‌برند، و از آنور گاه عالمانی که به سالخورده و سرشناس ولی مجتهد نیستند نیز این عنوان اطلاق می‌شود.


پیشینه

کاربرد تاریخی این لقب به علامه حلی فقیه قرن هفتم هجری اشاره دارد و تا قرن چهاردهم این لقب تنها مختص وی بود. در این دوران سید محمدمهدی بحرالعلوم نیز از سوی برخی آیت‌الله خوانده شد و چند دهه بعد از لقب آیت‌الله برای اشاره به فقهای دیگری چون شیخ مرتضی انصاری و محمدحسن شیرازی نیز استفاده شد.

مورخان مشروطه برای اشاره به برخی فقهای آن دوران همچون محمدکاظم خراسانی نیز از لقب آیت‌الله استفاده کردند و پس از تشکیل حوزه علمیه قم توسط شیخ عبدالکریم حائری تعدادی از استادان این حوزه نیز به آیت‌الله معروف شدند.


آیت‌الله العظمی

کاربرد اصلی این عنوان در حال حاضر برای مراجع تقلید شیعه است. کاربرد این لقب به دوران پس از آیت‌الله بروجردی بازمی‌گردد. تا آن زمان مراجع تقلید را حجت‌الاسلام و حجت‌الاسلام‌والمسلمین می‌نامیدند و بر روی رساله‌های سید حسین طباطبایی بروجردی، که اولین رساله عملیه شمرده می شود، نیز از این لقب برای او استفاده شد.


کاربرد این لقب معیار رسمی ندارد ولی بر اساس عرف موجود عالی‌ترین لقب غیررسمی است و تنها به کسانی تعلق می‌گیرد که علاوه بر اجتهاد فقهی، مقلدان فراوانی نیز داشته باشند. به گفته آیت‌الله موسوی اردبیلی «آیت‌الله العظمی به کسی گفته می‌شود که علاوه بر اجتهاد، جایگاه علمی برتری دارد و در مقام افتا قرار دارد» همچنین به گفته آیت‌الله مبشر کاشانی «اگر از مراجع تقلید باشد یا شأنیت این مقام را داشته باشد و مجتهد جامع‌الشرایط باشد، آیت‌الله العظمی گفته می‌شود.»

اما مرتضی مطهری باور داشت که نباید این لقب را به افراد عادی نسبت داد و این لقب ویژه امام زمان است و اوست که آیت‌الله العظمی و بزرگ ترین نشانه الهی بر روی زمین است. (2279527) (alef-13)