پایگاه خبری الف 15 شهريور 1396 ساعت 10:53 http://alef.ir/vdcivvawrt1auv2.cbct.html?508882 -------------------------------------------------- عنوان : زمینه‌های هم‌باشی؛ اقتصادی یا فرهنگی؟ پدرام کاویان هریری، ۱۵ شهریور ۹۶ -------------------------------------------------- متن : یکی از این تحولات اخیر در حوزه فرم خانواده پدیدار شدن خانواده هم بالین، هم باشی یا به اصلاح ازدواج سفید است که البته برخی از طرفداران شکل سنتی خانواده آن را ازدواج سیاه هم خوانده اند! شاید نخستین تصور و پیش انگاره ای که هر یک از افراد جامعه نسبت به تشکیل خانواده و ایجاد زندگی مشترک داشته باشند ازدواج، آن هم به شیوه قانونی و عرفی باشد و این در حالی است که امروزه در سراسر دنیا شاهد شکل گیری خانواده هایی هستیم که به صورت غیر رسمی، غیر مجاز و فردگرایانه ایجاد شده و سال ها به زندگی مشترک می انجامد. به عبارت دیگر، از دیگر مصداق مهم فردیت گرایی به مثابه امری پسامدرن که خانواده را تحت الشعاع قرار می دهد، شکل گیری گونه جدیدی از زندگی مشترک است که هم بالینی نام دارد و به گواه بسیاری از محققان زندگی مشترک بدون ازدواج در تهران روندی رو به افزایش دارد و تمایل به مناسبات جنسی غیر از زندگی زناشویی در مجردان و متأهلین به چشم می خورد. این موضوع به افزایش بیماری های مقاربتی و پیمان شکنی در مناسبات خانوادگی منجر شده است. با این حال و با توجه به تازگی و پیچیدگی موضوع و حساسیت های موجود در کشور ما، در این زمینه آمار رسمی و قابل اتکایی در دسترس نیست، اما از دیدگاه نظری و با درنظر داشتن شرایط عمومی جامعه می توان گفت، بسترهای گسترش این پدیده در اعضای جامعه و به ویژه جوانان، قابل مشاهده است. یکی از این بسترها، افزایش سن ازدواج است؛ به گونه ای که جامعه ایران، در دهه های اخیر، مواردی مانند دگرگونی در میانگین سن ازدواج، نسبت تجرد، افزایش میزان طلاق و انتقال در ترکیب جنسی افراد ازدواج نکرده را تجربه کرده است. سن ازدواج به ویژه در بین دختران، افزایش قابل توجهی داشته است. نسبت زنان ازدواج نکرده سنین ۲۰ تا ۲۴ سال از 4/21 درصد در سال ۱۳۵۵ به ۴۰ درصد در سال ۱۳۷۵ و ۴۹ درصد در سال ۱۳۸۵ رسیده است. این نسبت در مناطق شهری به حدود ۸۰ درصد رسیده است. میانگین سن ازدواج دختران، از 4/22 سال در سال ۱۳۷۵ به 4/23 سال در سال ۱۳۹۰ افزایش یافته است که این مقدار، در سال ۱۳۹۴ به 8/23 رسیده است. همچنین میانگین سن ازدواج مردان در سال ۱۳۹۳، 1/27 بوده است که در سال ۱۳۹۴ با روند افزایشی محسوسی به 5/28 رسیده است (سازمان ثبت احوال کشور، ۱۳۹۴). به موازات افزایش سن ازدواج، میزان تجرد قطعی نیز افزایش یافته است، به گونه ای که نسبت تجرد قطعی زنان از 1/2 درصد در سال ۱۳۷۵ به ۴/۴ درصد در سال ۱۳۸۵ رسیده و این نسبت با روند افزایشی در سال ۱۳۹۰ به ۸ درصد رسیده است. بنابراین، می توان گفت، براساس آخرین سرشماری سال ۱۳۹۰، یازده میلیون و دویست و چهل هزار نفر، در وضعیت تجرد قطعی هستند که به نسبت مساوی، میان دو جنسی این جمعیت تقسیم شده اند (مرکز آمار ایران، ۱۳۹۴). تجربه کشورهای آمریکایی و اروپایی، نشان دهنده رقیب بودن دو پدیده هم خانگی بدون ازدواج و ازدواج رسمی است وبنابراین، با توجه به بالا رفتن سن ازدواج جوانان، می توان انتظار داشت که سبک های زندگی جدید، از جمله هم خانگی بدون ازدواج، در ایران ایجاد شده و رواج یابند. یکی دیگر از شرایطی که احتمالاً بر روند افزایش سن ازدواج تأثیر داشته و تغییرات فزاینده آن می تواند در گسترش پدیده هم خانگی بدون ازدواج مؤثر باشد، تغییرات نرخ بیکاری جوانان است. نرخ بیکاری جمعیت جوان در سال ۱۳۸۴، 5/20 درصد بوده است که این رقم، حدود دو برابر نرخ بیکاری کل جمعیت و سه برابر نرخ بیکاری جمعیت میان سال است . نرخ بیکاری جوانان در سال ۱۳۹۴ به رقم 3 /23 درصد رسیده است که نسبت به سال ۱۳۸۴، روند افزایشی محسوسی داشته است (درگاه ملی آمار، ۱۳۹۴). در جامعه سنتی ایران، براساس قوانین اسلام، نفقه و تأمین مخارج معمولی زن پس از ازدواج، به عهده مرد است؛ بنابراین، بالا رفتن نرخ بیکاری جوانان و به ویژه مردان و تعهدات قانونی ای که ازدواج به شیوه سنتی برای مردان ایجاد می کند، سوق دهنده جوانان به سمت جایگزین های غیرقانونی ازدواج، از جمله هم خانگی بدون ازدواج است. یکی دیگر از عواملی که می توان انتظار داشت در گرایش افراد، به ویژه نسل جوان، به سوی هم خانگی بدون ازدواج مؤثر باشد، بالا رفتن نرخ طلاق است. افزایش هزینه های طلاق در جوامع، با کاهش منفعت حاصل از ازدواج همراه است .براساس آمار وبگاه ثبت احوال کشور، تعداد طلاق های انجام شده در ایران از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۴ در حال افزایش بوده است؛ به گونه ای که طلاق های انجام شده در سال ۱۳۸۵ از ۹۴۰۳۹ طلاق به رقم 163765 در سال ۱۳۹۴ رسیده است، درحالی که ازدواج های انجام شده در ایران از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۴، روند کاهشی داشته است. براساس آمار موجود، تعداد ازدواج های انجام شده از ۷۷۸۲۹۱ مورد در سال ۱۳۸۵، به ۶۸۵۳۵۲ مورد در سال ۱۳۹۴ رسیده است (سازمان ثبت احوالی کشور، ۱۳۹۴). افزایش نرخ طلاق می تواند باعث ترس از ازدواج های رسمی و قانونی شود و در نتیجه سوق دهنده جوانان به سوی سبک های دیگر زندگی مشترک باشد؛ سبک هایی که از سوی طرفین، دست کم به عنوان مقدمه ای برای اطمینان از پایداری رابطه درنظر گرفته می شوند. هم خانگی بدون ازدواج، پدیده ای است که در ایران کمتر شناخته شده است. پرداختن به این موضوع، می تواند گامی در راستای مطالعه عمیق تر زنان به همراه داشته باشد، از جمله اخاذی و تهدید که یکی از مخاطرات جدایی یک طرفه به شمار می آید. در این نوع زندگی مشترک، طرفین از یکدیگر ارث نمی برند. همچنین زن نمی تواند از خدمات بیمه اجتماعی شریک زندگی اش استفاده کند. در مجموع، زنان در این نوع رابطه همواره در معرض آسیب های متعدد اجتماعی، روانی، اقتصادی و حتی جسمی قرار می گیرند و ساختار حقوقی و فقهی در ایران نمی تواند تأمین کننده حمایت در خوری از آنها باشد. بر این اساس باید پرسید چگونه، در چه شرایط و با چه ادراکی از این موضوع، عده ای از افراد به شکل دهی چنین رابطه ای اقدام می کنند؟ این سوالی است که باید پژوهش هایی در رابطه با آن به صورت تفسیری انجام شوند. *صبح نو