چرا باید در زیارت عاشورا لعن بفرستیم در حالی که دیگر یزیدی وجود ندارد؟

8 آبان 1394 ساعت 2:17


آیت‌الله جوادی آملی می گوید: «سرّ این که سفارش کرده ‏اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهل‏ بیت تولّی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستید و از دشمنانشان تبرّی بجویید، برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منفور شود.»

به گزارش اسرانیوز، آنچه می خوانید بخشی از سخنان آيت‌الله جوادي آملي در كتاب «حماسه و عرفان»است که به فلسفه زيارت و عزاداري و علت سفارش به خواندن زيارت عاشورا در هر روز اشاره کرده است.

فلسفه زيارت و عزاداري[۱]
سرّ اين که سفارش کرده ‏اند هر روز زيارت عاشورا بخوانيد و نسبت به اهل‏ بيت(عليهم ‏السلام) تولّي داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستيد و از دشمنانشان تبرّي بجوييد، براي آن است که طرز فکر معاندان ايشان منفور شود وگرنه هم ‏اکنون سخن از معاويه و يزيد نيست تا آنها را لعنت کنيم. نام و ياد آنها رخت ‏بربسته و قبرشان نيز زباله ‏داني بيش نيست، الآن سخن از فکر و راه يزيد و يزيديان عصر است[۲].

زن فرعون وقتي که به درگاه الهي دعا کرد، نگفت خدايا مرا فقط از فرعون نجات بده بلکه گفت: (ربّ ابْنِ لي عنْدک بيتاً في الجَنّه ونجّني من فرْعوْن وعمله ونجّني من القوْم الظالمين)[۳] يعني مرا از فرعون و فرعونيان، که طرفداران سنّت سيّئه و رفتار ناپسند او هستند، نجات بده. تفکرّ براي هميشه باقي مي‏ ماند هر چند که اسم و عنوانش تغيير پيدا کند.

بعد از تار و مار شدن خوارج در نهروان و خارج شدنشان از صحنه حيات و زندگي، به علي‏ بن ابي‏طالب(عليهماالسلام) عرض شد: اين مقدس ‏هاي خشک از بين رفتند. فرمود: «کلاّ والله إنّهم نُطَف فى أصْلاب الرجال وقرارات النساء کلّما نَجَم منْهم قرنٌ قُطِع، حتّي يَکون آخرهم لُصوصاً سَلاّبين»[۴]؛ اينها نطفه ‏هايي هستند در پشت مردان و قرارگاه زنان. هرگاه مقداري از اينها از بين بروند، عده اي ديگر ظهورمي کنند تا اين که سرانجامِ کار، سارقانِ مسلّح و رهزنانِ غارتگر خواهند شد.

اکنون نيز، هم راه سالار شهيدان زنده است و هم‏ مرام و مسلک اموي و مرواني و عباسي وجود دارد. اين که سفارش فراوان به اشک ريختن و عزاداري کردن نموده ‏اند براي آن است که اشک بر شهيد اشتياق به شهادت را به همراه دارد، خوي حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا مي‏ گرداند. چون اشکْ رنگ کسي را مي گيرد که براي او ريخته مي ‏شود و همين رنگ را به صاحب اشک نيز مي‏ دهد. از اين‏ رو انسان حسيني‏ منش، نه ستم مي‏ کند و نه ستم مي‏ پذيرد. اين که عده‏ اي به فکر ظلم کردن يا ظلم‏ پذيري هستند براي آن است که خوي حسيني در آنها نيست وگرنه شيعه خاص حسين‏بن علي(عليهم االسلام) نه ظلم مي کند و نه ظلم مي‏ پذيرد. آن کسي که ظلم‏ پذير است اموي مسلک است چنان‏که ظالم هم اموي صفت است، هر چند که زمزمه «يا حسين» بر لب داشته باشد. و در قيامت که هر کسي را به نام زمامدارش صدا مي زنند: (يوْم ندْعوا کلَّ أُناسٍ بإمامهم)[۵]، شخص ستمگر در صف امويان شرکت مي کند. لذا اگر انسان بخواهد بفهمد که راهيِ راه حضرت حسين ‏بن علي(عليهماالسلام) است يا راهيِ راه امويان، بايد ببيند که در او خوي ستم‏ پذيري يا سلطه ‏گري وجود دارد يا نه. اگر گرايش به اين خصلت‏ هاي زشت را در خود ديد بايد در اخلاق خود تجديدنظر کند.

گريه بر امام حسين (عليه ‏السلام)[۶]

براساس نقلي معروف از حضرت سکينه (عليه‏ السلام) بالاي بدن مطهّر امام حسين (عليه‏ السلام)، ايشان به اين اصل کلي سفارش کردند که هر حادثه تلخي پيش آمد کرد، آن را بهانه کنيد و براي من اشک بريزيد: «أو سمعتم بغريب أو شهيد فاندبونى»[۷]؛ «هرگاه داستان غريب يا شهيدي را شنيديد، براي مظلوميت من گريه کنيد»؛ زيرا اگر امام حسين (عليه‏ السلام) به خلافت مي‏ رسيد، ديگر غريب يا شهيدي وجود نداشت.

بنابراين، اصل کلي اين است که هر حادثه تلخ و ناگواري را بايد بهانه کرد و براي سالار شهيدان اشک ريخت؛ نه آن‏ که افراد داغديده براي تسکين عواطف و احساسات خود آن حضرت (عليه ‏السلام) را بهانه کنند و براي التيام زخم خويش اشک بريزند و ندبه نمايند و بين اين دو گونه عزا داري فرق وافر است؛ زيرا محصول يکي تعزيت براي حضرت امام حسين (عليه‏ السلام) است و نتيجه ديگري تسليت براي خود؛ هر چند ممکن است بهانه قرار دادن واقعه جان سوز کربلا هم بي‏اثر نباشد.

وجود مبارک سيدالشهداء (عليه‏ السلام) فرمودند: «أنا قتيل العبره»[۸]؛ يعني من که به هدف اِحياي حق و اِمحاي باطل کشته شدم، بايد عَبَرات داشته باشم؛ به طوري که چشمان علاقه‏ مندان به سالار شهيدان پر از اشک شود و آن اشکْ فراوان از شبکه چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور کند تا عَبَرات بشود.

اين سنّت حسنه، آثار فراواني دارد، از جمله اين که محبت اهل بيت (عليهم‏ السلام) در قلب شيعيان حضور پيدا مي ‏کند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (عليهم ‏السلام) هرگز فکر و راه و روش آنان را رها نمي ‏کند؛ زيرا رهبري جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداري قلب را محبت به عهده مي‏ گيرد و دلِ دوستان حسين بن‏ علي (عليه ‏السلام) جوارح را به صَوْب صراط مستقيم رهنمود مي ‏شود.

.........................

پی نوشت ها:

[۱] حماسه و عرفان، ص ۳۱۰.
[۲] ـ مي دانيد که لعن و نفرين و فرياد از بيداد بني اميّه لعنه الله‏ عليهم با آن که آنان منقرض و به جهنّم رهسپار شده اند، فرياد بر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن اين فرياد ستم شکن است. و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي از ائمه حق(عليهم سلام الله) به طور کوبنده فجايع و ستمگري هاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود...(وصيت ‏نامه امام ‏خميني قدّس ‏سرّه، مقدمه).
[۳] ـ سوره تحريم، آيه ۱۱.
[۴] ـ نهج البلاغه، خطبه ۶۰.
[۵] ـ سوره اسراء، آيه۷۱.
[۶] . شکوفايي عقل در پرتو نهضت حسيني، ص ۲۳۳
[۷] ـ مستدرک الوسائل، ج ۱۷، ص ۲۶.
[۸] ـ بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۲۸۰.


کد مطلب: 305724

آدرس مطلب: http://alef.ir/vdcirwap5t1auy2.cbct.html?305724

الف
  http://alef.ir