پایگاه خبری الف 23 آبان 1395 ساعت 10:07 http://alef.ir/vdcgtx9tyak9qy4.rpra.html?412949 -------------------------------------------------- نگاهی به برنامه رئیس جمهور غیرقابل‌ پیش‌بینی؛ عنوان : اقدامات اقتصادی ترامپ و تاثیر آن بر اقتصاد ایران دارد؟ ساسان شاه ویسی*، ۲۳ آبان ۹۵ -------------------------------------------------- متن : انتخابات کشور آمریکا برگزار شد و آقای ترامپ رقابت را از کلینتون برد و توانست کلید کاخ سفید را در دست بگیرید، ترامپ در ایام رقابت های انتخاباتی شعارهایی داده، اما هنوز وارد حوزه اجرایی نشده است که آیا همان شعارها را پیگیری خواهد کرد یا اینکه آن فقط شعار بوده و وقتی قدرت را در دست بگیرد، روشی دیگر را انتخاب خواهد کرد، بااین حال نمی توان خیلی صریح در مورد اقدامات او سخن گفت. ترامپ هنوز وارد حوزه اجرایی نشده و قدرت را در دست نگرفته است، پس نمی توان در مورد اقدامات او صحبت کرد. برخلاف سایر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری امریکا در ادوار گذشته، آقای ترامپ دارای سابقه روشن سیاسی و موضع گیری در روابط بین الملل نیست که راحت تر بتوان او را به یک دیدگاه مشخص در هیئت حاکمه ساختاری امریکا منتسب کرد. در حال حاضر یک ساختاری از پیش تعریف شده در حوزه فکری جمهور خواهان در اختیار است و یک قابلیت و کارکردی را می توان از آن اقتباس کنیم. سند کنوانسیون ملی جمهوری خواهان که در ایام رقابت های انتخاباتی اعلام شد و در کنار آن شعار و سخنانی که در مناظره های مختلف در سه دوره و بخصوص این چند سخنرانی که ترامپ برای جلب آرا به شهرهای جنوب شرق امریکا داشت را بررسی خواهیم کرد. ارزیابی ها نشان دهند این است که ترامپ قطعاً یکی برانگیختگی متفاوت از جنس سخت، خشک و آمریکایی تر ، برخورد امریکا را به جهان نمایش خواهد داد. اینکه او بنا را بر این گذاشته است که هزینه ها و بودجه دفاعی و نظامی امریکا را تا دو برابر افزایش دهد، قطعاً کارکرد مشخصی در حوزه های بحران و یا حفظ و ایجاد منافع برای ایالات متحده امریکا در پی دارد که مشخصاً برای مناطق غرب آسیا، خلیج فارس و در کنار این موارد حوزه دریای چین را تقویت کند. ترامپ اعلام کرد اگر کشوری مانند کره شمالی سلاح هسته ای داشته باشد، می توان با او وارد مذاکره شده و توافقاتی انجام داد؛ پس می توان چالشی را در شرق آسیا و درعین حال توافقی را در غرب آسیا با روسیه را شاهد باشیم که نشان می دهد یک چالش با قدرتی مانند چین می تواند به وجود بیایید و یک روابط راهبردی با کشور روسیه که اکنون به ایران نزدیک است قابل پیش بینی و ارزیابی کرد. عمده بحث ها و شعاری هایی که آقای ترامپ در ایام رقابت انتخابی داد، به وضعیت داخلی و اقتصادی امریکا معطوف بود که به دنبال بهره جستن از ظرفیت های خارج شده آمریکا به سایر مناطق است. به نظر می رسد با توجه به اینکه ترامپ یک سرمایه دار است، رویکرد ایجاد سرمایه و کارکرد دادن به آن را در داخل سرزمین های اصلی امریکا پیگیری کند و سعی می کند روابط و لابی های خاصی را در جهت افزایش نرخ رشد اقتصادی با کارکردهای مثبت در درون سرزمین های اصلی را ایجاد نماید. به عبارتی شرایطی را به وجود بیاورد که بخشی از سرمایه خارج شده در دوران ساب پرایم های امریکا که مقصد آن ها چین بوده است را با ایجاد تهدید افزایی در آن منطقه، باعث گردش، مهاجرت و بازگشت این سرمایه ها که رقمی حدود 10 هزار میلیارد دلار است را به وجود بیاورد. ترامپ، سعی می کند نرخ رشد اقتصاد را در امریکا واقعی تر کند و موضوعی به عنوان رویایِ آمریکایی که از حدود سال 1945 میلادی تاکنون به عنوان یک سند نانوشته و دست نیافتی برای نظام لیبرال دمکراسی آمریکایی مطرح بوده است را ایجاد کند. احتمالاً ترامپ یک سنتزی را تعریف خواهد کرد که با رویکرد دمکراسی خواهی دمکرات ها که به آن دست پیدا نکردند، برسد و دلایل را بخصوص در حوزه اقتصادی مورد شمارش قرار خواهد داد و کارکردهایی برای دلار و روابط اقتصادی امریکا و کارکردهای اقتصادی برای روابط نظامی و میلیتاری امریکا در مناطق مختلف ازجمله برای حوزه اروپا تعریف می کند؛ به نظر می رسد همه این موارد را در خدمت خواهد گرفت تا اندازه اقتصادی امریکا را بیشتر از چیزی که اکنون وجود دارد یا ملموس تر یا به نقطه رفاه نزدیک تر کند. صرفه نظر از اینکه این موارد در قالب ایده مطرح است و اینکه چه عناصر و عواملی در داخل ساختار موجود امریکا این اقدامات را انجام می دهند، فراموش نکنیم که حتی اگر این ایده ها نابجا و خیلی دست نیافتی باشد، به واسطه اینکه بیش از یک صد سال از آخرین دوره ای که دولت، مجلس سنا و نمایندگان یکپارچه بودند، می گذرد و امروز جمهور خواهان توانستند این موارد را در اختیار بگیرد و به نظر می رسد که هر اتفاقی قابل پیش بینی است، البته آقای ترامپ به عنوان انسان غیرقابل پیش بینی معرفی شده است. اما انتخاب ترامپ جمهوری خواه به عنوان رئیس جمهور جدید آمریکا و اقتصاد ملی ایران از چند جهت با تصمیم گیری های او مرتبط باشد. تغییرات قیمت نفت ارتباط عمده ای که ترامپ با اقتصاد ایران خواهد داشت، نفت است، زیرا عمده درآمدهای ارزی ایران ناشی از فروش نفت حاصل می شود که بی ثباتی در بازار نفت بخصوص در منطقه دریایِ چین که سه مشتری عمده ایران مانند چین، ژاپن و کره در آنجا مستقر هستند که اگر بی ثباتی در این بازار مصرفی ایجاد شود، قطعاً چالشی را خواهیم داشت و یا تقابل ترامپ با کشورهای عربی که اگر اجرایی شود، می تواند در قیمت نفت تأثیرگذار باشد و باعث تغییر در میزان درآمدهای ارز کشور شود. دلار امپراتوری امریکا اگر ترامپ بخواهد بی ثباتی و یا نظام جدیدی برای دلار ایجاد کند تا استفاده هر چه بهتر از دلار برای آمریکایی ها به وجود بیابد، قطعاً در آن طرف معامله، کارکرد مؤثر دلار برای اقتصاد ملی ایران دچار چالش می شود، کما اینکه بلافاصله بعد از روشن شدن افق او به عنوان جایگاه ریاست جمهوری امریکا، مشاهده کردیم ارزش کاذبی را دلار امریکا از دست داد. صرفه نظر از اینکه این کاهش واقعی است یا نه اما به نظر می رسد از این به بعد بیش ازپیش باید منتظر از دست ارزش دلار با توجه به تصمیماتی که کاخ سفید خواهد گرفت، باشیم. این به منزله ورود تورم یا از دست دادن ارزش پول ملی و یا نهایتاً عدم کارایی منابع ارزی که مثلاً قرار است از صادرات نفت به دست بیاوریم. را ایجاد خواهد کرد. تغییر قیمت مواد اولیه ارتباط دیگر است که ترامپ تصمیمات متفاوتی که احتمالاً با دیدگاه وال استریت در منازعه است را خواهد گرفت، زیرا او بنا را بر این گذاشته است که یک سری از اصلاحات ساختاری-روندی را در حوزه اقتصاد ملی امریکا از فضای کسب وکار کوچک تا اصلاح نرخ بازده مالیاتی برای درآمدهای کوچک، متوسط و برای درآمدهای بالا برقرار کند که به نظر می رسد تأثیر مستقیمی را می تواند هم در بورس نیویورک و بورس کالا در موضوع مواد اولیه در سطح جهان و به تبع آن تغییر قیمت ها و مواد اولیه مستقیماً داشته باشد که در بازار بورس ایران نیز این تغییرات را مشاهده خواهیم کرد. برجام و اقتصاد ایران باید یکسری از پرسوناژهایی مورد ارزیابی دقیق تر قرار گیرد و برای پالس های که اقتصاد امریکا از این به بعد به جهان می فرستد را انتظار داشته باشیم. اقداماتی مانند درگیری های منطقه ای و شدت دادن به آن، در جهت هزینه و قابلیت استعداد میلتاری امریکا در مناطق مختلف به جهت کسب سود و ثروت بیشتر برای اینکه دولت، رفاه جدید را رفورم کند را از ایالات متحده امریکا مورد انتظار داشته باشیم و ازاین جهت بایستی چند سطح در چند بُعد با چند رکن را در سطح اقتصاد ملی ایران مبتنی بر منافع ملی مورد پرسش قرار دهیم. درعین حال عناصری که در کنگره و سنا خواهد بود، به شدت با سند توافقی که امروز روی میز است، با عنوان سند برجام، دچار چالش هستند. در سند برجام ایالات متحده را متعهد به آنچه دولت برای تعلیق برخی از حدود و ثغور سنک شنها و تحریم ها پذیرفته است، نتوانست او را مقید کند، چه بسا دولت بعدی آمریکا مخالفت و یا آن تعلیق را هم از حالت تعلیق خارج کند و بر اساس مصوباتی دولت را مجبور خواهد کرد و با تصمیمات آنی و جدید، مخاطرات احتمالی ولو برای منافع فرضی که برای بعد از برجام انتظار داشتیم را به وجود بیاورد. البته باید پروسه انتقال قدرت به ترامپ و کابینه او کامل شود که وی وزیر خارجه را نیوت گینگریچ و یا باب کروکر انتخاب کند و یا اینکه اسیو مونچن را به عنوان وزیر خرانه داری و جایگزین دوره ایجانت ییلن را در فدرال رزرو بر کرسی نشاند یا هیچ کدام. در کنار هم یکی سری از عوامل ایجاد شک و التهاب را می تواند در روابط سنتی، امنیتی و اقتصادی امریکا ایجاد کند که نیاز به زمان دارد تا متوجه شویم کدام سناتورها و نمایندگان ادوار مختلف امریکا قرار است تصدی پست های کلید را در دولت ترامپ داشته باشد؛ که مهندسی رفتار ایالات متحد امریکا بر اساس آن نقش آفرینی ها تغییر می کند یا نه.