نظر منتشر شده
۴۲
توصيه به ديگران
 
کد مطلب: 298861
چرا حضرت علی(ع) واقعه غدیر را برای به دست آوردن حق جانشینی مطرح نکرد؟
بخش اجتماعی الف، 9 مهر 94
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۹ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۲۱:۱۱
روایت علامه مرتضی عسکری از دلایل تلاش نکردن حضرت علی(ع) برای جانشینی در ماجرای سقیفه

مرحوم علامه مرتضی عسکری درباره اینکه چرا حضرت علی(ع) در سقیفه واقعه غدیر را مطرح نکرد نوشته است:

«اگر شرایطی که سقیفه تشکیل شد و موقعیت ‏حضرت علی(ع) را مورد توجه قرار دهید خواهید فهمید که حضرت امیر(ع) در سقیفه نیامد تا بخواهد احتجاج بکند، آنچنان که در کتاب های حدیثی و تاریخی آمده است، پیامبر اکرم (ص) روز دوشنبه رحلت کرد، حضرت علی(ع) به همراه چهار نفر دیگر: عباس عموی پیامبر و یکی از فرزندانش، یکی از آزادشدگان پیامبر و یک نفر از انصار مشغول غسل و تجهیز پیامبر(ص) شدند. در همین حال انصار در سقیفه گرد آمدند (سقیفه محل اجتماع عشیره است مربوط به شیخ عشیره که آنجا جمع می ‏شوند) تا «سعد بن ‏عباده‏» را به جای پیامبر(ص) برگزینند. آیا درباره سعد بن ‏عباده از پیامبر توصیه ‏ای رسیده بود؟ فضیلتی داشت؟ یا نه صرفا به خاطر آنکه رئیس قبیله بود مطابق زندگی عشیره ‏ای و قبیله ‏ای موجود در جزیرة العرب، به دنبال این بودند حال که پیامبر از دنیا رفته باید جانشین او از ما باشد. خبر به مهاجرین رسید، اینها نیز در سقیفه جمع شدند. این در حالی بود که جنازه پیامبر هنوز به خاک سپرده نشده است و دیگران مشغول غسل آن حضرت بودند.

عباس عموی پیامبر در همان حال که مشغول غسل و کفن آن حضرت بودند به علی(ع) پیشنهاد کرد: «یابن اخی امدد یدیک ابایعک؟ یقال عم رسول الله(ص) بایع ابن ‏عمه فلا یختلف علیک اثنان؛ پسر برادم دستت را بده با تو بعیت کنم تا بگویند عموی پیامبر با پسرعموی او بیعت کرده، آنگاه دو نفر هم با تو مخالفت نخواهند کرد.»

حضرت نپذیرفت، فرمود: «ما مشغول تجهیز پیکر پیامبر هستم!» اختلاف مهاجرین و انصار بر سر جانشینی بالا گرفت، مهاجرین استدلال کردند که ما از قریش هستیم وابسته به پیامبر(ص)، عرب نمی ‏پذیرد از غیر بستگان جانشین شود. اختلاف دیرینه «اوس‏» و «خزرج‏» عده ‏ای از انصار را که می ‏ترسیدند که حکومت ‏به دست رقبایشان بیفتد با مهاجرین هم صدا کرد و در نهایت آنها که در سقیفه جمع بودند اکثریت ‏با ابی‏ بکر بیعت کردند.

همان روز دوشنبه کار را تمام کردند و از آن پس برای ابی ‏بکر بیعت می ‏گرفتند، روز بعد هم ابی‏ بکر را به مسجد پیامبر(ص) که آن زمان حکم دارالحکومة را داشت آوردند خطبه خواند و نماز خواند. تمامی اینها در وقتی بود که علی(ع) مشغول تجهیز پیامبر(ص) بود زیرا بعد از اتمام غسل و کفن بنا شد مسلمانان ۵ نفر ۵ نفر و یا ده نفر ده نفر بیایند در همان خانه پیامبر بر آن حضرت نماز بخوانند و حضرت علی(ع) در آنجا آنان را راهنمایی می ‏کرد. این کار از روز دوشنبه تا چهارشنیه به طول انجامید و شب چهارشنبه هم پیامبر را به خاک سپردند. مراسم دفن که تمام شد، مطابق وصیت پیامبر(ص) به علی(ع) که فرموده بود از دفن و کفن من که فارغ شدی ردا از دوش مگیر تا آنکه قرآنی که در خانه من هست آن را جمع کنی، حضرت علی به جمع ‏آوری قرآن پرداخت. این قرآنی بود همراه با تفسیر، نوشته بر روی تخته، پوست، شانه گوسفند و ...، حضرت همه اینها را جمع ‏آوری کرد، پس از جمع ‏آوری آن را به مسجد آورد که متاسفانه آن را نپذیرفتند. حضرت هم آن قرآن را برگرداند و فرمود: دیگر آن را نخواهید دید! این همان قرآنی است که حضرت حجت(عج) آن را در مسجد کوفه بیرون می ‏آورد و احکام اسلامی را به مسلمانان بر اساس آن تعلیم می ‏دهد، زیرا آن همین قرآن است ولی با تفسیر و توضیحات.

بنابراین می ‏بینید که در جریان سقیفه و انتخاب ابوبکر و حتی دو روز بعد از آن حضرت امیر(ع) به کار غسل و دفن پیامبر مشغول بوده و در هیچ یک از اجتماعات آنها نبوده تا بخواهد به حادثه غدیر با آنان احتجاج کند.»

اولین باری که داستان غدیر میان عموم مردم مطرح شد
علامه عسکری همچنین درباره اولین زمان علنی شدن داستان غدیر گفته است:
«اولین بار که در ملا عام غدیر مطرح شد در زمان خلافت ‏خود آن حضرت بود، زیرا تا آن زمان موردی که لازم ببیند و غدیر را مطرح کند پیش نیامد، چون ابوبکر بعد از خود نامه ‏ای نوشته بود و طی آن عمر را به جانشینی خود تعیین کرده بود همان نامه را پس از مرگ او برای مردم خواندند و مردم هم با او بیعت کردند بعد از او هم داستان شورای شش نفره پیش آمد که یک نفر از آن شورا علی(ع) بود و به آنجا منتهی شد که همگان می ‏دانیم. تا می‏ رسد به زمان خلافت‏ خود حضرت، چنانکه تفصیل آن در کتاب الغدیر آمده است.
روزی حضرت در مسجد کوفه بر بالای منبر فرمود: هر کس حدیث غدیر را شنیده است‏ بگوید، چند نفر برخاستنند و زبان به اظهار آنچه در غدیر گذشته است نمودند. این اولین بار بود که بدون ترس در ملا عام فضائل علی(ع) گفته می ‏شد و از غدیر سخن به میان می ‏آمد و مردم همه می‏ شنیدند و تا امروز آن شنیده‏ ها در باره غدیر برای ما مانده است.»
کلمات کلیدی : عید غدیر
 
۱۳۹۴-۰۷-۰۹ ۲۲:۰۱:۳۳
جانم مولی به فدایت (3230471) (alef-3)
 
ه. ش
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۹:۵۰:۵۵
علی یعنی فقط یک عدالت مظلوم حقی فرو خورده شده که حدیقة الحدیقه های مقدس اردبیلی ها شاید نقطه ای کوچک از اقیانوس این مهم باشد علی ابوالعجایب است و در این تحلیلها نمی گنجد (3232184) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۰۹ ۲۲:۲۲:۲۲
در خطبه فدکیه حضرت فاطمه سلام الله علیها به غدیر احتجاج فرمودند (3230503) (alef-11)
 
علی
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۰۸:۵۶:۲۱
ئوست گرامی با آنکه من خطبه فدکیه را پیش از این خوانده بودم دوباره مراجعه کردم. چنین احتجاجی ندیدم. اگر نشانی روشن تر دارید بفرمایید. (3233142) (alef-11)
 
جهانی
۱۳۹۴-۰۷-۰۹ ۲۲:۲۳:۰۷
من درتعجبم حضرت علی:درآن زمان بنامصلحت هم بو د درمقابل حکومت ابوبکر عمر وعثمان سکوت کرد .وبا عمر وابوبکر هم همکاری میکرد وبه انها مشاوره می داد.ولی یک عده انچه حضرت علی در زمان خود پذیرفت نمی پذ یرند. (3230505) (alef-11)
 
رضا
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۲۳:۳۸:۳۴
به خاطر مصلحت حفظ اسلام بود. (3232634) (alef-11)
 
تئو
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۰۹:۲۰:۳۰
جناب آقای جهانی ،دوست بزرگوار : البته که در سیر تاریخی این مسئله نه شبهه ای است نه حرفی
بلکه بحث در عوض شدن مسیر بشریت بواسطه آن واقعه است.والسلام (3233191) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۰۹ ۲۳:۰۶:۲۵
ما حق نداریم در این زمینه یا در هر زمینه ی دیگری که حضرت امیر مومنان علی (ع) در باره آنها صحبت نکرده اند با حدس و گمان از وقایع تاریخی چیزی را به آن حضرت نسبت دهیم و از این نسبت بنام معصوم برای خود اعتقاد بسازیم.
نسبتهای حکمی و اعتقادی به معصوم هر دو باید قطعی الصدور و قطعی الدلاله باشند تا بتوان شرعا به آنها تعبد داشت و اگر ظنی و گمانی باشند دروغ احتمالی را و لو از راه غیر عمد به معصوم نسبت داده ایم که از گناهان کبیره است و هرگز نمی توان آز راه گناه کبیره طریق الی الله را یافت. (3230565) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۰۱:۰۹:۵۱
به نطر استدلال قابل قبولی در خصوص علت عدم احنجاج حضرت علی (ع) به حدیث غدیر ارائه نشده (3230747) (alef-11)
 
ثمین
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۱:۲۵:۲۱
کتاب القدیر علامه امینی همه چیز را کامل و روشن توضیح داده بروید مطالعه کنید (3231216) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۲:۲۲:۳۶
املای درستش الغدیره (3231338) (alef-11)
 
رضا
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۸:۳۹:۰۱
تو که القدیر را با الغدیر اشتباه میگیری چطور در این مورد نظر میدی؟؟؟ (3232044) (alef-11)
 
ماهان
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۹:۵۳:۳۳
آیا در اصل موضوع فرقی داره؟ (3232192) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۱:۰۲:۱۲
اولا این متن ... مخالف اغلب روایاتیه که ...به جا مونده . چون هم وجود مقدس حضرت علی (ع) و هم وجود نازنین حضرت صدیقه طاهره ( سلام ا... علیها ) ، بارها و بارها به تمامی موارد حقانیت حضرت امیر (ع) ، از جمله حکم غدیر اشاره کردن . ثانیا استدلال حضرت به عدم نیاز به بیعت مجدد برای این بود که اغلب اون جماعت یا حتی تمام اونها کسانی بودن که در غدیر و در مقابل خدا و رسول ، با حضرت علی (ع) بیعت کرده بودن و اصولا حق شکوندن بیعت رو نداشتن . ثالثا چطور مردمی ممکنه در حالیکه پیکر مطهر و شریف پیامبر هنوز کفن و دفن نشده ، و در حالیکه تکلیف جانشین ایشون توسط خدا معین شده ، به دنبال خلیفه بگردن ؟؟؟!!! آیا شورا گذاشتن که ببینن بعد از وفات پیامبر باید نماز صبح رو به میل خودشون بخونن یا نخونن ؟ یا زکات رو تعطیل کنن یا نکنن ؟ یا روزه بگیرن یا نگیرن ؟ پس به چه حق و به چه عنوانی تصمیم به تغییر خلیفه الهی بر زمین گرفتن ؟ همونطور که حضرت امیر (ع) راجع به نماز و روزه و زکات و ... با اونها بحث نکرد ، حق خلافت الهی ، که در واقع حق خدا بود نه حق علی ، بی نیاز از هر بحثی بود ! متوجه میشین ؟ اونهایی که این حق رو نادیده گرفتن دقیقا میدونستن که دارن چیکار میکنن ....نه اینکه چون روز غدیر رو فراموش کرده بودن ...و با هیچ فریاد حقی از خوای بلند نمیشن . کسی که حکم خدا و رسول خدا رو بر زمین گذاشت ، آیا استدلال علی (ع) رو میپذیرفت ؟
سایت محترم ، لطفا نظر من رو هم منتشر کنین تا حق بیان بشه (3231175) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۰۷:۳۰:۴۱
بنده نیز با نظر ی که این دوست گرامی بیان کردند موافقم (3232936) (alef-11)
 
محقق
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۴:۲۸:۵۸
ایشان حتی در زمان خلافت خود نیز، در سخنانی که در نهج‌البلاغه نیز آمده است دلیل قبول خلافت را خواست و اصرار مردم عنوان میکنند و میفرمایند اگر این حضور همگانی و خواست جمعی نبود افسار شتر خلافت را رها میکردند.
در صورتی که اگر معنای غدیر، انتصاب ایشان به خلافت بود که صحبت از عدم پذیرش به میان نمیاوردند. (3231609) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۲۱:۲۷:۱۳
این چه حرفیه ؟ منظور حضرت علی (ع) پذیرش خلافت بعد از بیست و پنج سال بود ! پذیرش خلافت ثانویه که یکچور اصرار و انتخاب عامه مسلمین بود ! در حالیکه حق خلافت حضرت امیر ، حق الهی و حکم خداوند بود و باید بلافاصله پس از وفات پیامبر اجرا میشد نه بیست و پنج سال بعد ! خلافت اول و اصلی ، جکم خدا بود . خلافت دوم و بعد از بیست و پنج سال ، دیگه فرق داشت و صرفا براساس نیاز مردم به خلافت ایشون اتفاق افتاد . متوجه شدین فرقش رو ؟ (3232369) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۲۱:۲۸:۵۹
فرمودند خلافت از این هم برای من بی ارزشتر است مگر آنکه حقی را از ظالم ستانده و به مظلوم بازگردانم ! جمله رو نصفه نخونین لطفا . حالا با منظور یا بی منظور ! (3232377) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۰۸:۲۹:۵۸
اینکه ایشان بدنبال احقاق حق و عدالت بودند شکی نیست، اما چطور ممکنه از حق هر فرد دفاع کنند اما از حق خدا دفاع نکنند؟ چطور چنین چیزی ممکنه؟ (3233057) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۳ ۲۳:۵۶:۲۴
این تشخیص جزئی ما هست (3241170) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۶:۴۶:۲۶
استدلال بسیار ضعیف است. حتی برای شیعیان نیز استدلال ضعیفی است چه برسد به غیر شیعه. (3231871) (alef-11)
 
فارض
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۷:۵۹:۰۱
پس مراجعات متعدد مولا على (ع) بهمراه همسر و فرزندانش به درب منزل انصار چه ؟ مگر ممكنست در آنهمه رفت و آمد و احتجاج با انصار ايشان به واقعه غدير استناد نكرده باشند ؟ (3231979) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۱۹:۵۹:۰۳
یسوال دارم از کارشناس محترم

چرا حضرت علی ع در خطبه معروف خلافت را از اب دهن بز بی ارزشتر میداند. در حالیکه ما معتقدیم خدا با واسطه ایسان را به حکومت برگزیده . ...لطفا پاسخ من را بدهید . (3232201) (alef-11)
 
پیروز
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۰۲:۳۸:۴۴
خداوند حضرت علی علیه السلام را امام مسلمین قرار داد نه خلیفه و جانشین قبلی ها لذا اصلا قبول نکرد و رد کرد بعد از اسرار و تکلیف کردن مردم حکومت را قبول کرد با حفظ شروط امامت و خلافت را هم قبول نکرد اصولا امام با خلیفه متفاوت هست (3232806) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۰۸:۳۰:۵۹
بعد از اصرار (3233061) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۱۲:۵۹:۴۸
یعنی حصرت ع در ابتدا فرمان خدا را نعوذباالله بی ارزس دانست .بعد به حرف مردم قبول کرد . من فکر نمیکنم اینگونه باشد .کسیکه برای اسلام اینگونه جانفشانی کرد .ودر برابرکفار ایستادگی کرد اون موقع از حق الهی و فرمان خدا خود گذشت . دوستان بجث تعصب نیست .بحث اگاهی ا ست . .... . (3233897) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۱۷:۳۸:۰۵
حضرت علی{عج}حکومتی را که در آن حق اجرا نشود از آب دهان بز بی ارزشتر می داند. (3234794) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۲۱:۳۰:۱۷
عجیبه ولی این آقا که به عنوان علامه ازشون یاد کردین نه تنها شناخته شده نیستن بلکه نظرشون هم مخالف جامع علمای اسلامی ، نه تنها شیعه ! ، هست (3232380) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۲۲:۳۲:۴۶
چرا دفن جنازه پیامبر اینهمه باید طول بکشد.از طرفی وقتی پیامبر حضرت علی را جانشین بعد از خود معرفی می کند ایشان در قبال این قضیه مسولند و باید حق خود را ولو به اجبار بگیرند. (3232522) (alef-11)
 
مهدی
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۰۸:۲۳:۱۳
شما برای امام باید و نباید تعیین میکنید؟
امام مانند کعبه هست، مردم باید بیان دورش.
ضمنا اگه امام علی به زور متوسل میشدن مطمئنا اسلام نابود میشد.
کمی با مطالعه صحبت کنید لطفا (3233035) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۲۲:۴۵:۱۰
اسلام نابود نمی شد چون خدا قول داده حفظ کند .یه کم با مطالعه صحبت کنید. (3235398) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۴ ۰۰:۰۳:۴۳
خدا به تقدیراتی که تا ابد بوجود میایند از ازل اگاه است با تمام شرایط ولحظه به لحظه ی رفتار ها وافکار و...اگر خدا قول داده با توجه به این شرایطی که میدونسته اتفاق میفتند قول داده. (3241180) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۱۱:۱۸:۲۲
اول: گفتند که مردم پنج نفر پنج نفر برای نماز می آمدند و به همین دلیل و دیگر دلایل احتمالی طول کشیده.

دوم: مسوولیت حضرت یک مورد نبوده بلکه مجموعه ای از مسایل را در نظر می گرفتند و مهمترین عامل عدم یاری مردم بوده است ظاهرا و عدم ایجاد جنگ داخلی با وجود دشمن خارجی (روم) (3233561) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۱۳:۵۸:۱۸
نص صریح قرآنه که " لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی " . یعنی هیچ اجباری در دین نیست ، اون هم وقتی که راه حق از مسیر ناحق کاملا مشخص شده . ولایت حضرت امیر ( صلوات ا... و سلامه علیه ) ، قلب و معنای حقیقی دین بوده و طبق این آیه در آیه الکرسی ، راهی برای اجبار اون وجود نداشته و حکمت ذات حق ( جل و علا ) بر این تعلق گرفته که خوب رو از بد بیان کنه اما حق انتخاب رو به مردم بسپره ! دقت کنین که اگر حضرت امیر (ع) حق خلافت رو با شمشیر میگرفتن ، امروز خود شماها مدعی زور و دیکتاتوری در این حکم میشدین ! (3234154) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۱۷:۴۷:۳۴
حاکم اسلامی باید دو شرط را دارا باشد:1- مشروعیت(حق حاکمیت از جانب خدا) 2- مقبولیت (پذیرش عمومی مردم) شرط اول برقرار بود ولی شرط دوم از جانب مردم علی رغم شواهد ودلایل بسیار مورد بی توجهی قرار گرفت وبشریت وخصوصا امت اسلامی متحمل زیان جبران ناپذیری شد. (3234808) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۲۲:۳۵:۰۴
خلافت باید توسط مردم و با بیعت آنها در اختیار امام قرار می گرفت ولی مردم به هر دلیلی که خود می دانستند بیعت غدیر را شکستند . امام علی نمی خواست با زور به خلافت برسد و بنابراین شد آنچه که شد.
اساسا بنای رفتار امام در امر خلافت دقیقا رعایت جمهوریت به معنای واقعی است یعنی مردم باید خلافت را به علی ع می سپردند که اینکار را نکردند و امام هم برای یکپارچگی امت مراعات نمود. تا زمانی که توسط مردم خلافت به امام سپرده شد. (3232532) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۰ ۲۳:۲۰:۳۳
lبعنی بر این اساس ما دو تا قران داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ (3232612) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۱۱:۱۸:۴۵
متن را درست بخوانید. (3233562) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۱۰:۰۶:۰۶
برای اینکه وحدت مسلمانان مهم بود و آن حضرا از حق بزرگ خویش بخاطر وحدت مسلمان چشم پوشی کرد کاش امروزه ما هم بخاطر وحدت مسلمانان در مقابل امپریالیسم و صهیونیسم به آن حضرت اقتدا بکنند و مطالب تفرقه افکنانه بپرهیزیم (3233296) (alef-11)
 
سید علی حجازی
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۱۸:۰۵:۱۱
اسلام
حرف و نقل های ما و نظراتمان تلاشی است جهت افزایش دانش و دانسته هامان
یه نوع همفکری
یه نوع همراهی
واین حتما نباید و نبایستی عین واقع باشد
می تواند ایجاد سئوال باشد
چراکه درمقاطع ومراحل تاریخی نظرات اعظم علما ومتخصصان دینی می تواند نزدیک به حقیقت باشد نه عین آن که آن برمی گردد به عصر ظهور
گاه ماحصل نتیجه ونهادیی کردن یک سری بررسی ها وحاشیه زدن ها
وگاه مترتب ازجوابدهی علما و متخصصان علوم دینی به یک سئوال ویا یک شبهه
واما چیزی که اکثر دوستان متوجه نمی شوند فرق مشروعیت حکومت یعنی مطابق با شرع بودند وحکومت یا حاکمیت عرفی است
در زمان انتخاب جانشین برای پیامبرخدا بحث اعلم واشجع واتقا وایضاو... درمیان نبوده بلکه بحث بحث مصلحت ومصالح بوده است
مصلحت ومصالحی که درآن رنگ تمایلات قومی وقبیله ای برهرچیز دیگرارجح تر بوده البته به زعم آنان!!
اگر مااندک نگاهی به زمان وزمانه حضرت محمد ص داشته باشیم می بینم که رفتار و گفتار کثیری ازآن مردمان با آن حضرت بگونه ای بوده که ازطرف خداوند منان برای حفظ حرمت ورعایت ادب آیه نازل شده است و حتی آنان را شماتت کرده اند!!
دادن آزادی ,دادن جرئت و شهامت به مردمانی که خیلی هاشان هنوز از همراهان وهمرزمان و همکیشان شان ترسی از گذشته در دل داشتند سودش استقلال و خود اتکایی زودتر و ضررش جسارتی است که ممکن بود از طرف بعضی از اینها که هنوز از نظر روحی و روانی و ظرفیت شخصیتی پالایش کامل نشده ودارای آمادگی لازم نبودند اظهار نظرهایی بی پروا وگاها گستاخانه !!!
بادانستن این مهم می توان حدس زد که قبول مسئولیت جانشینی می تواند ناشی ازتحلیل نادرست جانشینان بنا بر مصلحت بوده و بعد حوادثی ناگوار مترتب ازآن ایجاد شده که موضوع بحث نیست باشد
دلیلی که برا گفته بالا می توان داشت این است اگر در برابرآفتاب هدایت وارشاد حضرت محمد ص ما اعمال و رفتار وتصمیمات صحابه مهم را ناشی از اشتباه یا حجت شخصی و... بدانیم قطعا توان قدرت انسان سازی اسلام را به زیر سئوال برده ایم واین مشمول خیل عظیمی از مسلمانان آن زمان که بعدها در امر تبلیغ و ایضا دفاع از اسلام تلاش کرده و نقش داشته اند می گردد
اما حقیقت این است که آن انتخاب ,انتخابی حکومتی بوده است بنا به شهادت تاریخ و بنا به نقد ونظر خود خلفای قبلی در رابطه با نوع و نحوه حکومت کردن که فقط وفقط به کتاب خدا و سنت تکیه وتاکید داشته اند
انتخابی از طرف معدود مردمی که بنا بر افکار و تمایلات یا مصالح قومی وقبیله ای اعلمیت و اشجع و حتی اتقا بودن دینی را اصل نمی دانسته اند لذا آن حکومت وجانشینی, مشروعیت دینی نمی آورده است (ازنظر ما شیعیان )چرا که از نظر ما مشروعیت فقط وفقط مستلزم اذن خدا واعلام پیامبر می باشد
روسای جمهور و مسئولین زمان ما که امروزه دردایره حکومت وولایت فقیه هستیم پس از انتخاب مورد احترام اند البته با رعایت قوانین از نظر ما واجب الطاعت هستند و اطاعت از دستورات آنان در راستای وظایف شرعی ما محسوب می شوداما هم اینان وقتی که ماموریت و زمان صدارتشان تمام می شود و به زندگی قبلی خودشان برمی گردند آدم های عادی می شوند از نظر حکومتی و بعد ازآن احترام واکرام ما براساس خدمات قبلی متاثر از عملکردرفتاری ایشان وعمدتا مبتنی بر ایمان و... ایشان است و طبیعتا از نظر حکومتی دیگراطاعتی آنچنانی درکارنخواهد بود
پس در رابطه با امام علی ع آنچیزی که ما دلیل عمده تعیین جانشینی مطرح می کنیم همان مشروعیت دینی است وچه خوب بود اگر باحکومت کردن هم توام می شد بنا به اذن خدا و خواست واعلام پیامبرش که متاسفانه چنین نشد و این موجب خسران عظیم شدو ما ماهم اکنون دلایلش رادرحضور وظهورگروههای افراطی وقسی القلبی همچون القاعده و داعش و یاعلمایی وهابی می بینیم
ظهور اینان به سبب عدم انتخاب به وقت علی ع و دوری از اجتهاد و ثقلین است
این علی والادش ع بود وهستند که می توانند زمان را دریابد و با قدرت وقوت و امامتش برای هرآنچه که در زندگی ما به وجود می آید رای و نظر مطابق به زمانه بدهد ,رای و نظری که با توجه به اذن خدا برای جانشینی ضمن بیان نظرات جدید همراه هم جهت همسو وهمخو با آن اصل باشد
اصل واصولی که از طرف خداوند بیان شده است وحرامش حرام وحلالش حلال الی ابد است
پس از نظر ما به هیچ عنوان ازحضرت علی ع وجانشینانش مشروعیت حکومتی گرفته نشده است وحضرت علی ع وامامان ما آنرا ازهرچیزوهمه چیز ارجح تر دانسته وعمل به آن را وظیفه الهی می دانسته اندوما شیعیان در طول تاریخ , درگذشته وحال ودرآینده براین مهم اعتقاد داشته و در جهت تقویت آن تلاش نموده وخواهیم نمودواین یک وظیفه دینی ومقدس و لایتغیر است(گو اینکه دادن وسلب آن از طرف ما آدم های عادی غیر ممکن است منظور اعتقاد به آن است )
اینکه حضرت علی ع حکومت وحکمرانی را ناچیز می شمارد نه برای طرد وناچیز شمردن آن بلکه برای ارشاد ما پیروان از نوع ونحوه بدست گرفتن سکان حکومت است
آنان با گفته وعمل خود بما آموخته اندتا برای بدست آوردن حکومت وحکمرانی ویا کسب قدرت از طریق تبانی و یا با کمک وتوسل به این یا آنی که باطل اند بشدت پرهیز کنیم به همین دلیل است که ایشان پیشنهاد عمویش وایضا پیشنهاد ابوسفیان را برای رسیدن به قدرت به روش باطل مردود دانسته و رد می کند و می بینیم که حتی پس از حکمیت و حکم نابجای ابوموسی اشعری بررای بدست آمده به مقابله برنمی خیزد چرا که مشروعیت ایشان یک امر الهی است وغیرقابل سلب!!!
نمی شود از طرق غیر شرعی و اصول و دستورات غیر قرانی حکومت را بدست گرفته وآن وقت برای اجرای شرع به اهرم های صرفاحکومتی متوسل شد,چرا که شرع و شریعت براختیار استوار است و نه اجبار
با این توضحیات دوستان باید بدانند که چضرت علی ع چرا حکمرانی راناچیزی می شمرده است
اما ما می بینیم که تمامی جانشینان ایشان آنجا که پای مشروعیت حکومت و دادن فتواست کمترین عقب نشینی نداشته وبرعکس امام حسین ع برای نشان دان حق و جلوگیری از تحریف اسلام از جان ومال و زن وفرزند خودمی گذرند
این بحث در راستای آسیب شناسی وحدت خصوص.... شاید ادامه بدهم فعلا این نوشته در رابطه با جانشینی است امید است تایید شو ونظردوستان را جویا شوم (3234848) (alef-11)
 
۱۳۹۴-۰۷-۱۳ ۲۳:۳۲:۵۸
البته من هم با اکثر حرفای شما موافقم ولی بنظر من الان هم باید همون کاری رو انجام بدیم که حضرت امیر انجام داد یعنی پرهیز از بحث در جهت اتحاد امت اسلامی (3241133) (alef-11)
 
حسین
۱۳۹۴-۰۷-۱۱ ۲۰:۵۱:۵۶
به نظرم واقعه غدیر که فقط کمتر از 3 ماه از آن گذشته و با آن ویژگی های منحصر به فرد آن آیا از ذهن های اصحاب فراموش می شده یا نسبت به آن بی اعتنایی کردند؟آیا وصیت های پیامبر برای امیر المومنین علیه السلام برای این نبوده که پیامبر انتظار داشتند مردم به حضرت امیر مراجعه کنند تا حق ولایت ادا شود؟ اگر مردم نخواهند مراجعه کنند(که نکردند)آیا ولایت با زور برای آن مردم به ظهور می رسید؟ولایت با پذیرش مردم ظهور می کرد(و می کند)اما آنها تعمدا آن را نپذیرفتندچون فراموشی چنین واقعه ای امکان پذیر نیست پس بهره ولایت را نبردند.به نظر می رسددر زمان خلافت حضرت، مردم ایشان را به عنوان ولی الله منصوب که همان ولایت الهیه هست نپذیرفتند بلکه از نظر خودشان انتخاب کردن که با نگاه ولایی متفاوت است این جا هم عدم پذیرش ولایت دیده میشود اگر چه خلافت پذیرفته شد(البته کسانی هم بودند که ولایت را پیرفتند حتی زمانی که حکومتی در کار نبود)
ولایت حضرت تجلی ولایت الهی است با پذیرفتن آن بهره آن کسب می شد و اگر مردم بر آن متحد می شدندحکومت را هم شامل می شد و نزول برکات عام می شد. بنابر این اینکه تصور کنیم حضرت حکومت را از دست دادند باید بگوییم مردم ظرفیت قبول این نعمت الهی را نداشتند و از آن شانه خالی کرند وظرفیت امر درونی است که با اعمال زور میسور نیست و هر چه از حضرت گفته شده فقط اتمام حجت بوده و امید به روزنه ای برای بازگشت. اما آنها نخواستند وگفتند وچه واقعیت را گفتند که حسبنا کتاب الله یعنی از قران همین ما را بس و حقیقت قران همین سیاهه است و این حقیقت از آسمان منقطع شده و همان است که در دست ماست. یا علی (3235177) (alef-11)
 


نظراتی كه به تعميق و گسترش بحث كمك كنند، پس از مدت كوتاهی در معرض ملاحظه و قضاوت ديگر بينندگان قرار مي گيرد. نظرات حاوی توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمی شود.