پایگاه خبری الف 6 ارديبهشت 1396 ساعت 6:55 http://alef.ir/vdcjviexouqemoz.fsfu.html?465818 -------------------------------------------------- عنوان : یادداشت روزنامه خراسان/ترامپ، پس از ۱۰۰ روز -------------------------------------------------- متن : روزنامه خراسان در یادداشتی نوشت: یکصد روز از دوران زمامداری ترامپ در آمریکا و ریاستش بر کاخ سفید سپری شد. ترامپ رفتارهای سینوسی متعددی را در عرصه سیاست داخلی و خارجی از خود به نمایش گذاشت. اما با این وجود، تحلیلگران تلاش می کنند رفتارهای سیاسی احتمالی او را که در آینده تحولات غرب آسیا و عرصه بین المللی موثر است، کشف و درک کنند. درواقع، چشم انداز واقعی سیاست خارجی ترامپ، مسئله ای است که در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت. سیاست های اعلامی ترامپ در دوران انتخاباتی، چهره ای متمایل به انزوا گرایی از او به نمایش می گذاشت، اما عملا سیاست های اعمالی او در قبال سوریه و این اواخر کره شمالی، به گونه ای دیگر بود. از سوی دیگر، رمزگشایی از رفتارهای آتی ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران، اعراب و رژیم صهیونیستی بسیار اهمیت دارد که باید نسبت به تحلیل آن ها نیز همت گماشت. انزوا گرایی یا بین الملل گرایی؟ جمهوری خواهان معمولا نگاهشان به درون جامعه آمریکاست و دموکرات ها معمولا نگاه به بیرون دارند و در واقع بین الملل گرا هستند. اما از این جهت که جمهوری خواهان از طیف برجسته سرمایه داری در جامعه آمریکا محسوب می شوند-مخصوصاً ترامپ که از شاخه تی پارتی جمهوری خواهان است- از دو ویژگی برخوردار هستند که عبارتند از: مذهبی بودن و حمایت از پرستیژ آمریکایی با ابزارهای اقتصادی، صنعتی و نظامی. آنچه از انزواگرایی ترامپ تلقی می شد، همان تمایلاتی بود که در دوران انتخاباتی از وی ظهور می کرد که شعار بازگرداندن پرستیژ به آمریکا را سر می داد. ترامپ چند شعار اصلی را می داد که در کاخ سفید، رنگ باختند. 100 روز نخست ریاست جمهوری ترامپ را می توان این گونه خلاصه کرد؛ سردرگمی سیاسی. ترامپ نشان داد که استراتژی خاص و تدوین شده ای ندارد و در آن ایام ، بیش از یک ماه درگیر تشکیل کابینه بود که این خود نشان از همان ویژگی سردرگمی سیاسی ترامپ دارد. ترامپ در این 100 روز نخست دست به یک سری اقدامات نظامی زد. در سوریه این اطمینان وجود دارد که ترامپ دخالت مستقیم نخواهد کرد و حضور نظامی را در سوریه باعث نخواهد شد. قصد ترامپ از شلیک موشک به خاک سوریه، این بود که نمایش قدرتمندی از خود نشان دهد و مخصوصا در برابر پوتین، خودی نشان دهد. از سوی دیگر ترامپ از سوی متحدین منطقه ای خود تحت فشار بود و همچنین، می خواست درسی به ایران بدهد که در برابر سوریه، آمریکا نیز برنامه دارد. بنابراین، اقدام نظامی آمریکا در قبال سوریه به یک مانور نظامی بیشتر شبیه است تا برنامه ای برای حضور گسترده و همه جانبه. برخورد نظامی دیگر ترامپ که شاید ذهن تحلیلگران بسیاری را به خود مشغول کرده ، مسئله کره شمالی است. قطعا ترامپ به کره شمالی نیز حمله نخواهد کرد. کره شمالی در برابر آمریکا چیزی برای از دست دادن ندارد و حتی اگر آمریکا کره شمالی را با خاک یکسان کند و اون تنها یک موشک به سمت آمریکا شلیک کند، می توان گفت که دیگر آبرویی برای آمریکا نخواهد ماند. ترامپ مخصوصا در برابر چین و در کنار متحدانی مثل ژاپن و کره جنوبی، به ناچار باید خودی نشان دهد. در اینجا بحث ناتو و اتحادیه اروپا نیز مطرح است. ترامپ از اظهار نظرهای خود در مورد ناتو عقب نشست. اما نباید فراموش کنیم که در کل آمریکایی ها با اتحادیه اروپا موافق نیستند زیرا دنیا را دو قطبی کرده و رقیبی برای آمریکا محسوب می شود. از این رو بعید نیست که ترامپ در قبال اتحادیه اروپا، مهربان نباشد. البته اگر در فرانسه، لوپن بر سر کار بیاید که احتمال آن ضعیف است، مثلثی از راست افراطی تشکیل خواهد شد و ترامپ با لوپن و پوتین علیه اتحادیه شورش خواهدکرد. بنابراین، سیاست انزوا گرایی که از مناظره های انتخاباتی بر می آمد مورد نظر ترامپ نیست و از آن عبور کرده است، اما در کل جمهوری خواهان بیشتر نگاه به درون دارند و نمایش های قدرت ترامپ را باید موقتی ارزیابی کرد. آینده روابط با ایران تصمیمات شتابزده ترامپ در قبال ایران را نباید سرسری گرفت. ایران در آستانه جدل سیاسی جدی با آمریکا قرار دارد که باید مراقب این مسئله باشیم. رفتار آتی ترامپ در قبال ایران، چیزی بینابین ژست سیاسی و کنش های عملگرایانه است. ترامپ به دلیل اینکه قدرت لابی های یهودی بر خود او و کابینه اش زیاد است و رژیم صهیونیستی بسیار روی وی و تیمش تاثیرگذار است، شاید کمی از مرحله نمایش قدرت عبور کند.پیشتر، اوباما در برابر ایران محکوم بود که به اندازه کافی عملگرا نبوده است. ترامپ به هیچ وجه کنترل منطقی بر کنش سیاسی- نظامی خود ندارد. این عدم کنترل ترامپ در مسائل امنیتی و نظامی حتی به نسبت مسائل سیاسی جدی تر است.یکی از استراتژی های جدید ترامپ در منطقه علیه ایران این است که او و کابینه اش در حال مسموم کردن فضای منطقه علیه جمهوری اسلامی ایران هستند. تیم ترامپ با ملاقات با مقام های عرب منطقه و مقام های آفریقایی علیه ایران در حال کار کردن هستند. مهمترین نمونه در این خصوص، عقب کشیدن مصر از برقراری رابطه با ایران به دنبال ارتباط با تیم ترامپ بود. در خصوص برجام، ترامپ این پیمان نامه را بدترین تعهدی می داند که آمریکایی ها به آن تن داده اند. ترامپ برجام را اکنون به سازمان امنیت آمریکا و مجلس نمایندگان داده تا مغایرت آن با امنیت و منافع ملی کشورش را بررسی کنند که اگر این مغایرت تایید شود، به معنای لغو یک طرفه برجام توسط آمریکایی ها خواهد بود.اگر چه غیر از این بررسی، به نظر نمی رسد که ترامپ برجام را به کل بر هم بزند.البته وی با اظهار نظر های مداوم و حمله های پی در پی به برجام و ترساندن سرمایه گذاران خارجی سعی دارد عملا انتفاع اقتصادی ایران از برجام را منتفی و در نهایت ایران را مجبور به خروج از برجام کند تا آمریکا این هزینه را نپردازد . در واقع استراتژی کلی ترامپ در قبال ایران، سیاست فشار بر ایران است. ترامپ می کوشد تا با روسیه بر سر سوریه و ایران به یک توافق دست یابد که باید مراقب آن بود. آینده اعراب و اسرائیل در حالی که رفتار ترامپ با رژیم صهیونیستی به آن ها جرات داد تا به شهرک سازی های بیشتری رو بیاورند، اما سیاست عملی ترامپ در قبال اعراب در برابر اسرائیل به گونه ای خواهد بود که آمریکا اعراب را از دست ندهد. ترامپ نمی خواهد اسرائیل را به قیمت از دست دادن اعراب به دست بیاورد. ترامپ اگر چه زیر فشار لابی های صهیونیستی قرار دارد، اما رویکرد او در این خصوص با سیاست های اعلامی انتخاباتی اش متفاوت است. ترامپ تلاش می کند اعراب و اسرائیل را حول دشمن مشترک که می تواند ایران باشد به یکدیگر نزدیک کند. این یکی دیگر از مواردی است که باید ایران مراقب آن باشد، زیرا فضای منطقه در این خصوص نیز به شدت علیه ایران در حال پیشروی است.