پایگاه خبری الف 22 خرداد 1396 ساعت 9:53 http://alef.ir/vdcfeydjxw6dcca.igiw.html?481870 -------------------------------------------------- عنوان : زوج‌ درماني -------------------------------------------------- متن : هفته نامه امین جامعه نوشت: يکي از راهکارهايي که مي تواند تأثير زيادي در شفاف سازي، سوءتفاهم زدايي و بازکردن گره زوجين داشته باشد، در زوج درماني آنچه مورد قبول است، آن است که مسئله زوج ها مشکل فردي نيست، بلکه مشکل ميان فردي است. در اين رويکرد، فنون مختلفي استفاده مي شود که ازجمله آن ها مي توان فن انعکاس و روز همراهي را نام برد. يکي از راهبردها براي پيشگيري و اصلاح طلاق عاطفي اين است که مفهوم کار براي زندگي يا زندگي براي کار را دقيق تعريف کنيم. دکتر گرامي مشاور و مدرس دانشگاه، درباره راهکارهاي طلاق عاطفي مي گويد: اينکه خداوند در قرآن فرموده است: وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا؛ مفاهيم مختلفي را مي توان از اين آيه استنباط کرد که يکي از کاربردهاي عملي اين آيه در فرايند زندگي اين است که ما باهم باشيم و حول محور هدف هاي تعالي مشترک باهم تلاش کنيم که اين مهم خود در پيشگيري و اصلاح طلاق عاطفي در خانواده ها مؤثر است. دومين راهبردي که مي توان براي پيشگيري و اصلاح طلاق عاطفي به آن اشاره کرد، اين است که مفهوم کار براي زندگي يا زندگي براي کار را دقيق تعريف کنيم. وي مي افزايد: معمولا افراد زماني را براي کار و ابزار زندگي به جاي خود زندگي گرفته اند و هسته اصلي زندگي را فراموش کرده اند. گرامي عنوان مي کند: در خانواده هايي که حداقل امکانات را براي باهم بودن بهتر استفاده مي کنند، درواقع به خود زندگي توجه کرده اند؛ ولي متأسفانه بسياري از خانواده ها با دعوا و نزاع دنبال تهيه ابزار زندگي به صورت افراط گونه هستند که اين خود باعث مي شود ابزار زندگي مانع ارتباط اصيل و واقعي اعضا باهم باشد. وي اضافه مي کند: سومين راهبردي که مي توان براي پيشگيري و اصلاح طلاق عاطفي به آن اشاره کرد، اين است که ما به انواع زندگي در خانواده ها توجه داشته باشيم. در يک خانواده چهار نوع زندگي وجود دارد؛ زندگي والديني که شامل زن و شوهر و فرزندان است، زندگي زن وشوهري، زندگي فرزندان و زندگي شخصي؛ يعني هرکسي خودش براي خودش باشد. وي بيان مي کند: در خانواده هايي که استقلال انواع زندگي به طور منطقي معنا دارد، خودبه خود طلاق عاطفي خود را نشان نمي دهد؛ ولي خانواده هايي که فکر مي کنند هميشه در کنار هم بودن به معناي باهم بودن است، اين خود عدم استقلال زيرمجموعه را دچار اشکال و زمينه بحث وجدل ها را فراهم مي کند و فاصله ها به تدريج خود را بروز مي دهند. اين مشاور چهارمين راهکار براي پيشگيري و اصلاح طلاق عاطفي را برنامه منظم، منسجم در خانواده ها عنوان کرده و مي افزايد: برنامه ها بايد طوري اتخاذ شوند که فرصت مشارکت و باهم بودن فراهم شود. وي با اشاره به پنجمين راهکار، مي گويد: ما بايد با وظايف و نقش ها در خانواده ها آشنا شويم که يک فرزند نقش دانش آموز، خواهر، برادر، فرزندي، دايي، خاله و عمه را دارد. وقتي ما در خانواده فرزندان را به يک جنبه از زندگي (فقط نياز آموزشي) توجه داديم، خودبه خود زمينه طلاق عاطفي فراهم شده و براي حل بايد فرزندان را به سوي زندگي آماده کرد، نه شغل. گرامي اظهار مي کند: سعي کنيم جلساتي به شکل شورايي در خانواده ها با حضور کل اعضا و بدون حضور تلويزيون ترتيب دهيم تا به روابط انساني توجه شود و هرکسي از خودش و ديگران صحبت کند. همچنين قضاوت هاي تند به افراد نشود تا افراد بتوانند راحت تعامل کنند؛ زيرا در گذشته ما به خاطر فعاليت هاي شغلي و خانوادگي، بيشتر فرصت باهم بودن داشته ايم و امروزه اين نيازها را بايد در قالب اين گونه تعاملات بيشتر معنا کنيم. وي ادامه مي دهد: اينکه ما در خانواده عبادت جمعي داشته باشيم، دعاها را باهم بخوانيم، فعاليت هاي اعتقادي را باهم انجام دهيم، ارتباط بيشتر و بيشتر مي شود و جدا شدن از يکديگر معنايي ندارد. وي توجه به مشاوره درماني با نگاه مشاور و خانواده درماني با نگاه خانواده درماني و زوج درماني را از ديگر راهکارهاي پيشگيري و اصلاح طلاق عاطفي ذکر کرده و اشاره مي کند: در بعضي موارد براي حل اين مشکل بايد به متخصص مربوطه مراجعه کنيم که خود يکي از راهکارها است.