پایگاه خبری الف 18 شهريور 1393 ساعت 11:37 http://alef.ir/vdcivuarvt1a532.cbct.html?240988 -------------------------------------------------- راهنمای کتاب/ «کابوس سحرگاهی»؛ فردریک دار؛ ترجمه: عباس آگاهی؛ نشر جهان کتاب عنوان : دختری که هرگز نبود! بخش فرهنگی الف، 18 شهریور 93 -------------------------------------------------- متن : کابوس سحرگاهی نوشته: فردریک دار ترجمه: عباس آگاهی نشر جهان کتاب، چاپ اول ۱۳۹۳ شمارگان ۱۱۰۰ نسخه ۱۵۵ صفحه، ۸۰۰۰ تومان فروشگاه اینترنتی شهر کتاب، این کتاب را تا یک هفته پس از معرفی، با ۱۰% تخفیف ویژه عرضه می کند، در صورت تمایل اینجا کلیک کنید. **** برخی از مخاطبان جدی ادبیات با آثار پلیسی میانه ای ندارند و حتی خواندن آن ها را بی کلاسی و کسرِ شأن می دانند و نویسندگان این سبک را نیز چندان مهم فرض نمی کنند. در مورد برخی از آثار عامه پسند ادبیات پلیسی شاید حق با آن ها باشد، اما در میان پلیسی نویسان، چهره های بسیار شاخصی هم یافت می شود که از منظر ادبی سطح کارشان از دیگر نویسندگان چیزی کم ندارد و چه بسا در دوره هایی، این آثار به مراتب بهتر از دیگر رمان ها، بازتاب دهنده کم و کیف زمانه خویش بوده اند. از این رو در میان چهره های نامدار و فرهیخته ادبیات نیز کم نبوده اند کسانی که به عنوان خواننده، مشتری پروپاقرص این ژانر محسوب می شدند. در ادبیات معاصر فرانسه فردریک دار به عنوان نویسنده ای توانا و پرکار شناخته می شود. او به ۱۹۲۱سال متولد شده و درسال ۲۰۰۰ درگذشته است. فردریک دار نه تنها با نام اصلی خود، بلکه با استفاده از حدود بیست نام مستعار دیگر، نزدیک به ۳۰۰ رمان و داستان بلند و کوتاه، حدود ۲۰ نمایشنامه و ۱۶ اثر برای سینما نوشته است. فردریک دار تحت نام مستعار سن آنتونیو ده ها رمان پلیسی به رشته تحریر درآورده که به گفته صاحب نظران، لحن و بیان آن ها غیرقابل تقلید است. آثاری که به دلیل ویژگی های خاص زبانی شان، در زبان اصلی از لطف و ظرافت به مراتب بیشتری برخوردارند. این مسئله نشان می دهد که فردریک دار از آن دست پلیسی نویسان نیست که تنها به جذابیت های حادثه پردازانه توجه داشته و از ظرافت های ادبی غافل باشد. در برخی آثار او دل مردگی و اندوه لحن غالب داستان محسوب شده و خواننده همراه شخصیت های رمان قدم به دنیای جذابی می گذارد که دوست دارد با ادامه یافتن داستان، همچنان در این اتمسفر حضور داشته باشد. فردریک دار به همت نشر جهان کتاب به مخاطبان فارسی زبان معرفی شده و پیش از این دو اثر از شاخص این نویسنده (رمان های آسانسور و مرگی که حرفش را می زدی) با ترجمه خوبِ عباس آگاهی، در مجموعه رمان های پلیسی نقاب، به خوانندگان علاقه مندِ این سبک، عرضه شده است و حالا در چهل و چهارمین عنوان این سری، رمان کابوس سحرگاهی در دستان ماست. خواب بدی دیدم، خوابی بسیار نامشخص، که در آن صحبت از یک کارخانه یا یک بندر بود. جرّثقیل های سیاه و عظیم تعدادی خانه را از زمین بلند می کردند. هر یک از این خانه ها شبیه کلاه فرنگی ما بود. مادالنیا، در نهایت شگفتی، پشت همه پنجره ها قرار داشت و از وحشت فریاد می کشید و مرا صدا می زد، ولی بازوهای غول آسای جرّثقیل او را به میان ابرهایی سرخ فام می کشاندند... من به ناپدیدشدن این هزاران مادالنیا نگاه می کردم و غمی ناگفتنی وجودم را فرا می گرفت. دلم می خواست فریاد بکشم، ولی نمی توانستم. می خواستم گریه کنم، ولی هق هق در گلوی خشکم گره می خورد و خفه ام می کرد. غرق عرق از خواب پریدم. صدای بوق ماشینی، جلوی کلاه فرنگی، بلند بود. بلافاصله صدای بوق را تشخیص دادم. پیژامه به تن، داغ از هیجانی که هنوز ترکم نکرده بود، جلوی پنجره دویدم. اتومبیل بزرگ سیاهرنگ جلوی خانه مان توقف کرده بود. مادام نولن پشت فرمان بود... این بریده از متن کتاب، حکایت از حال و هوای خاص حاکم بر این رمان دارد، اتمسفری تیره و سنگین که فردریک دار خلق آن را شگرد داشت. این درست که در رمان های فردریک دار، مثل اغلب آثار پلیسی حادثه پردازی یکی از محورهای اصلی کار محسوب می شود، اما آنچه آثار این نویسنده را از دیگر پلیسی نویسان متمایز می کند؛ صرف نظر از زبان و نثر او، فضا و موقعیت هایی ست که این حوادث در آن شکل می گیرند. نقطه عزیمت حوادث رمان کابوس سحرگاهی یک تصادف است. راننده کامیونی پر از کاهو، برای زیر نگرفتن دختری که یک باره جلوی کامیون پریده، از مسیر خود منحرف شده و با درختی در کنار جاده تصادف می کند. کامیون غیر از راننده مسافران دیگری هم دارد. فیلیپ کنار دست راننده است و سه دختر پیشاهنگ جوان و شاد، سرودخوان پشت کامیون نشسته اند. پیش گیری از مرگ دختری که جلوی کامیون پریده، به مرگ دختری دیگر (یکی از سه دختر پیشاهنگ) می انجامد. فیلیپ که کتفش شکسته، در بیمارستان با دختر جوانی که با ورود ناگهانی اش به جاده، ناخواسته باعث این تصادف شد، آشنا شده و به این ترتیب این حادثه، نقطه آغاز ماجراهایی می شود که زنجیروار رخ داده و مخاطب را با خود همراه می کند. در ادامه رمان با زن ثروتمندی آشنا می شویم که تظاهر می کند دختری دارد، اما با وجود شواهد حضور او در خانه این زن، کسی خود آن دختر را ندیده است و... کابوس سحرگاهی همچون دیگر آثار منتشرشده در مجموعه نقاب با یونیفرم ثابت این مجموعه و طراحی جلد زیبا به بازار آمده؛ مجموعه ای که امیدواریم در آینده نه چندان دور شماره کتابهای آن، سه رقمی شده و آثار بزرگان ادبیات پلیسی جنایی امریکا را نیز شامل شود.