از رسانه ها/ گزیده‌ای از رساله‌ی تمثیلی «حیّ بن یقظان»

زنده‌ی بیدار

مرتضی پرورش؛ 2 شهریورماه 1396

2 شهريور 1396 ساعت 9:28


گاهی شده همان‌طور که می‌خوانده‌ام، ساکت از جا برخاسته‌ام. بعد تا خنده‌شان نگیرد، بهانه‌ای جسته‌ام: مدادی آورده‌ام، یا دنبال کبریتی سرگردان شده‌ام؛ و بر شاخه‌ی صندلی دیگری، یا چینه‌ی ‌مانده‌ی مبلی، پر فروبسته‌ام به ادامه‌ی کتاب. بعضی کتاب‌ها در خود فرومی‌برندمان؛ سرگردانمان می‌کنند بعضی کتاب‌ها.

مرا با فیلسوف یا صوفی بودن بوعلی چه کار؟ «آن‌ماری گواشون» چه اختلافی با «هانری کوربن» داشته؟ ابوالعلاء عفیفی بوعلی را صوفی واقعی نمی‌داند و حاج سید نصرالله تقوی مقام عرفانش می‌دهد. هرچند آن عبارت «مستیِ عقل» شرف‌الدین خراسانی را دوست دارم‌ـ رمزها را باز کرده یا نکرده، دوباره و چندباره این کتاب را خواهم خواند. چرا «سلامان و ابسال» یا «رساله‌الطیر» را نمی‌خوانم؟ چرا فقط همین یکی؟

«گوید که: پژوژناکیِ شما به تقاضا کردن مرا، ای برادران من!…» دوست داشتم بارها و بارها این عبارت‌ها را بخوانم. این فارسیِ نابِ فروتن را: «و بروی از پیری هیچ نشانی نبود جز شکوه پیران». چطور شد که این جمله به ذهنش رسید؟ «گویی که آتش است که اندر هیزم خشک افتاده بود، یا آب بسیار است که از بالای بلند فرود آید»، «و تو را ای مسکین!