پایگاه خبری الف 4 دی 1392 ساعت 14:23 http://alef.ir/vdchiwniv23nvqd.tft2.html?209720 -------------------------------------------------- نامه‌های یک وکیل جوان به رییس قوه قضائیه (۱): عنوان : وکلا و فساد در قوه قضائیه دکتر جواد کارگزاری، 4 دی 92 -------------------------------------------------- متن : معاون اول قوه قضائیه از هیچ فرصتی برای حمله و انتقاد به وکلاء نمی گذرد که آخرین آن در سومین همایش سازمان بسیج حقوقدانان بوده است. وی در این همایش اظهار داشته است: اگر وکالت جریان ناسالمی شود تهدیدی جدی برای نظام دادرسی است و برخی وکلا و کارشناسان این جریان ناسلامت را ایجاد کرده اند و برای رفع این مشکل اصلاح نظام وکلا یکی از سیاست هایی است که به قوه قضائیه ابلاغ شده است. تکرار انتقادهای جناب رئیسی نسبت به وکلاء نشانگر این باور است که از دید جناب رئیسی، جریان ناسالمی از فساد قضایی در درون قوه قضائیه شکل گرفته است که بانی و باعث آن نیز وکلای دادگستری هستند. شاید کمتر کسی تردیدی در مورد درستی مقدمه اظهارنظر جناب رئیسی در مورد وجود یک جریان ناسالم از فساد قضائی در قوه قضائیه داشته باشد اما این که این جریان ناسالم به دست چه کس یا کسانی به وجود آمده و اسباب و علل شکل گیری آن چیست موضوعی است که نیاز به بحث و بررسی علمی و دقیق دارد. معرفی وکلاء به عنوان باعث و بانی فساد قضایی یک نوع فرار به جلو و نادیده گرفتن نقش و تأثیر سایر عوامل مهم و تأثیرگذار از جمله شایسته سالاری، اصل حاکمیت قانون، فرایند رسیدگی به تخلفات انتظامی قضات، استقلال قوه قضائیه و است. از نظر اینجانب، فساد در قوه قضائیه با نقض بی طرفی آغاز می شود. فرقی هم نمی کند که نقض بی طرفی نسبت به یک قاتل زنجیره ای و یا یک مخالف سیاسی باشد و بی طرفی در قوه قضائیه نقض نمی گردد مگر این که اول، شایسته سالاری در قوه مزبور حاکم نبوده و دوم، قوه مزبور به اصل حاکمیت قانون پایبند نباشد و سوم، استقلال قضایی در قوه مزبور کمرنگ باشد و امکان تظلم خواهی کارآمد از عملکرد غیر بی طرفانه قضات فراهم نباشد. نقض بی طرفی در قوه قضائیه دروازه فساد است و بستر رشد افراد فاسد. تردیدی هم نیست که برخی از وکلاء در این بستر رشد و نمو می کنند که چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا، اما وکلاء جزیی از جریان فساد در قوه قضائیه و نه مهم ترین جزء آن هستند. اگر همه وکلاء هم فاسد باشند اگر در درون قوه قضائیه یار و همراهی نداشته باشند، ره به جایی نبرده و دست از پا درازتر باز می گردند. اما واقعیت چنین نیست و فساد در قوه قضائیه به تعبیر جناب رئیس به یک جریان تبدیل شده است. نیک روشن است که آسیب شناسی های جانبدارانه و غیر بی طرفانه از علل و اسباب شکل گیری فساد در قوه قضائیه و انداختن توپ فساد قضایی در زمین وکلاء و تلاش برای خاموش کردن صدای وکلای مستقل و آزاد و از بین بردن استقلال کانون وکلاء به بهانه مبارزه با فساد قضایی یک کانون قابل اعتماد برای اصلاح قوه قضائیه را از بین خواهد برد و از ویرانه قوه قضائیه به تعبیر جناب شاهرودی ویرانه تر خواهد ساخت. خوب است جناب رئیسی که اکنون بیش از یک دهه است که مقام معاون اولی قوه قضائیه را در دست دارد اعلام نماید که در این مدت طولانی چه برنامه ها و اقدام هایی را برای مبارزه با فساد قضایی در قوه قضائیه دنبال نموده و نتیجه این برنامه ها و اقدام ها چه بوده است؟ آیا اساسا برنامه ای برای مبارزه با فساد قضایی در درون قوه قضائیه وجود داشته است که حال بخواهد در تکمیل آن برنامه یا برنامه ها، اصلاح نظام وکلاء دنبال شود؟!