پایگاه خبری الف 20 دی 1391 ساعت 9:35 http://alef.ir/vdcefn8zxjh8fei.b9bj.html?175473 -------------------------------------------------- عنوان : امیرکبیر کجا مدفون است -------------------------------------------------- امیرکبیر در مدت ۳ سال و دو ماه و بیست وهشت روز صدارت خود توانست منشأ خدمات فراوانی شود. اقدامات امیرکبیر در همین زمان کوتاه و با وجود مخالفتهای فراوان حتی از درون دربار اقدامات زیربنایی و اساسی بوده است. متن : در طول تاریخ همواره افرادی بوده اند که مستبدانه همه چیز را برای خود خواسته اند. در نگاهی وسیعتر، دولت ها و حکومت های استعماری و استبدادی وجود داشته اند که به چپاول و غارت دولت های دیگر و ضعیف تر پرداخته اند. در مقابل اینها، افرادی شجاع و نستوه بوده اند که به مبارزه با استعمار و تبعیض پرداخته اند و برای کمک و یاری به بشر و ملت ها از جان خود دست کشیده، به مبارزه با ظلم و فساد پرداخته اند. تاریخ ایران نیز امثال کاوه آهنگر، سید جمال الدین اسدآبادی و نواب صفوی و ... را به خود دیده است و به جرأت می توان گفت بارزترین و مؤثرترین آنها انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره ) بوده است. میرزا تقی خان در خانه میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی رشد یافت. هوش و استعداد ذاتی او باعث شد تا قائم مقام فراهانی او را در کنار خود جای دهد و امور مملکت و سیاست کشور را به او بیاموزد.[۱] میرزا تقی خان، پس از مرگ محمدشاه در سال ۱۲۶۴ه.ق ناصرالدین شاه را از تبریز به سمت تهران حرکت داد. ناصرالدین شاه هم او را ملقب به امیر نظام (فرمانده کل قوا) و پس از نشستن بر تخت سلطنت، ملقب به امیرکبیر و اتابک اعظم نموده به سمت صدر اعظم منصوب کرد.[۲] میرزا تقی خان امیر کبیرصدر اعظم ناصرالدین شاه در ۳۹ ماه (۳ سال و دو ماه و بیست وهشت روز) صدارت خود توانست منشا خدمات فراوانی شود. اقدامات امیرکبیر در همین زمان کوتاه و با وجود مخالفتهای فراوان حتی از درون دربار اقدامات زیربنایی و اساسی برای پیشبرد کشور بوده است. خدمات امیرکبیر را به طور کلی میتوان در دو حیطه بررسی کرد. اقدامات و خدمات داخلی ۱) تمرکز قدرت با مبارزه با ملوک الطوایفی و جنبش های التقاطی یکی از راه های نفوذ و سلطه بر یک سرزمین، تضعیف حکومت مرکزی آن است. وقتی حکومتی واحد و مقتدر وجود نداشته باشد، زمینۀ بسیار خوبی برای استعمار و استثمار در آن کشور وجود دارد. در زمان محمدشاه و صدرات حاج میرزا آقاسی، به علت بی کفایتی آن ها امور مملکت از هم پاشیده و طغیان ملوک الطوایفی در هر سمت مملکت سر بر کشیده بود.[۳] در شیراز، کرمان، بوشهر، بندرعباس، خراسان، در شهرهای شمال و شمال غربی (که تحت نفوذ بابی ها منجمله ملاحسین بشرویه بود) در زنجان و ... هر کسی عَلَم استقلال بر دست گرفته و داعیه حکومت داشت.[۴] حسن خان سالار در مشهد آشوب به پا کرده بود، ولی تمامی این حرکات با حسن تدبیر امیرکبیر و کاردانی حسام السلطنة به طور معجزه آسایی خوابید و خراسان نیز از تجزیه و استقلال نجات یافت.[۵] اقدام دیگر امیرکبیر در حفظ آرامش و امنیت کشور، قلع و قمع کردن بابی ها یعنی پیروان میرزاعلی محمد شیرازی ملقب به باب بود. چنان که در این زمینه، در کتابی منصوب به بهائی ها به نام ظهور الحق آمده است: امیرکبیر با قهاریت کامل به اطفاء انوار این امر و اعدام بابیه پرداخت بابیه در مازندران (قلعه طبرسی) به سرکردگی ملاحسین بشرویه ای و ملا محمدعلی قدولس در زنجان به سرکردگی ملا محمدعلی حجت و در تبریز به سرکردگی سید یحیی دارابی آشوب ها و فتنه هایی برپا کرده بودند که امیرکبیر موفق شد همه آنها را سرکوب کند و رهبر آنها یعنی میرزا علی محمد شیرازی (باب) را از بین ببرد.[۶] ۲) تنظیم بودجه و ترمیم اوضاع مالی امیرکبیر زمانی به صدارت رسید که با کشوری فقیر و خزانه ای خالی و کسری بودجه مواجه بود. تعادلی در بودجه وجود نداشت. مالیات ها وصول نمی شد. درباریان از حقوق و مستری بسیار بالایی برخوردار بودند و هزینه های زائد و بیهوده صرف عیاشی درباریان می شد. مالیات همیشه از فقرا گرفته می شد و قلدران و مستبدان و درباریان از آن معاف بودند. امیرکبیر دستور داد تا مالیات و عوارض بر اساس عدالت و به تناسب درآمد تنظیم شود و خود با بی باکی و جسارت به اجرای آن پرداخت. مستمری بسیاری از درباریان قطع شد. دستمزدهای بالا و گزاف، کاهش یافت و اوضاع مالی سر و سامان گرفت.[۷] او برای مبارزه با پدیده رشوه گیری دستور داد؛ دستمزدها تعدیل و به موقع پرداخت شود و برخی از عوامل آنرا ازبین برد.[۸] ۳) پیشرفت صنعتی یک کشور برای تأمین استقلال و عدم وابستگی خود نیاز به اقتصاد سالم و صنعت شکوفا دارد. اقدامات امیرکبیر در این راه بسیار مؤثر و حیاتی بود. او برای ایجاد صنعت. عده ای از استادکاران باهوش و با ذوق را به سن پطرزبورگ فرستاد تا با رشته های مختلف صنعت آشنا شوند. برای استخدام معلم و استاد کار مسیوجان داوود (میرزا داوودخان) را به اتریش فرستاد.[۹] از دیگر اقدامات او تأسیس کارخانه شکر ریزی و قند سازی در ساری، نخ ریسی و چلوار بافی در تهران، حریربافی در کاشان، کالسکه سازی در اصفهان و تهران. کاغذسازی در اصفهان و تهران، بلورسازی در قم و اصفهان و تهران و چینی سازی در قم و تهران بود.[۱۰] او به منظور حمایت از صنایع دستی دستور داد تا لباسی نظامیان را از شال چوفای پشمین مازندران تهیه کنند. شال های دستی کرمان به دستور امیرکبیر به قدری عالی بافته می شد، که با شال های کشمیری رقابت می کرد.[۱۱] در بخش معدن، از طرفی دستور داد معلمین و کارشناسانی از اتریش استخدام شوند و از طرف دیگر، مراقب بود تا بیگانگان خصوصاً انگلیس ها در این امر رخنه نکنند و خود مردم با سرمایه خودشان به استخراج بپردازند. لذا افرادی را که با سرمایه خودشان به امر معدن روی آوردند را تا ۵ سال از مالیات معاف کرد.[۱۲] در بخش کشاورزی اقدامات ارزندهای را انجام داد. اقداماتی مثل؛ ساخت سد عظیم نادری روی رودخانه کرخه، ترویج کاشت نیشکر در خوزستان، تجدید بنای پل عظیم شوشتر و بازکردن هفت چشمه آن، ساخت سدی عظیم بر روی "گرگان رود"، اصلاح و تجدید قنوات نُه گنبد یزد، اتمام کار نهر انتقال آب رود کرج به تهران.[۱۳] ۴) تقویت بنیه دفاعی و اصلاح وضع قشون امیرکبیر چون خود امیر نظام و در خدمت ارتش بود، به خوبی از کمبودهای ارتش آگاهی داشت، لذا برای مجهز کردن سپاه ایران به سلاحهای مدرن، معلمینی از اتریش استخدام کرد و به ساخت کارخانه اسلحه سازی و توپ ریزی اقدام کرد.[۱۴] و بخشی از مدرسه دارالفنون را مخصوص تعلیمات نظامی قرار داد. از سوی دیگر، به مسیوجان داوود با تأکید بسیار نوشت که دو کشتی برای ایران خریداری کند. انگلیسیها از این موضوع سخت نگران شدند، اما کلنل شیل در نامه ای به انگلستان نوشت: که بعد از عزل یا قتل امیر، احداث نیروی دریایی در خلیج فارس به بوته فراموشی سپرده می شود[۱۵]،که همین اتفاق نیز افتاد. ۵) نهضت علمی و فکری سر گور اوزلی سفیر انگلیس در ایران می نویسد: باید ملت ایران را گذاشت تا در همین حالت توحش و بربریت، باقی بمانند[۱۶] در مقابل چنین دیدگاهی امیرکبیر برای ساخت مدرسه دارالفنون اقدام سریعی انجام داد و معلمینی را از اتریش استخدام کرد. انگلیس ها بسیار سعی کردند که امیر را مجاب کنند تا از دانشمندان انگلیسی نیز در مدرسه استفاده کند، اما او که به غرض خبیثانه انگلیس ها برای نفوذ بیشتر در ایران آگاه بود می گفت؛ که ما از کشورهایی که چشم طبع به مملکت ما دوخته اند، انتظار خدمت نداریم.[۱۷] از دیگر اقدامات او ایجاد روزنامه وقایع اتفاقیه بود، که اولین شماره آن در پنجم ربیع الاول ۱۲۶۷ه.ق منتشر شد و بعدها نام آن به روزنامه دولتی ایران و روزنامه دولت عِلّیه ایران و روزنامه ایران تبدیل گردید و تا زمان سلطنت مظفرالدین شاه هم چنان باقی بود و انتشار می یافت.[۱۸] اقدامات و خدمات خارجی امیرکبیر قبل از صدرات، استقلال فکری خود را به نمایندگان خارجی ها نشان داد. چنانکه برای آوردن ولیعهد به تهران برخلاف معمول از بیگانگان پول قرض نگرفت و با کمک های دیگر آنان موافق نبود.[۱۹] قبل از وی استعمارگران اروپایی خصوصاً انگلیس در امور داخلی ایران مداخله کردند. جسارت آن ها به حدی رسیده بود که حتی توهین به صدر اعظم ایران نیز پروا نداشتند.[۲۰] بسیاری از اتباع بیگانه با استفاده از کاپیتولاسیون مصونیت هایی در خاک ایران داشتند،[۲۱] اما امیر در مقابل گستاخی ها و لجاجت سفیران انگلیس می ایستاد و آنجا که به نفع و صلاح مملکت بود با زیرکی و متانت و در جایی دیگر با شدت وحدت با آن ها برخورد می کرد. نوشته های "گرنت واتسون انگلیسی" به خوبی شاهد این استکه وی به هیچ وجه نمی خواست بیگانگان در امور داخلی ایران دخالت کنند.[۲۲] در فتنه سالار در مشهد، او می دانست که توطئه انگلیس برای حفظ هندوستان در کار است، لذا به هیچ عنوان راضی نبود تا انگلیسی ها در رفع غائله، مداخله کنند. این سخن گرنت واتسن پربارترین کلام در باب اقدامات امیرکبیر است. او می گوید: امیرکبیر در ظرف چند سال کوتاه، کار چند قرن را انجام داد[۲۳] امیرکبیر پس از اینکه با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در حمام فین به دستور ناصرالدین شاه به قتل رسید. پیکر وی در شهر کربلا به خاک سپرده شده است. امیرکبیر دو بار ازدواج کرد: ازدواج اول وی با جان جان خانم دختر حاج شهبازخان بود. حاج شهبازخان عموی امیرکبیر بود. بنابر نوشته دکتر پولاک: امیر در زمان صدارت خود از این زن جدا شده است. جان جان خانم حدود سال ۱۲۴۸ در آذربایجان درگذشته است. دومین همسر امیر، یگانه خواهر تنی ناصرالدین شاه بود که ملک زاده خانم نام داشت و به عزت االدوله ملقب بود. او دختر محمدشاه و مهد علیا بود. او در شانزده سالگی به عقد ازدواج امیر درآمد. امیرکبیر در این هنگام حدود چهل و سه ساله بوده است. امیرکبیر از نخستین همسر خود جان جان خانم که دختر عمویش هم بود، سه فرزند داشت. میرزا احمدخان زاده مشهور به امیرزاده و دو دختر که نام یکی از آنها سلطان خانم ضبط گردیده است. از عزت الدوله نیز دو دختر داشت که یکی تاج الملوک خانم و دیگری همدم الملوک خانم نام داشتند. پی نوشت: [۱]- مدنی، سید جلال الدین؛ تاریخ سیاسی معاصر ایران، چاپ دهم ۱۳۸۰، دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، قم.ج۱، ص ۴۷. [۲]- بامداد، مهدی؛ شرح حال رجال ایران، چاپ چهارم، ۱۳۷۱، انتشارات زوار، تهران، ج۱، ص ۲۱۱. [۳]- امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار، هاشمی رفسنجانی، اکبر؛ اسفندماه ۱۳۴۶، مؤسسه انتشارات فراهانی، تهران، ج۱، ص ۲۱۳. [۴]- امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار، ص ۶۸. [۵]- همان، ص ۷۰. [۶]- شرح حال رجال ایران، ج۱، ص ۲۱۳. [۷]- برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به شرح رجال ایران، ج۱ و امیرکبیر با قهرمان مبارزه با استعمار [۸]- تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی ایران، مدنی، سیدجلال الدین؛ دفتر انتشارات اسلامی (وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم)، قم، ج۱، ص ۳۳۰. [۹]- امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار، ص ۹۸. [۱۰]- همان، ص ۹۹. [۱۱]- همان. [۱۲]- امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار، ص ۱۰۳- ۱۰۵. [۱۳]- همان، ص ۱۰۶-۱۰۷. [۱۴]- شرح حال رجال ایران، ج۱، ص ۲۱۵. [۱۵]- امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار، ص ۱۲۵. [۱۶]- امیرکبیر با قهرمان مبارزه با استعمار، ص ۱۲۷. [۱۷]- همان، ص ۱۳۷ [۱۸]- شرح حال رجال ایران، ج۱، ص ۲۱۳-۲۱۴. [۱۹]- تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۱، ص ۴۹. [۲۰]- امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار، ص ۱۸۷. [۲۱]- تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج۱، ص ۴۹. [۲۲]- برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به تاریخ ایران دوره قاجاریه نوشته رابر گرنت واتسون. [۲۳]- امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار، ص ۳.