نظر منتشر شده
۴۱
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 165149
پیرامون زلزله‌ی اهر، ورزقان و هریس
چند رجه‌ی ریش‌تر از چند درجه‌ی ریشتر
رضا امیر خانی، 6 شهریور 91
تاریخ انتشار : دوشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۴۹
۱- چند زلزله‌ی بزرگِ کشورم را از نزدیک دیده‌ام. به جز این زلزله‌ی آخری، معمولا در ساعاتِ طلایی امداد و نجات، به محلِ زلزله رفته‌ام. به جرات باید بگویم در ادوارِ مختلفِ سیاسی، هیچ‌گاه هم‌دلیِ حقیقی و کارِ واقعی را از گروه‌های تندروِ سیاسی در هیچ زلزله و سانحه‌ای ندیده‌ام. متحصنانِ پیمانی، عدالت‌طلبانِ ادواری و آزادی‌خواهانِ فصلی، هیچ‌کدام در امدادِ هیچ سانحه و زلزله‌ای نقشِ جدی نداشته‌اند؛ پس زلزله، یک مساله‌ی سیاسی نیست.

می‌توان به صورتِ جدی ابداعِ احتمال کرد که محتوای رفتارهای سیاسی در وقوعِ زلزله و به خشم آوردنِ طبیعت نقش داشته باشد، اما پس از وقوعِ زلزله سیاست‌کاران کم‌ترین نقش را دارند، ولو در حدِ پیامِ تسلیت! زلزله، یک پدیده‌ی سیاسی نیست.

۲- به همان قاعده که از دخالتِ نیروهای نظامی در مسائلِ اقتصادی یا سیاسی یا فرهنگی مکدر می‌شوم، به همان قاعده نیز معتقدم که مدیریتِ یک زلزله، بایستی در اختیار نیروی نظامی باشد. زلزله، پدیده‌ای سیاسی نیست، اما قطعا خودش و تبعات‌ش جزوِ مسائلِ بحرانی است. نیروی نظامی قابلیت توسعه‌ی برخالی(فرکتالی) دارد و می‌تواند به سرعت خودش را در مقیاس‌های متفاوت بازتولید کند. بدوِ ورود به یک منطقه‌ی زلزله‌زده، بسته به فاصله با یک ستادِ امدادیِ مثلا هلالِ احمر، نحوه‌ی کمک‌رسانی متفاوت است. به زبانِ دقیق‌تر، کمک‌رسانی با عکسِ مجذورِ فاصله از ستاد، نسبت مستقیم دارد. یعنی اگر فاصله‌ی شما از ستادِ امدادی دوبرابر شود، امکاناتِ تخصیصی به شما، یک چهارم خواهد شد! نیروی نظامی می‌تواند با بازتولیدِ خود، و با استفاده از رده‌های انسانی، به سرعت تعداد این ستادها را با وظایفِ مشخص، به صورتِ تصاعدی افزایش دهد. (۳۰ ساعت پس از زلزله‌ی بم در حالی که اطرافِ ستادِ مرکزی هلال احمر، هر خانوار چند چادر داشت، هنوز گروه‌های امدادی به قسمت‌هایی از منطقه‌ی بروات سرکشی نکرده بودند.)

در این مورد می‌توانید به تجاربِ بزرگِ بشری مثلِ زلزله‌ی ۷.۹ ریشتری و آتش‌سوزیِ سهم‌گینِ سانفرانسیسکو در ۱۹۰۶ و نقشِ مدیریتِ یک ژنرالِ ارتشی رجوع کنید، یا به یکی از به‌ترین مدیریت‌های زلزله در زلزله‌ی رودبار و منجیل ۱۳۶۹ برگردید که یک سردارِ جوان از سوی رئیس‌جمهور وقت مدیریت بحران را به عهده گرفت و عملا نیروهای داوطلبِ بسیجیِ فضای نزدیک به پایانِ جنگ، به خوبی زلزله‌ای بزرگ را مدیریت کردند (به خلافِ مدیریتِ بحران در زلزله‌ی بم). یا حتا بروید سراغِ نامِ روستای ارتش‌آباد، در بوئین‌زهرا که یادآورِ کارِ امدادیِ ارتش است در سالِ ۱۳۴۱.

در زلزله‌ی آذربایجان بایستی ارج نهاد حضورِ سریعِ نیروی نظامی را؛ خاصه تیپِ تک‌آور لشکرِ ۲۱ حمزه را. مشکلِ اصلیِ زلزله، در فاصله‌ی ده روز پس از زلزله است که مدیریتِ بحران، از حالتِ یک‌پارچه خارج می‌شود و هیچ‌کس عهده‌دارِ مسوولیتِ اصلی نمی‌شود.

۳- بی‌اعتمادیِ عمومیِ مردم نسبت به بعضی نهادهای درگیر، هش‌داری است مهم‌تر از خودِ زلزله. چهره‌ی مدیرانِ ارشدِ بحران در کشور، بایستی سفید باشد. نهادهایی مثلِ هلالِ احمر، به‌زیستی و کمیته‌ی امداد بایستی معتمدترینِ چهره‌ها را بالادستِ خود ببینند. فارغ از چپ و راست، مرندی(وزیرِ سابقِ به‌داشت)، پزشکیان(وزیرِ سابقِ به‌داشت)، نیری(مدیرِ سابقِ کمیته امداد)، مرحوم وحید دستجردی(رئیسِ سابقِ هلالِ احمر)، چهره‌هایی پاک بودند که مردم طبیعتا به ایشان و تجربه‌ی ایشان، اعتماد می‌کردند؛ همان اعتمادی که ام‌روز می‌رود به سمتِ هنرمندان و ورزش‌کاران. اگر با ادبیاتِ مچ‌گیرانه رای جمع کردیم، همان ادبیات گریبانِ مدیران‌مان را خواهد گرفت و این یعنی سوختنِ یک فرصتِ ملی. رئیسِ هلالِ احمر بایستی تجربه‌ا‌ش از نیروی داوطلبِ هلالِ احمر بیش‌تر باشد و بتواند در بحران، از تجاربِ مدیریتی‌ش در بحران‌های پیشین یاد کند. اگر نه، همان می‌شود که شد. ما از مرحومِ دکتر سیف‌الله وحید دستجردی، رئیس شانزده ساله‌ی هلال احمر جمهوری اسلامی به کجا رسیده‌ایم؟!

۴- هم‌مانند چند سالِ گذشته، خاصه پس از بحرانِ ۸۸، مقصرِ اول در نارضایتیِ عمومی، صدا و سیما است. صدا و سیما با رفتارِ انفعالی، صفر و یکی و نابه‌هنگام، عاملِ اصلیِ بحران در افکارِ عمومی بود. عدمِ اطلاع‌رسانی به موقع و مصلحت‌سنجیِ ناشیانه، ویژه‌گیِ اولِ صدا و سیمای این روزگارِ ماست. بی‌خبریِ احساساتی و پس از آن خبررسانیِ هیجانی، کمک‌رسانی را از یک مسیر طبیعی خارج نمود و این فقط یکی از هنرهای این صدا و سیماست! به نظر می‌رسد همه‌ی این بی‌تدبیری‌ها و کم‌خردی‌ها ریشه در جبن داشته باشد. وظیفه‌ی اولِ صدا و سیما اطلاع‌رسانی به‌هنگام و درست است. اگر نه، افکار عمومی مسیرهای دیگر و معمولا نامطمئن‌تر را می‌آزمایند.

۵- گویا برای دست‌گاهِ اطلاع‌رسانیِ رسمیِ کشور و بحرانِ مدیریتی‌ش، یک بند کافی نیست! پس از خاموشیِ اول و خبررسانیِ اغراق‌آمیز دوم، در یک رفتارِ نوسانی صدا و سیما دوباره سعی می‌کند که تصویری معتدل‌تر و درست‌تر از زلزله را ارائه دهد. اما نوسانِ سینوسیِ ذهنِ هیجان‌زده‌ی مدیرانِ صدا و سیما هم‌چنان ادامه دارد! فرمان‌دهِ راه‌نمایی و راننده‌گی به میدان می‌آید و توضیح می‌دهد که آسیب‌دیده‌گانِ تصادف در تعطیلاتِ عیدِ فطر بیش از آسیب‌دیده‌گانِ زلزله بوده‌اند. خبری که معلوم نیست در جهتِ تخفیفِ زلزله گفته شده است یا تعظیمِ سوانحِ راننده‌گی! خبری که بالاترین مقصر در آن، قائلِ خبر است، یعنی همان فرمان‌دهِ محترم که نتوانسته است شرایطِ سفرِ امن را مهیا سازد!! خبری که در آن قیاسی شکل می‌گیرد که جز منزجر کردنِ افکار عمومی هیچ تاثیر دیگری ندارد.

این چه قیاسِ مع‌الفارقی است که صدا و سیما زیرِ بارِ پخشِ آن می‌رود؟! این دقیقا ماننده‌ی آن است که روزِ فوتِ یک عالم محترم، مسوولِ بنیادِ مبارزه با دخانیات هم بگوید هم‌زمان با فوتِ این عالمِ ربانی که عزای عمومی اعلام شد، پنجاه نفر هم به دلیلِ استعمالِ دخانیات مرده‌اند! صدا و سیمایی که کم‌کاری‌ش در ساعاتِ اولیه، به نوعی جامعه را ملتهب کرده است با این مقایسه چه دست‌آوردی داشته است؟! یارِ شاطر که نبودیم برای مردمِ زلزله‌زده، بارِ خاطر نباشیم...

۶- اما خودِ زلزله‌ی آذربایجان... زلزله‌ی اخیر قطعا چه به لحاظِ وسعت، و چه به لحاظِ تلفات، با زلزله‌های بم۸۲ و رودبار۶۹، قابل مقایسه نیست. شاید این زلزله با زلزله‌ی اردبیل۷۵، هم به لحاظِ منطقه و هم به لحاظ وسعت و شدت و حتا به لحاظِ ساعتِ وقوع، نزدیک‌تر باشد. با این همه زلزله‌ی آذربایجان، از زلزله‌ی اردبیل خفیف‌تر بوده است و تعدادِ کشته‌شده‌گان قطعا کم‌تر. خانه‌هایی که در این زلزله فروریختند، فروریختنی بودند و سست. هیچ خانه‌ی روستایی متوسطی فرونریخته بود، هیچ تیر برقی به زمین نیافتاده بود، هیچ پلی ویران نشده بود. این نشان می‌دهد که زلزله، شدید نبوده است.

مدیریتِ زلزله در ساعاتِ اولیه، اعم از حضورِ نیروهای امدادی و سرکشیِ مسوولانِ دولتی، به نظر من، مناسب بوده است. کشته‌شده‌گان تعدادشان چندان زیاد نیست. از آن سو، منطقه، منطقه‌ای است برخوردار و بالنسبه متمول.

ضعفِ خبررسانی صدا و سیما و بی‌اعتمادیِ مردم به نهادهای امدادی، و البته هم‌زمان هم‌بسته‌گیِ بالای مردمی، باعث شد تا حجمِ کمک‌رسانی بیش از حدِ نیاز و مدیریت‌نشده باشد. در فقدانِ مدیریتِ معتمدِ واحدِ کلان‌نگر، هر امدادگری خود رسانه‌ای شد برای جلبِ کمکِ مردمی. اگر امدادگری در روستایی با مشکلِ کم‌بودِ پتو مواجه می‌شد، با استفاده از شبکه‌ی جهانیِ روی تلفنِ هم‌راه، خبر را به دستِ مخاطبانِ بی‌اعتماد به رسانه‌ی ملی می‌رساند و عدل عدل پتو می‌رسید به منطقه! چونان فیل مثنوی، در فقدانِ پیل‌بانِ کلان‌نگر، پیل‌نبینانِ جزءنگر هرکدام از زبانِ خود گوشه‌ای از واقعیت را بیان می‌کردند. اما شوربختانه مجموع بادبزن و تخت و ستون و ناودان، گوش و پشت و پا و خرطوم، فیل نیست!

مشاهداتِ شخصی در بعضی روستاها، نشان از افراط در کمک‌رسانی داشت، جوری که مردم از بینِ کمک‌ها دست به انتخاب می‌زدند و باقی را در گوشه‌ای از روستا رها می‌کردند!

۷- زلزله در عینِ تلخی، یک فرصتِ ملی است برای هم‌دلی؛ یک هم‌دلیِ عمومیِ انسانی-اسلامی. همان‌گونه که حق می‌دهیم به یک قاتلِ زندانی که از محلِ حبس برای هم‌وطنانِ زلزله‌‌زده‌اش کمک بفرستد، همان‌گونه نیز حتا یک مجرمِ سیاسی می‌تواند برای زلزله‌زده‌گان کمک جمع کند. نهادهای امنیتی هرگز نباید ذائقه‌ی سیاسیِ خود را در این فرصتِ ملیِ هم‌دلی، همه‌گانی بپندارند. البته محتمل است که یک فردِ سیاسی بخواهد با کمک‌های مردمی، فعالیتِ سیاسی-انتخاباتی کند. کما این که محتمل است قسمتِ فاسدِ یک نهادِ دولتی بعضی کمک‌های مردمی را در بازارِ آزاد بفروشد. در هر دو حالت، وظیفه‌ی نهاد امنیتی برخورد و حتا افشا است. اما پیش از وقوعِ جرم، نباید کمک‌های مردمی را فقط به مسیرهای سلیقه‌ای هدایت کرد.

۸- نه خوراک و نه پوشاک ام‌روز نیازِ اولِ منطقه نیست. کمک‌های خرد و هوش‌مندانه مهم‌تر است از خوراک و پوشاک. حضور روحانی و مراسمِ مذهبی، پخشِ کتابِ کودکان (که در چهار روستا انجام شد)، برنامه‌های تفریحی ورزشی بعد از هفتم و چهلم، کرم‌های مرطوب‌کننده‌ی دست و صورت، پودرِ تالک، ناخن‌گیر، اسباب‌بازی و از این دست به صورتِ خرد و موضعی می‌تواند در تخفیف آلام مادی و معنوی موثر باشد.

۹- منطقه نیاز به بازسازی دارد. متاسفانه ایده‌ی دولت برای بازسازی که تخصیص بودجه به خانواده‌ی روستایی است، ایده‌ای است پرایراد؛ شبیهِ همان ایده‌ای که عملا طرحِ حذفِ هوش‌مندانه‌ی یارانه‌ها را به شکست کشانید. دادنِ پول و اعتبار به شکلِ پولِ تو جیبی، به رینگِ اسپرتِ پراید و ال‌.سی.دی.ِ لاغر و تلفنِ هم‌راهِ لمسی تبدیل خواهد شد، نه به خانه‌ی مقاوم!

الف- همین کمکِ دوازده میلیونی باعث شده است تا روستاییان اجازه ندهند کسی خانه‌شان را بازسازی کند. چون به محضِ علم شدنِ یک ستون توسطِ خیرِ مسکن‌ساز، دولت کمک‌ش را قطع می‌کند. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از شرکت‌های مهندسی ام‌روز تنها راهِ کمک کردن‌شان ساختِ سرویس‌های به‌داشتی است. این امر موجب خواهد شد که روستاها دست‌شویی‌های نو داشته باشند، اما به جای خانه‌های زیبای تیرچوبی، صاحبِ گچ و خاک و تیرآهن‌های زمخت شوند!

ب- پیش از خانه، بایستی به طرحِ جامعِ روستا اندیشید. حالا که این فرصت فراهم شده است تا روستایی از نو ساخته شود، از سرمعمارانِ جامع‌نگر برای بازسازی استفاده شود. آن هم نه به صورتِ عمومی و به‌فرمود‌ه‌ای. یک روستا با ایده‌ی میرمیران بازسازی و به‌سازی شود و دیگری با ایده‌ی حجت و زین‌الدین و اکرمی. حالا فرصت هست که چند ایده‌ی مختلف آزموده شود. فرصت هست تا نظارت بر اجرا را بسپاریم به چند دانش‌جوی مهندسی و معماری. فرصت هست که نهادِ عمومیِ روستا، اعم از مسجد و حسینیه و خانه‌ی به‌داشت و کتاب‌خانه و مدرسه و زمینِ بازیِ کودکان، جای‌گاهی به‌تر و منسجم‌تر داشته باشد. فرصت هست تا در هر روستا برای تامینِ هزینه‌های عمومی، خانه‌های توریستی برای اجاره ساخت. فرصت هست تا معماریِ بومی را آزمود...

ج-گروه‌های خیر و شرکت‌های مهندسیِ فراوانی وجود دارند که حاضرند حسبِ سلیقه‌ی این معماران برجسته کار کنند. سامان‌دهی این گروه‌ها و این کمک‌ها، کارِ همان مدیریتِ کلانِ واحد است که ام‌روز در منطقه وجود ندارد.

د-اگر روستای جدید در مکانی غیر از روستای قدیم بازسازی می‌شود (که به دلایل فنی در بسیاری موارد این ضرورت وجود دارد)، بقایای روستای نیمه‌-ویران، کاملا تخریب شود و امحا. در غیر این صورت، این تصویرِ مخوف و غم‌بار هم‌واره با روستاییان زنده‌گی خواهد کرد. هنوز بقایای برخی روستاهای ویران زلزله‌ی اردیبل ۷۵ در کنار بخشِ نوساز وجود دارد. (به عنوان مثال روستای لاطران در غربِ سرعین و پای کوه)

۱۰- مدیریت یک معدن، از روزِ اولِ زلزله، چهار هزار ظرفِ یک‌بارمصرف غذای گرم به روستاها می‌فرستد. (مشکلی که تا یک ماه در بم حل نشده بود.) نیروهای مهندسی‌ش را وادار می‌کند تا کمپ امداد تشکیل دهند و آمارگیری کنند از خرابی‌ها. نیازهای اولیه و ثانویه را مکتوب می‌کنند و مستندات کار را حفظ می‌کنند... این معدن و کارکنان‌ش، بیش از هر مسوولی شایسته‌گیِ مدیریتِ کلانِ بازسازی را دارند. زلزله یک فرصت است برای شناساییِ شایسته‌گان در یک رقابتِ واقعیِ خدمت‌رسانی. رسانه‌ی ملی، باید مردم را با این مدیر آشنا کند تا مردم به خود ببالند.

وقتی اتومبیلِ حملِ غذای همان معدن به یکی از روستاها می‌رسد، کدخدا می‌ایستد وسطِ میدان‌گاهیِ ده و جلوِ دروازه. دست‌ش را باز می‌کند و جلو ماشین را می‌گیرد و می‌گوید: هارا؟ غذای ما را مهاجرانِ روستامان از تبریز می‌آورند! بروید سراغ روستای بعدی... آمارِ کشته‌های ما هفت نفر است. برای شب ۱۲ تخته پتو کم داریم... این را جور کنید...

این کدخدا، می‌تواند مدلی باشد برای رفتارِ درستِ شوراهای روستا اگر بخواهند از دلِ کاغذها و آیین‌نامه‌ها به درآیند و به کار بیایند. این کدخدا را باید بیاوریم در رسانه‌ی ملی تا شوراها با وظایف‌شان در بحران آشنا شوند.

در روستایی پیرزنی برای ما چای آورد. از نوشیدن ابا کردیم. گفت که: "اوز مال‌ایم دی"، توضیح داد که قند و چای را از زیرِ آوار به در آورده است و از کمک‌های مردمی –که به ما تعلق نمی‌گرفت- نیست. این پیرزن که نه پشتِ میز می‌نشیند و نه اتاقِ کنفرانس دارد، معنای مسوولیت را به‌تر از بسیاری از مسوولان می‌داند...

صمیمانه بایستی قدردانی کنم از هم‌دلی و هم‌نظریِ هم‌سفران و هم‌راهان‌م، سرورانِ ارج‌مند، آقایان جوانبخت، بایرامی، زاهدی مطلق، سلیمی خلیق، مهندس قاسم‌زاده و مهندس فرهیدی و هم‌چنین نشرافق.

پس‌نوشت: در عنوان رجه را از رج گرفته‌ام که شاید معرب رگ و رگه باشد.
Share/Save/Bookmark
 
ابوالحسن-ع
United States
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۱۷:۰۸:۲۹
جناب آقای امیر خانی سلام:
ما نمی دانیم سایت وزین الف در مورد زلزله و بخصوص تلفات احتمالی زلزله تهران به دنبال چیست ؟ چون همین امروز 2 مقاله با اختلاف 2 ساعت درسایت مطرح نموده است.
واقعیت این است با توجه به اهمیت موضوع وعدم نگاه سیاسی به زلزله تهران
اول از دولت نهم و دهم احمدی نژاد در مجلس گزارش گرفته شود چون پول و برنامه در اختیار ایشان است اگر کم و کسری در قانون یا بودجه دارد توسط مجلس در اختیارش قرار داده شود ستادهای بحران تشکیل شود حال تشخیص مدیریتش با نیروهای نظامی یا غیر نظامی باشد با دولت است .
اطلاع رسانی ،آموزش مقاوم سازی و دادن امکانات اولیه به مردم از وظایف نظام است به جای آنکه مردم را بترسانیم دولت با همکاری دانشگاهها و متخصصین و تجربه کشورهای دیگر اقدام لازم را به عمل آورد تا کمترین تلفات را داشته باشیم (931637) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۱۷:۱۵:۰۲
احسنت به دید وسیع و زیبای شما. (931644) (moderator16)
 
یاسریاسر
Sweden
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۲۳:۱۶:۴۰
انصافاً خوب بود. خیلی حرف جدی داشت. من به یکی اش اشاره کنم:
بحث ساخت و ساز آجر و سیمان بود که واقعاً برازنده و زیبنده روستاهای ما نیست و باید طرح های معماری و محاسباتی و مصالح متناسب با روستاها بکار گرفته شود و صرفاً بحث مقاومت دربرابر زلزله مطرح نباشه (931939) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۱۷:۱۹:۲۳
ظاهرا دستتان برای درج مقالات بسته شده است. چند روز پشت سر هم گیر دادید

به حجاب و حالا هم گیر داده اید به زلزله!!!!! (931650) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۰:۵۵:۳۴
متن رانخوانده ای ظاهرا ! حیف است بخوان بعد نظر بده (932271) (moderator16)
 
مریم دیدگر
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۱:۰۱:۲۴
متن بسیار عالی به همراه راهکارهای اجرایی بسیار خوبی بود. پیشنهادهای انگیزشی بسیار خوب داشت .منصفانه و روان نوشته شده بود .کاش مسولین از ان بهره میبردند. کاش صدا وسمای خواب زده ما از آن مدیر , آن کدخدا و آن پیرزن که نمونه هایشان فراوان پیدا میشود گزارشی تهیه می کرد .آن گروه ارتشی در زلزله بم چرا هیچ جا مغرفی نشدند؟ این انخسیتن بار خیلی چیزها در مورد کارهای بزرگ مردم بی ادعایمان خواندم آن معدن ....چقدر سوزه برای فیلم و کتاب , چقدر درس برای نوشتن شیوه های مدیریت , مدیریت بحران , استراتژیک , چقدر قهرمان , چرا هیچ نمی دانیم ؟چرا کاری نمی کنیم؟ آنهایی که توان و امکان دارند , زمینه های بکر پیشنهاد شده در این مقاله بسیار است .
واقعا ممنون (932279) (moderator16)
 
Mahdi
Germany
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۱۷:۴۱:۱۳
سلام و رحمت خدا و پیامبرانش بر شما

نویسنده محترم، از این تحلیلها بیشتر بنویسید (931671) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۱۷:۴۹:۲۰
امیرخانی عالیه هم قلم خوبی داره هم آدم منصفی است و بالطبع این وظیفه اونو سنگین می کنه و خوشحالم که به موقع واکنش نشان می ده// خدا قوت پهلوان (931687) (moderator16)
 
amir
United States
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۱۷:۵۶:۳۸
سلام با تشکر از مقاله خوب شما من از بم هستم زلزله بم یک کارگاه بزرگی شد برای همه مسئولین اعم از راست وچپ و............. ولی چیزی که مرا رنج میدهدوعده های مسئلین است که هنوز بجا مانده است انشاالله که در زلزله اذربایجان اینطور نشود (931695) (moderator16)
 
صادقی
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۱۸:۱۴:۱۵
خیلی ظریف ،دقیق و موشکافانه و مبتنی بر اطلاعات جامع نویسنده، به مدیریت بحرانهایی همچون زلزله آذربایجان پرداخته شده.
که البته با توجه به سوابق این نویسنده خوش ذوق و متفاوت، برای خواننده دور از انتظار نبود...
تنها آرزوی ما تعهد مسئولین در قبال چنین راهنماییها و نقطه نظرات مفیدیه. (931708) (moderator16)
 
قربانی
United States
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۱۸:۴۱:۳۹
یادآوری این بی اعتمادی بد نبود ولی حرف جدیدی نبود همه به خوبی میدانیم که دایره اعتماد مردم نسبت به هم نسبت به دولت و...بسیار تنگ تر از مثلا 10سال پیش شده ولی علتش چیه؟نکنه میدونین ونمتونین بگین؟!!! (931725) (moderator16)
 
fered
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۱۸:۴۶:۳۴
در این کشور از عشق و علاقه و مسئولیت خبری نیست این صفات توسط ملایان کشته شده و جای انرا تکلیف شرعی گرفته وهمه دنبال رفع تکلیف هستند کافیست نگاهی به رشته های چراغانی که در جشنهای مذهبی هست بیاندازید و تعداد لامپهای سوخته انها را بشمارید. (931728) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۰۰:۳۵:۳۹
شما بهتر است به میزان کمک‌هایی که برای مناطق زلزله‌زده جمع شده نگاه کنید. یا کمک‌هایی که به جمعیت‌های خیریه‌ی دیگر می‌شود.

هر چیزی را باید به دیدگاههای خودتان ربط دهید؟؟ حال آدم بد می‌شود از فرصت طلبی یک عده. (931978) (moderator16)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۲۰:۱۷:۰۰
آقا رضا درست میگی...
کاش یک مقداری از این مدیریت ها را پرفسور بهمنی و جهان پلوان سید شمس الدین حسینی میدانستند! (931796) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۲۰:۱۷:۳۶
بابا اگه راست میگین یک سال پول این فوتبال رو بدین به آموزش وپزورش تا بتونه کارهاشو جلو ببره نه اینکه از سرناچاری مجبور شدن یک روز هفته را تعطیل کنند تا هزینه هاشون کم بشه.
از ناچاری مجتمع راه انداختن و اسمشو گذاشتن عدالت آموزشی.
الف جان بعضی موقع ها فکر میکنم شما اصلا تو باغ نیستید نه اینکه خودتون رو به نفهمی زده باشین. (931797) (moderator16)
 
محسن
Sweden
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۲۰:۵۷:۰۲
بعد از مدتها مي توانم يك متن منتشر شده در الف را از صميم دل تحسين كنم. متشكرم. (931833) (moderator16)
 
عزيزالله دليجاني نژاد
United States
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۲۰:۵۹:۴۳
سلام عليكم

به نظر من اين گزارش به صورت غير مستقيم ميخواهد زحمات دولت خدمتگزار و اصولگرا را زير سئوال ببرد در حاليكه همه ملت ايران ميدانند در قضيه زلزله اردبيل، با رشادت و جانفشاني دكتر محمود احمدي نژاد به عنوان استاندار ، مردم خطه اردبيل بلافاصله به آرامش رسيدند و خانه هايشان ساخته شد و مزارع و دام ها به حالت اول برگشت و زندگي دوباره به آنها لبخند زد.
دوست عزيز... گر قضاوت ميكني قاضي با انصاف باش
همين الان هم اگر نيك بنگري همان روستاييان آذري عزيز كه شما به ظاهر مدافعشان هستي ، صاحب سهام عدالت هستند و ماهانه يارانه خويش را تمام و كمال دريافت كرده و پس انداز ميكنند.
ضمنا نگران منازل آنها هم نبايد بود چون جناب مهندس نيكزاد فرمودند خانه هاي "مسكن مهر" حتي بيش از نياز متقاضيان ساخته شده و قطعا اگر اين وضع پيش برود قيمت خانه هاي اضافي (مسكن مهر) به صفر خواهد رسيد.
آفرين بر اين دولت و آفرين بر ياران احمدي نژاد. (931838) (moderator16)
 
نيازي
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۰۸:۱۵:۰۱
همين كه مردم به گروههاي دولتي هيچ اعتمادي ندارند و تمايل دارند با دست خودشان كمكها به مردم زازله زده برسد نه تنها بصورت غير مستقيم بلكه به صورت مستقيم پيامهاي شفاف و روشني به عملكردها و زحمتهاي شخص رييس جمهور و دولتشان در اين 7 سال دارد. (932110) (moderator16)
 
م.ح.م.ه
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۰۹:۰۷:۱۱
نمیدونم متن شما شوخی بود یا جدی
اگر شوخی یود که هیچ؛ میخندیم.. :-)
اما اگر جدی بود یادتون باشه که همانطوری که در مقاله اشاره شد پول دادن مستقیم به مردم داستان دوستی خاله خرس است
کسی هم با مسکن مهر مخالفتی ندارد اما کاش در روستا بجای خانه های سیمانی دیلاق سفید که سفیدیش مثل صورت بیمار میماند خانه هایی مقاوم اما با معماری لطیف تری ساخته شود تا حداقل در روستا دیگر آپارتمان نبینیم (932158) (moderator16)
 
Mahdi
Germany
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۰:۰۵:۲۸
آقای عزیزلله

از آمریکا شوخی‌ و مزاح در مورد زلزله

عمل خوشایندی نیست (932213) (moderator16)
 
فرشيد
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۳:۱۳:۲۲
جناب دليجاني ، حق را به شخص بدهيد نه شخص را به حق ، شما از اقدامات اشتباه دولت دفاع مي كنيد ! نحوه اجراي حذف يارانه اشتباه بود سهام عدالت اشتباه بود مسكن مهر در روستا ها كاري نكرده .....
در خصوص مقاوم سازي مسكن روستايي تقريبا هيچ كار عملي صورت نگرفته همه را به بانك و وام حواله كرده اند ! . مگر ساختن يك واحد صد متري و هديه كردن ان به روستاييان كشور چقدر هزينه دارد ؟
خيلي راحت دولت محترم مي فرماييد برويد بانك وام بگيريد ! بابا جان روستاييان نمي توانند وام بگيرند ، وثيقه ندارند ، درامد انها ساليانه است نمي توانند ماهانه قسط بدهند اگر سالانه قسط پرداخت كنند سودش زياد مي شود در همه جاي دنيا اصولا روستائيان اهل بانك و وام ....اين حرفها نيستند. همه هم اينو مي دونند پس چرا بلافاصله بعد از زلزله مي گيد بريد وام بگيريد سال هاست كه براي مقاوم سازي مسكن روستايي خط اعتباري ويژه اي كم بهره تخصيص يافته ( بيش از بيست سال ) گفتند روستاييان بروند بانك وام كم بهره بگريند و خانه هاي خود را دوباره بسازند خدا وكيلي چند نفر تا حالا وام گرفته و مسكن خودشو مقاوم كرده ! . چرا دولت شخصا نمي سازه اينا كمتر از بيگانه ها هستند ! (932426) (moderator16)
 
ماهان
۱۳۹۱-۰۶-۰۶ ۲۲:۱۸:۳۲
1. آفرین به الف که اجازه نمی دهد موضوعی مثل زلزله آذربایجان و حواشی آن فراموش شود. ما حافظه چند روزه مان را به حافظه های چند ماهه ارتقا دهیم. از آنجا شاید راهی به حافظه تاریخی پایدار داشته باشیم. راستی موضوع مرتضوی به کجا کشید؟
2. درود به امیر خانی که تعهد اش کم تر از دانشش نیست
3. چنانکه به خوبی اشاره شد برخورد صدا و سیما در مورد زلزله مشتی نمونه خروار است. نقد به صدا و سیما باید تبدیل به برنامه روزانه همه ی روشنفکران و اصحاب قلم باشد. صدا و سیما با همین روند تا چند سال دیگر همه ی دست آورد های ایران را از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، از شجاعت رزمندگان جنگ تا زحمات همه ی قلم به دست های امروز را به باد بدهد. (931897) (moderator16)
 
United States
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۰۶:۰۸:۴۷
متاسف بودم اما بعد از خواندن این مقاله متاسفتر شدم !

با هنرنمایی دوستان در این چند سال ، دیگر یادمان رفته کارآمدی یعنی چه (932068) (moderator16)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۰۸:۳۴:۱۲
این بی اعتمادی در پخش مواد ووسایل موردنیاز زلزله زدگان هم به چشم میخورد اکثرمردم خودشان وسایل اهدایی را بین زلزله زدگان پخش میکردند (932119) (moderator16)
 
قاسم شيرازي
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۰۸:۳۷:۳۳
سلام آقا اميرخاني
كلام جذاب شما چه خوب مشكلات را مي كاود.
همان نظر اول نفحات نفت را اينجا مي بينيم و نشت نشاء نه با فرار مغزها بلكه اينبار گوشه نشيني داخلي آنها اذيتمان مي كند و...

موفق باشيد (932122) (moderator16)
 
علی خرمی
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۰۹:۳۴:۳۷
جناب امیر خانی عزیز
تقدیر و تشکر مرا بابت اینکه قدم رنجه نموده و به مناطق زلزله زده تشریف برده اید بپذیرید .
اما لازم میدانم نکته ای مهم را حضور مردم و خصوصا سایت وزین و محترم الف برسانم :
همانطور که همه میدانند ساعات اولیه بعد از وقوع زلزله بسیار مهم بوده و اصطلاحا ساعات طلایی و نجات بخش میگویند .
متاسفانه حضور دیرهنگام گروه های امداد و نجات از یک طرف و ار آن مهمتر توقف امداد و نجات بدلیل تاریک شدن هوا در اولین شب وقوع حادثه باعث گردید تلفات این حادثه طبیعی متوسط الحال بیشتر شده و به یک فاجعه مبدل شود .
ماجرایی که بنده خند شاهد آن بوده ام :
راس ساعت ۱۲ شب روز وقوع حادثه (تقریبا ۷ ساعت بعد از زلزله)‏  از کانالهای ماهواره ای و به اصطلاح بیگانه ! از عمق فاجعه ای که در راه انجام بود به جهت انسانی و به خاطر اینکه کوهنورد می باشم و دوره های امداد در کوهستان را گذرانده ام با ماشین شخصی ام راهی شهرستان ورزقان شدم .
جاده نسبتا شلوغ بود ( باتوجه به ساعات بعد از نیمه شب)‏ از هر سه خودرو یکی آمبولانس بود .
جاده در چندین جا شکاف برداشته بود و راه را در بعضی نقاط خییلی خراب کرده بود .
ساعت ۲ بامداد روز یکشنبه ( ۹ساعت بعد از زلزله)‏ به ورزقان رسیدم .
جلوی فرمانداری حدود ۲۰ نفر بحالت دایره وار ایستاده بودند ؛ شخصی که بعدا فهمیدم معاون فرماندار است باصدای بلند داد میزد که از عملکرد هلال احمر راضی نیست و ادامه داد که تا کنون هلال احمر حتی ۲ ریال هم کار انجام نداده است.
خدود نیم ساعت از زمانی که من به آنجا رسیدم این جلسه سرپایی ادامه داشت !
حدود ۶۰ دستگاه آمبولانس و یک آتوبوس بیمارستانی و یک بیمارستان صحرایی بهمراه ماشین آلات سنگین لودر و گریدر و . . . اطراف فرمانداری بودند .
بعد از اتمام صحبتهای آقای معاون فرماندار جلو رفته و بعد از اینکه خودم را معرفی کردم گفتم که از تبریز برای کمک آمده ام .
انصافا ایشان از من خیلی تشکر نمودند ولی حرفی که زدند هنوز نتوانسته ام هضم کنم !
آقای معاون فرمودند الان شب است و نمیشود کاری کرد انشاالله بعد از روشن شدن هوا کار را شروع خواهیم کرد .
آنجا بود که متوجه شدم مجروحانی که با آمبولانس می آمدند توسط اطرافیانشان کمک شده بودند و نیروهای امدادی از صبح روز بعد زلزله شروع به کار نمودند ! !
سئوالی که در ذهنم است و میخواهم در صورت دانستن جواب بدهید اینست که آیا در علال احمر پروژکتور وچود ندارد !؟
در حالیکه حتی با چراغ قوه هم میتوانستیم کار کنیم اما نگذاشتند ! (932179) (moderator16)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۰۹:۳۹:۲۲
حرف حق راازهركسي بايدشنيد واقعا مطالبي قابل تعمق بودند ولي بافرهنگ حاكم درجامعه ما ... (932184) (moderator16)
 
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۰:۱۰:۵۶
انصافا عالی وکارشناسی بودخصوصادرخوص استفاده ازنیروهای بومی مثل معدن (932222) (moderator16)
 
محمود
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۱:۱۳:۵۳
تحلیل خوب و جامعی بود. ارائه نقاط ضعف برای درس آموزی آینده و دقیق بینی های همیشگی نویسنده و دادن ضریب درست به موضوعات.
فقط یک نکته که امیداورم سایت محترم الف کامنت بنده را به خاطر آن فیلتر نکند!
ای کاش شما که در بیشتر مسائل ملی و مشکلات و مصائب همراه ملت بوده اید و قلم خود را به کار برده اید در مورد به قول خودتات بحران 88 هم وارد صحنه می شدید تا کمی از غبارها و تیره گی های ماجرا را کم می کرید.
همانطور که رهبری از همه اندیشمندان و صاحب نظران درخواست کردند که آنچه را می فهمید بیان کنید، شما هم خوب بود آنچه را که در ماجرای فتنه و نه بحران 88 ، فهمیدید بیان می کردید. (932296) (moderator16)
 
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۱:۵۲:۱۱
بسيار مقاله خوبي است متشكريم ايا وجود فردي مثل فقيه با ان تخلفات بي شمار در راس سازمان امدادي چه قبلا بهزيستي ياداور چه براي مردم ميباشد واژه هاي چون قداست جوانمردي راستگويي تقواو ...واقعا رئيس جمهور در مورد ايشان چه فكر ميكند؟ (932332) (moderator16)
 
م-د
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۲:۰۶:۳۰
هیچ توجه کردین آنچه در عکسهای منتشر شده از تمامی این زلزله ها از بویین زهار(50 سال پیش) طبس(40 سال پیش ) رودبار (20سال پیش ) بم ( نزدیک 10 سال پیش) و آذربایجان و اردبیل و.... به طور مشترک و یکسان میبینیم , سازهای ویران شده خشت و گلی است ؟ یعمنی همه جا با هر اقلیمی و پس از گذشت این سال حتی ذره ای در روستاها تغییری ایحاد نشده , با هر اقلیمی که بوده اند؟؟!!! (932349) (moderator16)
 
امیر
United States
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۳:۴۰:۰۲
اخیرا برای کاری به کمیته امداد رفتم و از اعلانات نصب شده در بورد تعجب کردم. تعطیلات در ویلاهای کمیته امداد در شمال و یا سرکت در اردوهای گردشی که همه اینها برای کارکنان و و بازنشستگان بوده است. و یا خانواده های که زیر نظر کمیته امدارد در کشورهای پیرامونی ایران زندگی می کنند و یا حتی بورسیه تحصیلی ایشان را کمیته امداد می پردازد. در حالیکه در داخل کشور چه بسیار خانوارهائی هستند که به دلیل نداشتن سرپرست تنها ماهیانه حدود 20 هزار تومان دریافت می کنند. اینه دلیل کافی برای سلب اعتماد نیست؟ (932458) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۵:۵۱:۲۵
این زلزله اگر برای مردم آن دیار مصیبت بود برای برخی سایت ها ( مثل شما) گویا رحمت بوده و حول آن هرچه دوست دارید تحلیل و مطلب می نویسید در حالیکه اکثر مطالبتان بدون دلیل و مغرضانه است. آن چه که ما دیدیم تا به حال در هیچ حادثه ای در این کشور کمک رسانی به این حد نبوده و در این حادثه واقعا خوب کمک شد . اما چرا این قدر بد و بیراه گفته می شود و ریشه این بد و بیراه ها چیست ؟ تشدید اختلافات قومی . نقطه شروع این جور حرف ها هم رسانه های خارجی و ضد انقلاب بوده اند و آنقدر هم هول بودند که عکس های زلزله 89 لرستان و خرابی های سوریه را هم به جای زلزله آذربایجان پخش می کردند ! تازه کمک های ترکیه به میانمار را هم به حساب زلزله زدگان گذاشتند ! (932558) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۱۵:۵۲:۱۸
این ، مطلب اصلا سیاسی نبود ها !!! (932561) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۲۱:۲۳:۵۸
اقای رحیمی کفته در 60 روزمشکل اصلی زلزله زدگان که مسکن است حل میشود با توجه به مدتی که از سخنانه ایشان گذشته انشالله در 40 اینده مشکلات حل خواهند شد احتمالا خانه های پیش ساخته در راه هستند. بگذارید دولت خدمتگزار کارشو بکنه (932795) (moderator16)
 
محمد
United States
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۲۱:۵۴:۰۲
بند اول را که خواندم متن را ول کردم! وقتی در بند اول حرف غلط می‌زند ارزش خواندن ندارد.

کی گفته زلزله سیاسی نیست؟ مگر فقط با احزاب درگیر باشند تا یک موضوع سیاسی باشد؟ زلزله تبعات اجتماعی واضح داشت و تبعات سیاست واضح. از نظرهایی که داده شده معلوم است که خودتان هم در این مقاله (که بقیه‌اش را نخواندم) مسایلی مرتبط با سیاست‌گذاری مطرح کرده‌اید.

زلزله یک امر سیاسی هست. درک شما از سیاست، درکی محدود است (932819) (moderator16)
 
۱۳۹۱-۰۶-۰۸ ۰۸:۱۱:۳۰
نویسنده در بند اول ، خود را لو می دهد . تحلیلی که از مسئله دارد ارائه می دهد ، سیاسی است اما برای این که خود را تبرئه کند در اول مطلب می گوید زلزله سیاسی نیست . (933070) (moderator16)
 
حسن قاسمی
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۷ ۲۳:۰۶:۵۷
سلا م آقا فرماندار ورزقان خودش صبح روز بعد ورزقان نبود امد سرز د رفت جلفا خونه اش که مهمان دارم مگر نباید فرماندار در منطقه باشد (932873) (moderator16)
 
عادل ذوالفقاري
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۰۹ ۱۱:۴۹:۳۲
سلام آقاي قاسمي من خودم نانوا هستم در منطقه ورزقان بعد از 20 روز موفق به ديدار فرماندارنميشوم هميشه جلفاست خونه اش زير چادر ميماند ميديد من چه ميكشم نانواييم خراب شده اما جوابي نميدهند فرماندار را ديديد سلام برسانيد اما استاندار را چند بار بدون فرماندارش در منطقه ديده ايم (934039) (moderator16)
 
آرش
United States
۱۳۹۱-۰۶-۰۸ ۲۲:۱۱:۰۱
امیرخانی عزیز دستت درد نکنه. عالی بود. از نشر افق تشکر کرده اید، امیدوارم چنین معنا بدهد که قرار است مشاهداتت را قلمی کنی در قالب کتابی دیگر. منتظرش می مانم... (933708) (moderator16)
 
امید
۱۳۹۱-۰۶-۱۱ ۰۱:۵۱:۲۱
با سلام
مقاله ارزشمندی بود در خانه اگر کس است یک حرف بس است!! (935725) (moderator16)
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.
 
 
هفته
 
 
 
 
ديروز
هفته