پایگاه خبری الف 21 تير 1396 ساعت 11:07 http://alef.ir/vdcjyvextuqehiz.fsfu.html?491503 -------------------------------------------------- عنوان : محاکمه عامل جنایت آتشین در کارخانه متروکه بخش حوادث الف؛ 21 تیر 96 -------------------------------------------------- متن : صاحب کارخانه در آنجا یک تور والیبال بسته بود و بچه هایش بازی می کردند و سر و صدای شان آسایش را از ما گرفته بود.من هم با او درگير شدم و وي را به قتل رساندم. اين اعترافات عامل جنايت در كارخانه اي متروكه در ورامين است اما وقتي او ديروز براي دومين بار در دادگاه محاكمه شد گفت حرف هاي قبلي اش را قبول ندارد و بي گناه است.صبح روز 29 ارديبهشت ماه سال90 به آتش نشاني خبر رسيد كارخانه اي متروكه در ريحان آباد ورامين طعمه حريق شده است. با حضور آتش نشانان آتش سوزي به طور كامل مهار شد اما آنها در اتاقك نگهباني كارخانه با جسد سوخته صاحب آنجا روبه رو شدند. ماجرا از اين قرار بود كه اين كارخانه از چند سال قبل تعطيل شده بود اما صاحبش كه مردي 70ساله بود شب ها در اتاقك نگهباني آنجا مي خوابيد. هرچند در نگاه اول اين ماجرا يك حادثه آتش سوزي به نظر مي رسيد اما كارشناسان آتش نشاني اعلام كردند حريق عمدي است. در اين شرايط تحقيقات پليس براي شناسايي قاتل آغاز شد. شواهد حاكي از آن بود كه آتش سوزي مرگبار در ساعت هاي اوليه بامداد اتفاق افتاده و آن موقع هيچ كس آنجا نبوده است. چند روز بعد يكي از اهالي منطقه نزد پليس رفت و گفت قاتل را هنگام فرار ديده است. او گفت: قاتل مردي به نام حامد است و او را هنگام فرار ديدم. وي ادامه داد: صبح خيلي زود از كوچه رد مي شدم كه ناگهان حامد را ديدم كه با دست و لباس خون آلود از كارخانه بيرون آمد. او از ديدن من جا خورد اما سلام و عليك كرد و رفت. آن زمان هنوز آتش سوزي به بيرون نرسيده بود و من نمي دانستم آنجا چه اتفاقي افتاده است اما چند ساعت بعد فهميدم كه كارخانه آتش گرفته و صاحبش فوت شده است. اين شاهد ادامه داد: چند ساعت از اين حادثه گذشته بود كه حامد با من تماس گرفت و پرسيد چه اتفاقي افتاده است و من هم همه چيز را برايش توضيح دادم. وقتي حرف هايم تمام شد حامد گفت كه او صاحب كارخانه را به قتل رسانده است. حامد از من خواست در اين باره با كسي حرفي نزنم. اعتراف به قتل با به دست آمدن اين اطلاعات مأموران تنها مظنون اين جنايت را بازداشت كردند. او كه مردي 40ساله است در جريان بازجويي ها به قتل اعتراف كرد و گفت كه به دليل اختلاف قديمي كه با صاحب كارخانه داشته او را به قتل رسانده است. او گفت: خانه من ديوار به ديوار كارخانه است. با اينكه خيلي وقت است آنجا تعطيل شده اما صاحب كارخانه در آنجا يك تور واليبال بسته بود و بچه هايش به آنجا مي رفتند و بازي مي كردند. سر و صداي آنها آسايش را از ما گرفته بود و من چندين مرتبه به او اعتراض كردم اما فايده اي نداشت تا اينكه شب حادثه سراغش رفتم و در جريان درگيري چاقوي كوچكي را كه داشتم به طرفش گرفتم. چشمانم را بستم و ضربه اي به او زدم و فرار كردم اما من آنجا را به آتش نكشيدم. در ادامه لباس خون آلود متهم نيز در خانه اش كشف شد و در نهايت پرونده با تكميل تحقيقات به دادگاه فرستاده شد. در دادگاه در جلسه محاكمه كه در شعبه 113دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد متهم با وجود اعترافات قبلي اش قتل را انكار كرد اما با اين حال به قصاص محكوم شد. مدتي بعد قضات ديوان عالي كشور رأي را نقض كردند و پرونده بار ديگر به دادگاه ارسال شد. صبح ديروز در دومين دور از محاكمه كه در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي محسن زالي بوئيني و با حضور قاضي ابراهيم اسلامي برگزار شد ابتدا 3پسر و 5دختر مقتول به عنوان اولياي دم خواستار قصاص متهم شدند. در ادامه متهم در جايگاه ايستاد و از خودش دفاع كرد. او گفت: من اتهام قتل را قبول ندارم. من و مقتول به خاطر بچه هايش در حياط كارخانه واليبال بازي مي كردند با يكديگر اختلاف داشتيم. وي ادامه داد: آن شب به كارخانه رفتم و مقداري ترياك كشيدم و بعد هم به خانه ام رفتم. فرداي آن روز وقتي به سركار مي رفتم ديدم جلوي كارخانه شلوغ است و آتش نشاني آمده است. چند ساعت بعد با يكي از هم محله اي ها تماس گرفتم و او گفت كه صاحب كارخانه به قتل رسيده است. من هم به او گفتم كه از اين تماس تلفني با كسي حرفي نزند. چون من سابقه دار بودم و از طرفي شب قبل هم آنجا بودم و ممكن بود قتل صاحب كارخانه گردن من بيفتد. در ادامه رئيس دادگاه اعترافات قبلي متهم را به او يادآور شد اما او همچنان به كلي دست داشتن در اين جنايت را انكار كرد. در اين شرايط ختم جلسه اعلام و ادامه رسيدگي به اين پرونده به وقت ديگري موكول شد.