پایگاه خبری الف 16 دی 1394 ساعت 11:28 http://alef.ir/vdcizrapyt1arq2.cbct.html?322617 -------------------------------------------------- عنوان : اقتصاد ایران، فرود نرم یا سخت بخش تعاملی الف - علی امیری -------------------------------------------------- متن : بیشتر ستارگان آسمان در برهه یی از زندگی خود، به دلأئل داخلی و یا خارجی در مدت کمی شروع به افزایش شدید و چند برابری فعالیت و در نتیجه افزایش حبابی حجم خود می کنند. این اضافه حجم ادامه پیدا می کند تا جائیکه دیگر آن ساختارها و زیرساخت های که برای مدت طولانی شکل و هارمونی آن ها را حفظ کرده بود به دلیل عدم امکان توسعه متناسب با گسترش سریع این حجم، دیگر توان نگاه داشتن این فرم و اندازه را ندارد و ستاره شروع به در خود فرو ریختن ناگهانی (فرود سخت) می کند و به دلیل این حجم آوار نه تنها به اندازه سابق خود بر نمی گردند بلکه بسیار کوچکتر و متراکم تر، اما سردتر و راکد تر می شوند (تقریبا از فعالیت باز می ایستند). حالا در آستانه ی سال ۲۰۱۶ اتفاقی که برای اقتصاد ایران افتاده دقیقا به همین صورت است. اقتصادی که برای سال ها توان جذب و اداره به طور متوسط ۲۰ میلیارد دلار درآمد نفتی را داشت، ناگهان در طول ۸ سال دولت آ قای احمدی نژاد، به درآمد های نفتی افسانه یی ۸۰، ۱۰۰ یا ۱۲۰ میلیارد دلار (۵ برابر) رسید. ولی متاسفانه از آنجا که این تغییر درآمد منشأٔ خارجی داشته و بسیار سریع اتفاق افتاد، ساختارها و تار و پود اقتصاد ایران مانند زیرساخت ها، توان مدیریت و.... توان تغییر و توسعه در جهت جذب این درآمد عظیم را نداشت و این عدم آمادگی با سیاست های پوپولیستی و غیر کارشناسی همچون تثبیت مصنوعی نرخ دلار (با توجه به تورم داخلی بالا) و یا دادن یارانه به همه و یا کاهش دستوری نرخ سود و.... شدید ترشد و به شدت مانند حبابی همچون آن ستاره ها اقتصاد ایران را بزرگ کرد. مثلأ به خاطر عدم وجود مدیریت کارامد، بیشتر این پول (۸۰۰ میلیارد دلار) یا به شکل رانت و فرار سرمایه به خارج از کشور منتقل شد، و یا به دلیل عدم وجود بازار سرمایه یا بخش تولید صنعتی قوی، در بازار ساختمان و مسکن (دارایی واقعی) رسوب کرد و مثلا خانه ویلایی در تهران که اوائل ده هشتاد حدود ۳۰۰ میلیون تومن (با دلار ۸۰۰ تومانی ، ۴۰۰ هزار دلار) بود، حالا به راحتی ۳۵ میلیارد تومن (با دلار ۳۵۰۰ تومن، ۱۰ میلیون دلار!) است، یعنی یکی از گرانترین بازارهای مسکن در دنیا حتی گرانتر از پاریس و توکیو که خود در دنیا معروف به داشتن حباب مسکن هستند! اما، حالا چه اتفاقی دارد می افتد. در آمد ۱۲۰ میلیارد دلاری نفتی سال ۱۳۹۰ به ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۹۴ کاهش یافته و مطمئنا تا حداقل ۵ تا ۱۰ سال آینده خبری از درآمد های ۱۰۰ میلیارد دلاری نیست. اما اقتصاد ایران و دولت کنونی و البته مردم حاضر به پذیرش این مطلب نیستند. مثلا هنوز صاحب آن خانه می خواهد همچنان ان را ۱۰ میلیون دلار یا بیشتر بفروشد و فرار سرمایه با همان نرخ ادامه یابد. از هر منطقی به این مساله نگاه کنید، امکان ندارد, همانطور که برای آن ستارگان امکانی برای ادامه حجیم شدن و حجیم ماندن وجود ندارد. (البته همینجا لازم است به آندسته از سیاسیونی که فوری می خواهند با فرار از مسئولیت تقصیر وضعیت کنونی را گردن دولت کنونی بیندازند فرازی از تاریخ را یادآور شد، در اولین سالگرد جریان فتوای مربوط به سلمان رشدی در سال ۱۳۶۸ و زمانی که دولت های غربی به دولت جدید ایران فشار بسیاری می اوردند که لغو این فتوا را اعلام کند، رهبر انقلاب بیانی به این مضنون داشتند که: "این فتوا به سان تیری است که از تفنگ شلیک شده و دیگر غیر قابل توقف است" در واقع وضعیت کنونی اقتصاد ایران نیز به سان تیری است که شلیک شده و متاسفانه هیچ دولتی قادر به توقف آن نیست!) ولی دولت تدبیر باید قاعدتاً این مدیریت را داشته باشد تا حداقل از فرود سخت با تدبیر و برنامه ریزی، به فرود نرم برسد. اما متاسفانه بدترین سناریو این است که دولت به دلیل نگرانی سیاسی یا انتخاباتی حاضر به قبول این واقعیت نباشد و با تمام توان به دنبال ادامه این حجیم شدن و ادامه وضع موجود بر آید. این یعنی با گذر هر روز و هفته، به پرتگاه نزدیک تر شدن. تا اینجا صورت مساله، اما حال راه حل. این فرود سخت اقتصاد ( یا بیماری هلندی) فقط در کشورهای نفت خیز (ایران ، روسیه، ونزوئلا) اتفاق نیفتاده بلکه در تاریخ در آمریکا(۲۰۰۸) ژاپن(۱۹۹۲)کره جنوبی (۱۹۹۸) ایران(۱۳۵۶) و حتی چین(۲۰۱۵) اتفاق افتاده و باعث بحرانهای بسیار بزرگی شده ولی در این میان فقط چین متفاوت است و در واقع راه حل ما! از مدت ها پیش و حدود ۲۰۱۰ ، کارشناسان اقتصاد جهانی و خود چین پیش بینی می کردند که ادامه حجیم شدن اقتصاد چین با نرخ رشد دو رقمی (با اتکا به بخش ساختمان و صادرات)، دیگر امکان ندارد و سقوط اقتصاد با آن نرخ رشد حتمی است. مسائلی همچون محیط زیست، آلودگی هوا، حباب مسکن و بانک های درگیر (در یک مورد فقط ۳۶ میلیون خانه در ۵ سال گذشته ساخته شده که خریدار ندارد)، تورم ۱۰ درصدی قیمت مواد غذایی، مدیریت از هم گسیخته و فساد دولتی، اختلاف طبقاتی و... همگی زنگ های خطر را برای مسئولان چین به صدا دراورده بود. اما بزرگترین امتیاز این مسئولین (حتی در قیاس با مدیران ژاپنی، کره ای و آمریکایی در اوج حباب مسکن) این بود که این واقعیت را قبول کردند و قبل از اینکه خیلی دیر شود به پیشواز این مساله رفتند و همه تلاش خود را انجام می دهند، که این فرود، نرم باشد. نتیجه اینکه در سال ۲۰۱۲ با انتخاب رهبر جدید چین، مسئولیت دولت جدید، نه ادامه رشد اقتصادی دو رقمی ، بلکه اصلاح و توسعه زیرساخت ها و نرم افزارهای مربوطه است که می بینید با وجود کاهش و تثبیت مصرف مواد اولیه و کاهش واردات، همچنان رشد اقتصادی چین از طریق افزایش بهره وری به رقم ستایش انگیز ۶ تا ۷ درصد بالغ می شود. کشور ما یا روسیه هم راهی جز این ندارد، اما مهمترین نیاز چنین فرود نرمی، مانند چین، این است که عوض در گیر شدن در مسائل خارجی و رقابت با این قدرت و یا آن قدرت، نیاز به آرامش در فضای خارجی و داخلی داریم، که متاسفانه به نظر می رسد چه در مورد ایران و چه در مورد روسیه یا ونزوئلا، هنوز به این جمع بندی نرسیدیم و زمان را به سرعت داریم از دست می دهیم. امید به تدبیری است که چنین مباشد اما....!