نظر منتشر شده
۵۲
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 268452
"ایران بیشترین رشد علمی دنیا را دارد" یعنی چه؟
بخش تعاملی الف - آرمین شمس، 5 اردیبهشت 94
تاریخ انتشار : شنبه ۵ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۳۶


ابتدا بگذارید به عنوان مقدمه به تعدادی از عقاید مدرن جامعه علمی کشور نقدی داشته باشیم و سپس نتیجه گیری را انجام دهیم. این عقاید مفید (اما ناقص) زیر عنوان مفهومی به نام "ضریب تأثیر " قابل نقد عینی با زبانی ساده هستند.

سطح اول (ضریب تأثیر علمی در ذهن داوران)
در جامعه علمی مرسوم است که ایده‌های جدید را به تعدادی داور نشریات علمی – پژوهشی می‌سپارند تا مطابق اصول علمی (و سلایق علمی یا گاه غیر علمی) توسط داوران به بوته نقد سپرده شود و در صورت "مؤثر " بودن در جلب نظر داوران پذیرفته و چاپ شود. مرغوبیت ایده‌های مقاله با معروفیت داوران و نشریه مربوطه همبسته فرض می‌شود زیرا (به عنوان مثال) ادعا می‌شود داوران خوب که معمولاً عامل مهمی در معروفیت نشریه نیز هستند استانداردهای علمی خوبی نیز دارند و شهرت خود را با قبول مقالات "بدتر " به خطر نمی‌اندازند. معروف است که گروهی از مجلات معتبر و دارای داوران خوب توسط موسسه تامسون – رویترز ایندکس می‌شود (مورد آمارگیری و داده پردازی قرار می‌گیرد) و تعداد مقالات چاپ شده هر کشور در سال در این مجلات نوعی آبروی علمی و معیار رتبه بندی برای کشورها می‌باشد: از نظر موفقیت علمی (تعداد کل مقالات) یا رشد علمی (درصد افزایش سالانه مقالات). رشد علمی ایران یازده برابر رشد علمی متوسط دنیا و حائز رتبه اول دنیا بوده است. چین با سه برابر رشد علمی متوسط دنیا در رتبه بعدی قرار دارد و همین رشد علمی بالا ایران را از رتبه نزدیک به چهلم در دنیا به رتبه نزدیک به پانزده رسانده است. آیا متوجه نقاط قوت و ضعف این فرایند هستیم؟ یا اینکه صرفاً به یک بعد قضیه یعنی صرفاً نقاط ضعف یا صرفاً نقاط قوت توجه داریم؟ آیا در رویای عمیق فرو می‌رویم، چماق انکار بر سر جامعه علمی کشور می‌کوبیم یا با خوشحالی به نقد و فکر می‌پردازیم؟

سطح دوم (ضریب تأثیر علمی در ذهن پژوهشگران)
پس از طی مرحله اول برخی پژوهشگران به آثار چاپ شده ارجاع می‌دهند و تعداد افراد ارجاع دهنده به یک مقاله با مرغوبیت ایده‌های مقاله همبسته فرض می‌شود. مفهوم "ضریب تأثیر " موسسه تامسون-رویترز (آی اس آی معروف) در این سطح قرار دارد. در جوامع علمی مرسوم است که برای جبران نقاط ضعف سطح اول (تعداد مقالات) و کیفیت افزایی آن از تدابیر سطح دوم (مانند تعداد ارجاع پژوهشگران) استفاده می‌کنند. خیلی از محققین و اساتید دانشگاهی ما از مواهب سطح دوم برخوردار می‌شوند (که خوب است) و اسیر نقایص آن نیز هستند (که بد است). به نظر می‌رسد وجود سیستم ارزیابی رقمی که تا حدی نیز معقول باشد از نبود آن خیلی بهتر است، حداقل در این مورد که موجب رشدی علمی در کشور نیز شده است.

سطح سوم (ضریب تأثیر علمی حقیقی)
تعداد زیادی از دانشگاهیان کشور علاوه بر قبول نقاط قوت و استفاده از مزایای سطوح اول و دوم به فکر چاره جویی در رفع نواقص آن نیز هستند ولی هنوز تدابیر مربوطه بطور پخته و جامع به نظام استخدام، پاداش و ارتقای دانشگاهی (و در یک کلام نظام تصمیم گیری علمی کشور) متصل نشده است. اندازه گیری تأثیر علمی حقیقی سخت است و رقمی کردن آن و طراحی فرایند ارزیابی با تمام اجزا و استثنائات کار ساده ای نیست. همین موضوع باعث به تأخیر افتادن کار و تردید شده است. مثلاً اگر مقاله شما مورد ارجاع دانشمندی مانند پرفسور دونالد کانوث (معروف‌ترین استاد کامپیوتر دانشگاه استنفورد) در کتاب معروفش (جزو ده مونوگراف برتر قرن) قرار بگیرد ظاهراً مرغوبیت بیشتری به نسبت صدها ارجاع معمولی دارد ولی رقمی کردن این موارد و تعیین وزن و گرداوری همه عوامل مرتبط به میزانی به مذاق دانشگاهیان منتقد سخت آمده و بحث برانگیز است که تحت لوای یک "نظام ارزیابی کیفی مبهم " دست از رقمی کردن و فرایندی کردن کار شسته‌اند. به عینه در دانشگاه صنعتی شریف شاهد نقد سطح سوم و به رسمیت شناخته شدن این نقد و در عین حال دوری از فرایندی و رقمی کردن کار از طرف مسوولین بوده‌ام (به عنوان مسوول علمی تحول دانشگاه بحث‌های داغی نیز داشتم).

باید اذعان کرد که به کمال رساندن جرقه‌های سطح اول و دوم در قالب سطح سوم یک فرایند دائمی است و "رقمی " کردن و فرایندی کردن ریزه کاری‌های ارزیابی در شاخه‌های مختلف علم و با لحاظ همه مسائل مربوطه کاری است که باید دائماً پیگیری شود تا در طی تحلیل‌های "کیفی " اتفاق افتاده نقش سلایق، اشتباهات و منافع شخصی کم رنگ‌تر شود. متاسفانه بسیاری از دانشگاه‌های ما هنوز به سطح سوم وارد نشده‌اند و در دام سطح اول یا دوم اسیر هستند.

سطح چهارم (ضریب تأثیر کاربردی حقیقی)
تولید علمی که صرفاً توان ذهنی و علمی محقق را نشان بدهد و کاربرد زیادی در حال و آینده برایش متصور نباشیم، ولو مورد استقبال ظاهری و ارجاع قرار بگیرد، شاید یکبار و برای دریافت مدرک دکترا و ارزیابی توانمندی کار علمی کافی باشد. یکی از توصیه‌های صحیحی که استادم در دانشگاه منچستر به من داشت عدم محبوس شدن در زندان تعداد مقالات و ارجاعات بود (ایشان خود شاگرد پرفسور سایمون است که اچ ایندکس ۱۵۰ داشت و مطابق سطح دوم پرارجاع ترین محقق بین رشته ای تاریخ بوده است. ایشان الان فوت کرده‌اند و شاهد تأثیر مثبت یا منفی "حقیقی جامع " کارهای علمی خود هستند که به این بعد قضیه نیز بعداً خواهیم پرداخت). توصیه استاد ما بدون نفی اهمیت انتشار علمی و لزوم زحمات مربوطه صورت می‌گرفت و متعادل بود. بحث گسترش دید است. اینکه یک مقاله یا اثر علمی چه کاربردی از نظر صنعتی، اقتصادی یا اجتماعی به همراه دارد از سه سطح یاد شده قبلی خیلی مهم‌تر است. حتی برای رشته‌های محض مانند ریاضی و فیزیک نیز چنین تاثیری را می‌توان تعریف کرد. از خود ضریب تأثیر سطح دوم نیز می‌توان با تعدیل‌هایی در این تعریف بهره برد.

سر و کار داشتن با هزاران متغیر صنعتی و اقتصادی و اجتماعی کاری ساده نیست ولی برای یک کشور ممکن است. از همین حالا نیز نفوذ برخی از این متغیرها بطور کمرنگ و ضعیف در نظام ارزیابی و استخدام و ارتقای علمی کشور شروع شده است. در نقشه جامع علمی کشور نیز اشارات خوبی وجود دارد. تا در اجرا چه شود؛ به عبارت دیگر ایران که در سطح یکم غولی سریع الرشد و دارای رتبه اول رشد علمی دنیاست، در سطح سوم و چهارم جوجه ای ضعیف است که صرفاً تعدادی نوک به تخم مرغی که در آن حبس شده است می زند و از ترک برداشتن آن (مثلاً پیوستن به کلوپ فضایی یا شروع بحث‌های عمیق فلسفی-کاربردی) خوشحال می‌شود! هیچ اشکالی ندارد بلکه خوب است که موفقیت سطح اول را به رسمیت بشناسیم و جشن بگیریم و به اساتید فعال در سطح دوم جوایز نفیس اهدا کنیم ولی مظلومیت و عقب ماندگیهای فردی و گروهی در سطوح سوم و چهارم را باید هر چه سریع‌تر جبران کنیم. از این خیانت نیز باید برحذر بود که با چماق سطح سوم و چهارم به مسخره کردن موفقیت‌های سطح اول و دوم بپردازیم. هر کدام از مراحل رشد ارزش خود را دارد و از طرف دیگر بت سازی هم نباید کرد. خود همین مقاله که پیش رو دارید "تلاشی " کوچک در سطح چهارم و پنجم است. اگرچه محدود و کوچک است ولی با هدف یک تأثیر کاربردی اجتماعی مهم در سطح و ذهنیت چهارم نیز نگاشته شده و البته اگر بطور هم زمان حائز کیفیت‌های سه سطح اول نیز در حد بسیار بالایی می‌بود تأثیر بسیار بیشتری می‌توانست در اذهان و جامعه علمی داشته باشد. طبیعتاً زمان بسیار بیشتری نیز می‌برد.

سطح پنجم (ضریب تأثیر جامع حقیقی)
اینکه یک کار علمی چه ارتباطی با "معنویت " و "عدالت " پیدا می‌کند و چه تاثیری در آن راستا دارد شاید جامع‌ترین "ضریب تأثیر " را بخاطر جامعیت آن دو مفهوم به ما بدهد. "ضریب تأثیر " اثری مانند قرآن چقدر است؟ آیا به حساب یک کشور جغرافیایی واریز می‌شود یا منسوب به یک مملکت فرهنگی است؟ اینجا باید خیلی سؤالات را پرسید و خیلی از متغیرها را در نظر گرفت. دانش ارزیابی مربوطه متصور هست ولی در بین ما انسان‌های امروزی موجود نیست. سال‌ها زمان و تلاش لازم است. کسانی که حقیقتاً (نه به تعارف و ظاهر و اسم) در پی الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت هستند به این تخم مرغ نوک می‌زنند. آیا ترکی روی این تخم مرغ مشاهده می‌کنیم؟ آیا زیرک‌ترین افراد جامعه علمی امروز ما نیز در پایین‌ترین مراتب از سطح پنجم اسیرند؟ برخی حتی نگران هستند که ممکن است بدلیل عجله غوره نشده مویز بشویم و بدون رعایت آداب صحیح سطوح پایین تر (کسب روح علم، نه آمار و معروفیت‌های جانبی) مدعی سطح پنجم بشویم. مشکل این است که خیلی از منتقدین برای همیشه در سطوح پایین می‌مانند و حضور پخته و علمی مورد ادعای آن‌ها در سطوح بالاتر را شاهد نیستیم.

از سطح سوم به سمت سطح پنجم رقمی کردن و فرایندی کردن کار و تدقیق ارزیابی سخت تر می‌شود و در عین حال ارزش آن و مواهبی که به همراه می‌آورد نیز بیشتر می‌شود. بسیاری ممکن است در نظر اول نگران فروکاست مفاهیم تدقیق شده و رقمی شده باشند به حدی که از کار صرف نظر کنند. نگرانی بجاست ولی پرهیز از تدقیق مفاهیم پیچیده و عالی مانند پرهیز از استفاده از فناوری هوا فضا بدلیل مخاطرات و پیچیدگیهاست. "العلم سلطان ".

ذهنیت شما دانشگاهی عزیز یا مدیر محترم از نظر ارزیابی علمی در کدام سطح است؟ دانشجویان، کارمندان، اطرافیان و فرهنگ خود را در کدام "سطح " محبوس کرده‌ایم؟ حتی سطح پنجم هم درون خود مراتبی دارد که هر یک به نسبت مرتبه بعدی زندان محسوب می‌شوند و البته تحقیر افراد و گروه‌ها در موفقیت‌های سطوح پایین‌تر به بهانه وجود سطوح بالاتر نیز کار ناشایستی است. ناشایسته تر آن است که فردی که اسیر سطوح و مراتب پایین‌تر است در مقام قضاوت و ارزیابی باشد و کارهایی را که در سطوح بالاتر انجام می‌شوند به رسمیت نشناسد، چه به بهانه عدم وجود قانون، چه نبودن محلی در فرم ارزیابی مربوطه یا به بهانه سختی ارزیابی یابدتر از همه انکار مطلق لزوم پرداختن به آن "سطح " بالاتر.

ما موفقیت عظیم کشور در سطح اول را به عنوان "سریع الرشد ترین کشور دنیا از نظر علمی " جشن می‌گیریم و موفقیت‌های بزرگ برخی پژوهشگران کشور در سطح دوم را صمیمانه تبریک می گوییم و برای دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه شریف که تقریباً در سطح سوم تفکر قرار گرفته‌اند احترام زیادی قائل هستیم ولی نهایتاً دوستان اندکی که اندیشه قوی سطح چهارمی و سطح پنجمی دارند و در این راستا به بهانه‌ها و با ابزارهای مختلف تلاش می‌کنند را اکسیر رشد و تعالی ایرانی می دانیم که روزی ورای ژاپن و آلمان به صنعت دنیا خدمت خواهد کرد و روزی دستاوردهای علمی و اقتصادی آمریکا را پشت سر خواهد گذارد.

برخی ما را به این خاطر مسخره می‌کنند و برخی نیز وقت کمتری را که برای سطوح اول یا دوم داشته‌ایم دستمایه سرزنش قرار می‌دهند (که اندکی نیز حق دارند) و پاسخ ما برای این هموطنان جز لبخند و آرزوی بهترین‌ها نیست. شخصاً ترجیح می‌دهم سه جلد کتاب "مدیریت تحول جامع " که در دست "تألیف " دارم و مدت‌ها وقت گرفته و خواهد گرفت تا کامل تر شود، جایگزین صدها مقاله پر ارجاع شود. آیا یک مقاله پرارجاع به یک اثر ناظر به سطوح سوم و چهارم و پنجم برای ما دانشگاهیان از وضع فعلی ما بهتر نیست؟

اما برخی هستند که در جمله قبلی چیزی جز همان عبارت "مقاله پرارجاع " را نمی‌بینند و شاید ما نیز باید وقتی اختصاص داده به زبان مطلوب آن‌ها نیز حرف خود را بزنیم تا راحت تر با سطوح بعدی ارتباط برقرار کنند (ورزش ذهنی خوبی نیز می‌تواند باشد، مانند مسابقات پررقابت علمی، البته امیدوارم به دوپینگ نیاز نداشته باشد، مثلاً لازم نباشد برای افزایش ارجاع دست به دامن برخی روش‌ها بشویم یا به سانسور برخی مطالب علمی بپردازیم یا مدت‌ها عضو "گروه " بوده باشیم! در ریاضیات و علوم کامپیوتر برخی از مشکل‌هایی که در علومی مانند مدیریت هست وجود ندارد و کار بین رشته ای ما "مدیریت " را نیز در بر می‌گیرد).

به نظر من ارزش استاد تمام بودن در سطح دوم از ارزش محقق فعال بودن در سطوح سوم تا پنجم بیشتر نیست. برخی دوستان سفید مو چپ چپ نگاه می‌کنند و نظر دیگری دارند. به هر حال اگر کسی را داشته باشیم که در هر پنج سطح پیشرو باشد و حرفش در جمهوری‌های تخم مرغی سطح پایین‌تر نیز "رو " داشته باشد می‌تواند تأثیر زیادی در تحول فضای علمی، صنعتی، مدیریتی، اقتصادی و عدالت پروری کشور داشته باشد، بخصوص اگر رشته کاری علمی او از زمینه‌های مرتبط تر با مدیریت تحول پیشرفته باشد. روی صحبتم در این قسمت بیشتر با نخبگان کنکوری، جشنواره ای و المپیادی جوان است. همچنین با مسوولین دانشکده مدیریت دانشگاه شریف که دوره کارشناسی آن با گرنت ها و مشوق‌های مربوطه هنوز تأسیس نشده است!
 
کلمات کلیدی : آرمین شمس
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۰:۵۷:۲۴
من متوجه نشدم در لابلای این پیچیده سازی که ساده نامیده شده است جایگاه تبدیل حاصل رنج دانشجوی ایرانی برای تولید مقاله و سپردن ان به نشریاتی که واسطه تبدیل ان ایده به پول که خدای جوامع سرمایه داری است؛ کجاست؟؟؟؟ ایا دلمان به چی خوشه؟؟؟ (2845854) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۷:۰۲:۰۰
دوست عزیز میدونی دلمون را به چی خوش کردن
ساده بگم
اینقدر میگن ما پیشرفت علمی داریم درسته اما باید واقعی دید
واقعی اش اینه که بطور مثال :
شما یک ساختمون یک طبقه داری یک طبقه روش بکذاری میشه 100% پیشرفت !
غربی ها اما یک ساختمون صد طبقه دارن 20 طبقه میگذارن روش میشه نسبت به ساختمون قبلی 20% پیشرفت !!
اینجا ادعا میشه ما صددرصد پیشرفت داریم و اونها فقط بیست درصد !! لذا باید غصه اونها را بخوریم که اینقدر عقب افتادن در پیشرفت علم
از یک منظر راست میگن !!
اما در عالم واقعیت یک سوزن ته گرد هم نمی تونیم از صفر تاصدش را خودمون بسازیم چون دستگاههای سازنده اش خارجیه !!
اینهم زبان ساده پیشرفت علمی ! (2846943) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۸:۵۹:۱۳
خدا پدرت را بیامرزد که واقعیت رو به این دوستانی که این همه ادعا دارند گفتید. (2847257) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۰۱:۴۶:۵۲
همه ان دویست کشور که ساختمون صد طبقه نیستند. مگر فقط با آمریکا مقایسه شده که مثال ساختمان صد طبقه را می زنید. همه جور کشور در دنیا هست. در بین همه رشد علمی اول شده و خود کم بینی را باید کنار گذاشت.

نویسنده با قرار دادن رشد کشور در سطح اول عملا آن را نقد کرده ولی در همان سطح اول رشد کشور را تایید هم کرده.

نظر سنجی: به نظر شما آیا رشد ما در سطح آخر هم بیشتر از بقیه کشورهاست یا در وضع بدی قرار داریم؟ (2848090) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۱۱:۰۳:۱۳
بسیار در وضع بدی قرار داریم
این رو بنده به عنوان کسی که در جریان هستم خدمتتون عرض میکنم اکثرا دیتا سازی برای چاپ مقاله به هر قیمتی است و ذره ای تولید علم در این مقالات نیست (2848543) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۰۰:۳۲:۱۵
"ایران بیشترین رشد علمی دنیا را دارد" یعنی چه؟

یعنی بیشترین موسسه تولید مقاله و پایان نامه در میدان انقلاب تهران را دارد.

یعنی بیشترین بورسیه بی سواد را دارد. (2847968) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۰۱:۱۶:۵۸
خوب ما هم مقالات اونا رو تبدیل به پول کنیم و کاربردی کنیم. سطح چهار مگه اینو نمیگه؟ (2848042) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۱:۰۵:۵۸
كجاست نتيجه اين بيشترين رشد علمي؟
چرا كاربرد آن در جامعه محسوس نيست؟
ايران با اين بوق و كرنا چه حرفي در توليد وسايل صوتي و تصويري و ارتباطي، ماشين آلات و حتي لوازم التحرير و ... دارد؟
به هر خانواده ايراني كه سر بزني يخچال - تلويزيون - ماكروفر - جارو - تلفن - كامپيوتر و صدها محصول ديگر كدام يك برند ايراني دارد؟ (2845880) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۷ ۲۱:۳۶:۳۷
به خاطر اینکه معیار تعداد مقاله بعنوان پیشرفت علمی درنظر گرفته شده که کاملا اشتباه است. مقالات ایرانی بیشترشان ارزش علمی پایینی دارند و بویژه آنکه میزان کاربردی بودن آنها پایین است. در حالیکه در کشورهای دیگه محقیقن به دنبال کسب ثروت کلان از راه علمی هستند و برای همین بیشتر دنبال کارهای کاربردی میروند تا تحقیقات کم کاربرد انتزاعی.
تازه بر خلاف ایرانیان در خیلی از کشورهای خیلی از پیشرفتهای علمی در شرکتهای بزرگ خصوصی انجام میشه و اونها به دلیل رقابت شدید کمتر دوست دارن کارهاشون منتشر بشه. (2852797) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۱:۱۳:۲۷
البته ما به توليد انبوه علم دست پيدا كرده ايم كه حتي همكنون فروش مقالات علمي و پايان نامه در
مقاطع مختلف اماده تحويل داريم بجاي فست فود فست علم شده (2845906) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۲۰:۰۲:۵۹
روش به این صورته که شما پایان نامه ات رو میدی برای چاپ و صحافی بعد دوستان فایل پی دی اف انرا بر میدارند و به دیگر دوستان تحویل میدهند (میفروشند) (2847408) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۱:۳۵:۱۷
در تقلب علمی هم فکر کنم جزء رتبه های اول باشیم.
یک اشکال بزرگ الزام و اجبار دانشجویان به دادن مقاله است. یعنی وقتی دانشجو را تحت فشار قرار می دهند که مقاله بدهد، احتمال فساد و تقلب یا دادن مقاله با فرض های اشتباه هم زیاد می شود. (2845955) (alef-13)
 
مهدي يار
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۱:۳۶:۰۸
از دكتر آرمين شمس بابت اين مقال كوتاه ولي جالب توجه كه بخشي از درد ذهن حداقل حقير را شامل مي شود بسيار تشكر ميكنم.
اما شايد براي كامل تر شدن مطالب و مهم تر از آن تحقق بخشيدن به سطوح سوم و چهارم (و احتمالاً پنجم) بايد به ارتباط صنعت با دانشگاه ها هم توجه كرد. بار سطح سوم وخصوصاً چهارم چيزي نيست كه دانشگاه هاي دولتي يا آزاد ايران به تنهايي توان تقبل به دوش كشيدن آن را داشته باشند. تحقيق و تمركز در سطوح سوم و چهارم نياز به جذب صنعتي و اجتماعي هم دارد. آنچه كه استاد آقاي دكتر در دانشگاه منچستر بدان اشاره و توصيه فرموده اند در فضاي انگلستان قابل حصول تر است تا در فضاي ايران. بنا به سه تجربه اي كه در همان كشور از فعاليت دانشگاهي-صنعتي داشته ام، صنعت تا حد همآفزايي كننده اي تشنه همكاري با دانشگاه و يا استفاده كردن از خروجي هاي آن است. به عقيده تحقيق نشده بنده ايجاد اين فرهنگ در ايران نياز به فداكاري يه عده محقق پرانرژي كه جز به سرافرازي ايران اسلامي فكر نمي كنند دارد. (2845956) (alef-13)
 
عضو هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۱:۳۶:۲۵
با سلام و احترام. از مقاله شما بسیار لذت بردم. به ویژه از این پارگراف:

برخی ما را به این خاطر مسخره می‌کنند و برخی نیز وقت کمتری را که برای سطوح اول یا دوم داشته‌ایم دستمایه سرزنش قرار می‌دهند (که اندکی نیز حق دارند) و پاسخ ما برای این هموطنان جز لبخند و آرزوی بهترین‌ها نیست. شخصاً ترجیح می‌دهم سه جلد کتاب "مدیریت تحول جامع " که در دست "تألیف " دارم و مدت‌ها وقت گرفته و خواهد گرفت تا کامل تر شود، جایگزین صدها مقاله پر ارجاع شود. آیا یک مقاله پرارجاع به یک اثر ناظر به سطوح سوم و چهارم و پنجم برای ما دانشگاهیان از وضع فعلی ما بهتر نیست؟
از اینکه میبینم همکارانی چون شما با این افق فکری مشغول فعالیت هستید بسیار خوشوقتم. فقط آرزو میکنم اسیر بازی های سخیف ارتقا و ارجاع و غیره در محیط به ظاهر علمی دانشگاه ها نشوید و همچنان پرتوان به مسیر فعلی خود ادامه دهید. با تجدید احترام (2845957) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۴:۳۸:۳۹
کسی که تفاوت کارکرد و جایگاه "کتاب" و "مقاله پژوهشی" را به درستی درک نمی‌کند، نمی‌تواند به آسیب‌شناسی "علم‌سنجی" بپردازد. دانشی گسترده و رشدیافته که با یک عبارت "رقمی کردن" نمی‌توان آن را انکار کرد. (2846482) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۰۱:۰۱:۵۱
بحث کتاب و مقاله نیست ظاهرا، بحث سطوح فراتر از اینهاست (2848011) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۷ ۲۲:۱۱:۳۲
موضوع خیلی فراتر از مسایلی مانند تفاوت کتاب و مقاله است که ذهن برخی افراد را درگیر کرده. (2852869) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۲:۰۸:۴۱
جناب آقای دکتر شمس. ضمن احترام به شما، این صحبت ها خیلی شیرین است و به لحاض بحث و تئوری، زیبا و جذاب. اما اگر همه این موارد را نوشتید تا آنچه در مقاله قبلی درباره موضوع هسته ای نگاشتید را از ذهن ما پاک یا اثر آن را دگرگون یا آن را توجیه کنید، اشتباه می کنید. به عنوان یک عضو هیأت علمی دانشگاه، واقعا بسیار تأسف می خورم که شما درباره موضوع هسته ای چنان نظراتی دارید و عواقب سنگین، ویرانگر و غیرانسانی آن طرز فکر را مورد توجه قرار نمی دهید.
اگر شما حوزه اظهار نظر خود را به همین مباحث مربوط به تحقیق و پژوهش اختصاص دهید و به حوزه مناقشات هسته ای وارد نشوید بسیار بهتر خواهد بود. (2846039) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۲:۱۹:۵۸
متشکرم برای بنده بسیار مفید بود (2846066) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۲۰:۰۴:۴۰
میشه بفرمایید کجای مقاله مفید بود و برداشت شما چیست؟ ما که مطلب خاصی ندیدیم (2847413) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۰۱:۳۳:۲۷
شما چطور سطح بندی می کنی؟ سطوح رو هم ندیدی یا سطح بندی بهتری داری؟ (2848065) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۲:۳۴:۲۶
مقاله قابل توجهی است ولی به نظر می رسد که سطح پنجم اشاره شده مبنی بر ارتباط علم تجربی با عدالت و معنویت متاثر از نگاه متافیزیکی نویسنده است و گرنه کشفیات علم تجربی فی نفسه خوب یا بد نیستند. (2846118) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۳:۰۰:۳۸
ایران بیشترین رشد مقالات علمی دنیا را دارد که نتیجه سیاست آموزش عالی فله ای (رشد کمی بدون کیفیت) است. متاسفانه رشد آمار علمی در سطح اول (از نظر نویسنده مقاله) باعث گمراهی و غفلت از سطح چهارم شده و می شود صنعت و تکنولوژی کشور درست برعکس مقالات علمی دایما در حال عقب ماندن از دنیاست (2846213) (alef-13)
 
عضو هیأت علمی( استادیار مهندسی فناوری اطلاعات شبکه‌های کامپیوتری)
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۳:۰۴:۳۴
باسلام واحترام به همه همکاران: مطلب فوق دارای ویژگی‌های تحقیقی خوبی است. هرکدام از پاراگراف‌های اعلام شده می‌تواند یک عنوان تحقیقی تحلیلی و دقیق باشد، و راهگشا برای پیشرفت علمی عملی رفع مشکلات جامعه.
نکته‌ای را هم که باید اضافه کنم این است که با احترام به زحمت کشان عرصه علمی علی‌الخصوص محققین و پژوهشگران محترم، متأ سفانه در اثر مصوب شدن نظرات ویران کننده مجامع علمی ـ مثل رویش قارچ گونه مو‌ٔسسات آموزش عالی غیر انتفاعی ـ که هیچ‌گونه کنترل و نظارتی از هیچ سازمان ونهادی ـ به خصوص ـ وزارت مطبوع علوم برآنان مترتب نیست، فاجعه و جنایت سهمگینی به جوانان دانشجو ـ این سرمایه‌های عظیم و گرانقدر ـ مملکت روا داشته شده‌است. ذکر این فاجعه در این مقال نمی‌گنجد، و تا کنون هم با مکاتبات و درخواست‌های متعدد این معزل حل نگردید. این اشارت برای عاقلان تصمیم‌گیرنده مجامع علمی بس‌است، منتهی «درخانه اگرکس است یک حرف بس است» مسئولین وزارت علوم، شورای انقلاب فرهنگی و... خود را به خواب زدند، آدم خوابیده را می‌شود بیدارکرد، اما آدم به خواب زده را نه.؟!! (2846220) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۳:۳۳:۱۱
" این خیانت نیز باید برحذر بود که با چماق سطح سوم و چهارم به مسخره کردن موفقیت‌های سطح اول و دوم بپردازیم. هر کدام از مراحل رشد ارزش خود را دارد و از طرف دیگر بت سازی هم نباید کرد. "

موافقم. در سطح پنجم، تاثیر دولتی بودن و نفت را هم در نظر بگیرید. شریف شما هنوز نفتی است. (2846291) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۲۰:۰۶:۰۲
خداوکیلی این شریف چه دستاوردی داشته؟
شما ادعا میکنید شریف فلانه و چنانه
این دانشگاه به اصطلاح نخبه را میگیرد بعد میفرستد در خارج اونجا هم کار خاصی نمیکنند و اخر سر هم فقط یه مدرک میگیرند. (2847419) (alef-10)
 
فريبرز پژمان
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۴:۴۲:۱۳
با در نظر گرفتن نبوغ استثنائي جوانان برومند ايران به اميد روزي كه با فاصله زياد
سه كشور باقيمانده ژاپن و آلمان و آمريكاي جهانخوار را هم پشت سر بگذاريم. پيشرو بودن نسبت به ممالكي از قبيل فرانسه و انگليس نشانه صحت و دقت مسير طي شده است. خوشبختانه گذشت زماني كه دنباله رو دانشگاه هاي تهي از معرفت واقعي از قبيل كمبريج و آكسفورد و سوربن بوديم. حالا نوبت موسسه تامسون است كه بيايد و از پيشرفت برق آساي ما گرته گيري كند. نكته مهم و حياتي اينست كه اختراعات و اكتشافات و نظريه پردازي هاي خود را نبايد با بهاي ارزان در اختيار سرمايه داري غرب قرار دهيم. و من الله توفيق. (2846492) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۵:۴۸:۵۴
کدوم دقت؟!! شما یک قدم 60 دقیقه ای در فرودگاه همان کشور هایی که نام بردی بزن، الگوریتم کاری و رفتار مردم را بسنج، ببین در زمینه علم، و تبلور آن در جامعه ما کجا هستیم و آنها کجا؟ (2846722) (alef-13)
 
حسینی کلشتری
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۵:۲۷:۳۸
با سلام
سخت است که در دانشگاه شاغل باشی و شاهد روزمرگی اساتید و بی دغدغگی این نخبگان جامعه نسبت به معضلات متعدد جامعه باشی .
انگار نه انگار که مثلا :
اساتید دانشکده معماری و شهرسازی باید نسبت به وضعیت اسفبار شهرسازی شهرهای ما داد بزنند
نسبت به کیفیت نازل خودروهای داخلی اساتید دانشکده های خودرو و مکانیک کاری بکنن
نسبت به ساخت و سازهای غیر استاندارد ساختمان ها و جاده ها و... اساتید عمران نظری بدهند
و........
و اینها همه در حوزه تخصصی ایشان است و حرکتی نمی کنند و الا توقع اظهار نظر در حوزه سیاسی و اجتماعی که دیگر بیهوده است .
دانشجویان را بسیار تک بعدی بار آورده اند . فارغ التحصیلانی که نه از هنر این مملکت آشنایی دارن نه از ادبیات نه از رموز سیاست چیزی می دانن و نه از معارف دینی ، در حالیکه مثلا مرحوم حسابی که ما فقط میدانیم فیزیک دان بوده است قران پژوه بوده است ادیب بوده است مرحوم چمران که جنبه عرفانی ایشان بر کسی پوشیده نیست .
در جذب اساتید باید چند بعدی بودن فرد مورد تاکید باشد . مدرک داشتن صرف ، بلایی سر دانشگاههای ما آورده است که نیاز به یک انقلاب فرهنگی دوم دارد .

کارمند
دانشگاه علم و صنعت (2846650) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۲۱:۱۰:۱۵
مثلا بیان چی بگن؟ انچه عیان استه حاجت به بیان است (2847543) (alef-10)
 
رضا
۱۳۹۴-۰۲-۲۳ ۱۵:۳۵:۲۵
شعار را باید کنار بگذاریم. ضمنا قرآن پژوه بوده؟! کدام اثر قرآنی از ایشان مانده است؟
حرف شما درباره مشکل دانشگاه ها کاملا درست است. دانشگاهی که نتواند معضلات کشورش را حل کند باید درش را گل گرفت. (2887910) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۶:۳۸:۱۷
خواهشمندم نظر مخالف را در پاسخ به مقاله منتشر شده چاپ بفرمایید.
بنده به عنوان تحصیل کرده ارشد دانشگاه تهران چند نکته را خدمت خوانندگان عرض می کنم:
1-نویسنده مطلب فوق به رشد اشاره کرده اند اما به اینکه چگونه تعداد دانشجویان دکترا یک شبه دو برابر شد و تعداد دانشجویان ارشد در این مدت چندین برابر شده هیچ اشاره ای نکرده اند. به عبارت دیگر اینکه رشد دانشجوی های شما چقدر بوده اشاره ای نمیفرمایند طبیعی است وقتی که شما 5 دانشجوی ارشد داشته باشید و انها را به 50 دانشجوی ارشد ارتقاء دهید تعداد مقالات بی کیفیت هم باید بالا برود

2- ایمپکت فکتور مجله بسیار بسیار اهمیت دارد که در مقاله سعی شده انرا زیر سوال ببرند.اینکه مقاله ات در چه مجله ای چاپ میشود بسیار اهمیت دارد

3-مفاهیمی چون ضریب تاثیر در ذهن داوران و در ذهن پژوهشگران به هیچ وجه وجود خارجی ندارد و نویسنده این اصطلاخات را برای توجیه کردن مقاله ای که در اینجا منتشر کرده اند به کار برده اند برای اینکه اذهان مخاطبان روشن شود خدمت شما عرض میکنم که یک مقاله اگر مقاله خوبی باشد دو فاکتور مهم دارد:
الف: ضریب تاثیر مجله ای که انجا چاپ شدهImpact Factor
ب: تعداد ارجاعات و سایتیشن های مقاله Citation
مورد اول در صفحه اینترنتی مجله مورد نظر درج شده و مورد دوم را وقتی در گوگل اسکالر سرچ بفرمایید تعداد سایتیشنها زیر لینک مقاله درج شده
مقالات منشر شده داخلی ضریب تاثیر بسیار پایین و میزان ارجاع پایینی دارند و در برخی موارد هم دوستان به خود ارجاعی رو اورده اند.نویسنده سعی کرده این دو فکتور را نادیده بگیرد. رشته مدیریت یا اقتصاد را میتوانید بررسی کنید در این دو رشته به ندرت مقاله ای با ایمپکت فکتور بالا یا ضریب ارجاع بالا شما میتوانید مشاهده بفرمایید. در ساییر رشته ها از جمله فنی مهندسی نیز اقداماتی انجام داده اند اما در واقع دوستان مشغول ترکیب کردن مقالات خارجی و بسط دادن نظریات و تئوری های دوستان غربی برای ورود به دوره دکترا هستند و اگر بپرسید که نظریه بومی شما چیست حرفی ندارند در اقتصاد و مدیریت هم از دوستان سوال بفرمایید یک فرضیه ای که تا حالا کار کرده باشید که جهانی شده باشد یا حداقل بومی باشد حرفی برای گفتن ندارند.
4-بسیاری از مجلات ISI با گرفتن پول هم مقاله را برای شما ترجمه میکنند هم انرا چاپ میکنند اگر پول بدهید سریعا ظرف دو ماه یا کمتر چاپ میشود لذا این نوع مقالات فاقد ارزش هستند که البته تعداد ارجاعات انرا بخوبی نشان میدهد.
5-نویسنده در مورد انبوه موسساتی که به کار تولید پایان نامه و تولید مقالات جعلی ای اس ای اشتغال دارند اشاره نکرده شما کافی است سری به میدان انقلاب بزنید و با این موسسات اشنا بشوید اگر یک ضرب و جمع انجام دهید متوجه خواهید شد که تعداد بسیار بسیار زیادی از مقالات ای اس ای را این دوستان تولید میکنند در هر موسسه بالای 100 نفر مشغول به کار هستند این موسسات از دانشجویان فارغ التحصیل کار از راه دور میخواهند
اگر تعداد این موسسات را 50 موسسه فقط در میدان انقلاب فرض کنید که هر دو روز هم یک مقاله ای اس ای تولید میکنند به عدد بالای 7000 مقاله فقط برای موسسات اطراف میدان انقلاب خواهید رسید!

6-دوستان اعتقاد عجیبی به افزایش تعداد دانشجو دارند، افزایش تعداد دانشجو نه تنها برای تحقیق مفید نیست بلکه اندک دانشجویانی را که به امید تحقیق وارد دانشگاه میشوند را نا امید میکند اساتید بالای 10 تا 15 و شاید هم بیشتر پایان نامه را راهنمایی میکنند که در عمل هیچ وقتی را برای دانشجو اختصاص نمیدهند اینجانب در دانشگاه پایان نامه ام را به تنهایی کار کردم استاد وقت سر خاراندن نداشت و مقالاتم را هم بدون کمک استاد چاپ کردم. از دوستانی که خاطرات و تجارب مشابه دارند خواهشمندم تجارب خود را برای روشن شدن بحث ذیل این مقاله مرقوم فرمایند تا ابعاد قضیه کاملا اشکار شود

7- مقالاتی که منتشر میشود اگر واقعا حاصل تحقیقات علمی باشند با اختراع و ابتکار همراه میشود اما در عمل اختراع یا ابداعی که ماحصل این مقالات باشد یا مشکلی از مشکلات کشور را حل نماید دبیده نمیشود.
در پایان توجه خوانندگان را به این مطلب جلب میکنم که تولید علم بودجه نیاز دارد و علاوه بر بودجه سعی و تلاش و تعهد و انگیزه میخواهد که در جامعه علمی ما نسبت به کشورهای صاحب نام وجود ندارد. از خوانندگان میخواهم در سایت گوگل اسکالر مقالات را جستجو کنند و ببینند مقالات مهم در چه کشوری در چه مجله ای و با چه ضریب ارجاعی تولید میشود و واقعیت را خودشان ملاحظه بفرمایند.
سوالی هم باید از دوستان فنی مهندسی پرسید ما بهترین نخبه های کنکورمان را الان نزدیکه چهل ساله میفرستیم به دانشکده های برق و کامپیوتر(از رشته های دیگه فعلا صرفنظر میکنم) اگر سالانه حدود 200 نفر برتر را به این رشته ها فرستاده باشیم حدود 8000 نخبه ما در این رشته ها تحصیل کرده اند سوالی که مطرح میشود این است که خروجی این دوستان چه بوده؟ کتابهابی رشته مهندسی برق را چه کسانی در دنیا مینویسند؟ الان از این 8000 نفر حداقل 3000 نفر را دوستان روانه دانشگاه های تاپ دنیا کرده اند واقعا به نسبت این حجم دانشجو فرستاده شده خروجی هم وجود داشته؟

نویسنده در نهایت از دانشکده مدیریت سخن گفته اند جالب است بدانید بسیاری از خروجی های MBA داخل مشغول نوشتن کتاب برای بچه های کنکوری یا برگزاری کلاسهای ریاضی و جیمت هستند باید پرسید خروجی این دوستان چه بوده؟ یک مورد تئوری که در دنیا در این رابطه یا در رابطه با اقتصاد ارائه کرده باشید را نام ببرید.
تفکرات نویسنده که در همین مقاله ادعای فراتر رفتن از المان و ژاپن را دارد و در مقاله " چگونه از ژاپن پیشی بگیریم" هم ادعایهای عجیبی دارند و همچنین در مقاله هسته ای قبلی هم تفکرات عجیب تری را مطرح کرده بودند جای تامل بسیار دارد. (2846872) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۰۱:۰۸:۵۳
مطابق نظر نویسنده ایمپکت فکتور و امثالهم در سطح دو تفکر قرار می گیرند و نفی هم نمی شوند بلکه نقص آنها در سطوح سه تا پنج رفع می شود و ارزیابی کاملتر می شود. عجیب نیست که به عنوان دانشجوی ارشد ذهنیت سطح دوم داشته باشید و این در کشور جاری است. به سطح سه تا پنج دقت کنیم. شاید مثل من شما هم چیزهای جدیدی ببینید. (2848024) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۲۳ ۱۷:۲۷:۲۰
دید محدودی دارید. (2888131) (alef-11)
 
هوشنگ
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۷:۱۶:۲۰
حرف ندارد واقعا این مقاله (2846977) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۸:۰۲:۲۵
استاد دانشگاه هستم در اتاق اساتید هر روز از دست همین مقاله ها ی آبکی و کپی پیست در ای اس ای ها و علمی پژوهشی ها کلی می خندیم. اگر این ها علم است نتیجه اش کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوست عزیز برو روبروی انقلاب ببین چاپ آی اس آی چنده بعد بگو داریم آمریکا رو هم پشت سر می گذاریم. (2847122) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۲۰:۰۷:۴۳
بنده در نزدیکی میدان انقلاب زندگی میکنم به جرات میتوانم بگویم بیش از50 موسسه اینجا درگیر دادن مقاله و پایان نامه هستند و این جدای از دیگر نقاط تهران و نقاط دیگه کشوره
کلا برای خودش صنعتی شده بسیار درامد زا (2847421) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۱۸:۴۶:۲۶
طرح مباحث علم سنجی در یک سایت عمومی کار درستی نیست. دست کم بیان نویسنده جذاب نبود. در ضمن شاخص اچ ایندکس معرف متوسط تعداد ارجاعات به نویسندگان است که آن نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد (2847224) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۵ ۲۰:۰۹:۱۰
نویسنده با ظرافت شاخص ها را زیر سواتل برده و از انها گذشته است و در واقع صورت مساله را پاک کرده اند.ما میگوییم مقالات منتشر شده کیفیت ندارند و دو تا شاخص رو هم براش در نظر میگیریم ایشون اما معلوم نیست از چی سخن گفتن
متر شما چیه؟ (2847425) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۰۱:۲۳:۳۸
شاخصها حتی شاخصهای متداول زیر سوال نرفته بلکه دید محدود به تعداد محدودی شاخص زیر سوال رفته (دنیاهای تخم مرغی!). جالبه. (2848054) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۱۱:۱۵:۲۸
علم اگر وجود داشته باشد آثارش را به رخ خواهد کشید.
آثار وجود واقعی علم:
1- تولید با کیفیت
2- کاهش هزینه تولید
3- بهره وری بالا
4- صادرات متنوع
5-جهانی شدن دانشگاه ها و مراکز علمی داخلی و تقاضای روز افزون برای تحصیل در ایران
6- برگزاری دوره های تخصصی کاربردی برای دانشجویان بین المللی
7- کسب درآمد بالا از محل ارائه خدمات علمی
8-

9-


10- (2848579) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۵ ۱۶:۰۱:۲۸
اینها آثار توان مدیریتی بالاست نه صرفا علم. (2869817) (alef-10)
 
مهرانگیز
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۱۳:۴۲:۱۰
آنقدر بر طبل پیشرفت علمی کوبیدم که بی جهت بسیاری از مجلات را نسبت به خودمان حساس کرده ایم.ضرورتی ندارد که موضوع انتشار مقالات را ایتقدر در بوق و کرنا کنیم. ضمن اینکه در این چند ساله یک بعدی حرکت کرده ایم و بسیاری برای رسیدن به یک مقاله اخلاقیات را فدا نموده اند. پس بهتر است یک کار را اولا اساسی و اصولی انجام دهیم. ثانیا بی جهت بزرگنمایی ننماییم. (2848965) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۶ ۱۵:۳۸:۵۶
شاید با جزئیات سطح بندی عنوان شده کاملا موافق نباشم اما با کلیت مقاله موافقم. نکته اصلی این مقاله این است که نباید در سطح اول باقی ماند و به آن دل خوش کرد. حالا ممکن است قسمتی از آمار مربوط به سطح اول مربوط به تقلبهای علمی یا مقالات بی کیفیت باشد. این موضوع بحث مقاله نیست. در واقع اگر به سطوح دوم به بعد توجه شود بسیاری از مقالات بی کیفیت یا تقلبی غربال می شوند. (2849273) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۷ ۱۵:۴۵:۰۲
جناب پروفسور آرمین شمس با عرض سلام و ادب
نظرات جنابعالی را دنبال می کنم انصافا انسان خوش فکری هستید که به بسیاری از اساتید و وزرا اندیشه های شما برتری دارد ... مثل شما بسیار کم است اندیشه های بکر و بالایی دارید من به عنوان ایرانی به شما می بالم درود بر شما دست مریزاد پاینده باشی دکتر عزیز (2852012) (alef-10)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۷ ۲۲:۰۸:۲۱
دید آدم بازتر میشه وقتی به سطح بندی مقاله فکر می کنه. (2852861) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۲-۰۸ ۰۸:۲۰:۰۲
با سلام
یک سوال از تمامی دوستان و صاحب نظران دارم
دانشگاه آزاد اسلامی که به تنهایی به اندازه تمام وزارت علوم استاد و دانشجو در تمام مقاطع دارد(اخراً تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی شان از کارشناسی پیشی هم گرفته) از نظر تولید علم در بین دانشگاه های جهان کجاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (2853323) (alef-13)
 
ع.ح
۱۳۹۴-۰۲-۱۲ ۱۲:۵۱:۲۲
با سلام، بر فرض هم که کشور ما از لحاظ رشد علمی بسیار پیشرفت کرده، ولی علمی که تجاری سازی نشه و به کار نیاد و گره از مشکلات مملکت توی همه حوزه ها (صنعت، کشاورزی، خدمات، فناوری و ...) باز نکنه برادر من به چه درد می خوره؟!!!! این همه دانشجوی فوق لیسانس و دکترا داریم و پس فردا همه اینا با مدرک دکترا میخوان به مناصب بالای مدیریتی و علمی در بخشهای خصوصی و دولتی مملکت برسن یا اینکه عضو هیئت علمی بشن و دروسی رو که بیشترشون توی مملکت ما یا به اونا اهمیتی داده نمیشه و یا زمینه پیاده سازیشون وجود نداره (عدم وجود زیرساختهای فرهنگی، سیاسی، تکنولوژیک و ...) دوباره به یه عده دانشجوی دیگه تدریس کنن، آخرش وقتی به کار نمیاد آخه به چه درد می خوره عزیر من؟!!! به جز هزاران فارغ التحصیل بیکار و یا شاغلی که در کارهای غیرمرتبط با رشته شون مشغول کار میشن (اونم با هزار به این در و اون در زدن و پارتی بازی و ...). بنده خودم با مدرک فوق لیسانس در یکی از پرآوازه ترین سازمانهای نظامی مملکت 21 ماه خدمت کردم باور کنید کاربرد علم توی یه همچین سازمانی بیشتر از 20 تا 30 درصد نبود!!! تازه این 20 درصد هم در حد حرف بود و اجرا نمیشد که ... حمایت از شرکتهای خصوصی دانش بنیان (حمایت مالی، زیرساختی، سیاسی، فرهنگی و ...) یکی از بهترین راه حلهای حل مشکل بیکاری جوانان تحصیل کرده و بهبود اوضاع اقتصادی مملکت است ... به شرطی که واقعاً حمایت بشن ... (2861990) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۱۸ ۰۱:۳۲:۲۲
بهترين راه برأي مقايسه نرخ توليد ناخالص هست (2875512) (alef-13)
 
mahdi
۱۳۹۴-۰۲-۱۸ ۰۸:۱۸:۱۴
کافیست شما رتبه (رنکینگ) دانشگاههای ایران اعم از ملی و آزاد را در بین

دانشگاههای جهان ببینید به عمق فاجعه در حال شکل گیری در جامعه پی

می بریدهر روزبا افت رتبه مواجه ایم که بیشتر آن متاثر از مدرک گرایی

،مدارک تقلبی و نبود اراده ای جدی برای کسب دانش و فقدان خلاقیت در

کشور است بخشی هم مربوط به همین مقاله بازی ها است .



بهتر نیست به جای این مسایل به اولویت بندی و تمرکز درمسائل کشور

پرداخته و مقالات و مطالبی مورد توجه قرار گیرند که خلاقانه و بدیع راه حل

های موجز برای حل معضلات کشور داشته باشند (2875611) (alef-13)
 
۱۳۹۴-۰۲-۲۳ ۱۷:۲۶:۱۸
راه حل این است که در کنار ارجاعات مقالات به صنعتی کردن و میزان تاثیر کاربردی مقالات و میزان تاثیر مقالات روی عدالت اجتماعی هم فکر کنیم. به نظر من مطلب و سطوح خوب مطرح شده. (2888128) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۰۰:۱۵:۴۴
نمود عيني اين علمي كه ميفرمائيد در زندگي ايرانيان كجاست ؟ چرا هر روز پسرفت ميكنيم و وضع زندگيمون بدتر ميشه و بجاي توليد با كيفيت بسمت واردات جنس چيني بي كيفيت ميريم ؟ (3230671) (alef-11)
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
 
 
هفته
 
 
 
 
ديروز
هفته