پایگاه خبری الف 29 دی 1388 ساعت 10:28 http://alef.ir/vdcefe8p.jh8wpi9bbj.html?62467 -------------------------------------------------- عنوان : اي‌کاش در تهران هم زلزله بيايد! -------------------------------------------------- متن : 1- لذت یک کار خوب  صبحگاهی دیروز در ترافیک صبحگاهی  و کلافه کننده مسیرم به دانشگاه، به یک خانم که از مقابل میامد و از من راه می خواست، راه دادم. معمولا این کار را نمی کنم بخصوص اگر طرف از این تازه به دوران رسیده ها با ماشینهای گران قیمت باشد. اما امروز، راننده ای که از من راه میخواست، یک خانم معمولی بود، مثل همه خانم های ایرانی. من هم با دیدن نگاه خواهش آمیزش، حق تقدمم را دادم به او. به همین سادگی! آن خانم راننده وقتی گذشت مرا دید، با نگاهش تشکر صمیمانه  ای از من کرد و رفت. آن نگاه محبت آمیز،  احساس خوبی بمن دست داد. چند  وقتی بود که چنین حس و لذتی نداشتم. لذت کمک به یک هموطنی که نمی شناسم. لذت راه انداختن کار یک بنده خدا. لذت دوست داشتن همنوع... آن احساس  و لذت یک کار نیک صبحگاهی، چنان انرژی گرفتم که تا عصر شارز بودم... 2- سرمایه اجتماعی در کشورهای غربی که نهاد دین درون کلیساها محبوس  شده، حکومتها با روشهایی سرمایه اجتماعی* را بالا نگه می دارند. مثلا" در برخی کشورهای غربی، هر سال یا هر سه ماه یکبار، از میان افرادی که برای شهر و همشهریان بیشترین ازخودگذشتگی را انجام داده باشند، قهرمان شهر را انتخاب می کنند. ژاپنی ها که اصولا کار گروهی و همکاری در خونشان است. در شهرهای ساحلی استرالیا، بازنشسته ها هرهفته برنامه نظافت ساحل دارند و با همکاری همدیگر، محیط زیستشان را تمیز میکنند و از زندگی اجتماعی لذت می برند. بسیاری از آمریکایی ها در باشگاه های خانگی مطالعه (BOOK CLUB) عضوند و هرچند وقت یکبار در خانه یکی جمع می شوند و لذت کتابهایی که خریده اند یا خوانده اند را با دیگران تقسیم می کنند. ما در ایران از این چیزها نداریم. فرض بر این  است که مذهب با نهاد هایی نظیر مسجد و  نمازجماعت و نمازجمعه و امربه  معروف و تولی و تبری و...، سرمایه اجتماعی را بالا می برد. البته مذهب واقعی نه این چیزی که به اسم مذهب داریم پیاده می کنیم و حواسمان  هم نیست که بسیاری از نهادهای مذهب،  امروز کارکردشان را از دست داده اند... خلاصه اینکه کسی  به فکر افزایش سرمایه اجتماعی در جامعه ما نیست. نه از نوع مذهبی اش و نه از نوع غربی اش. 3- تا کی دعوا و کدورت؟ طی 7 ماه گذشته، مسایلی در کشورمان پیش آمد که سرمایه اجتماعی  را در جامعه ایران به شدت کاهش داد. چقدر بر سر راست یا دروغ بودن حرفهای طرفهای مناظره های انتخاباتی مجادله کردیم، چقدر درباره صداقت یا خیانت  ادعاهای کاندیداها سرهم داد زدیم. چه دوستیهایی که قطع شد و چه کدورتها  که پیش آمد. نمی خواهم بگویم سر هیچ و پوچ بود. نه اتفاقا شور و نشاط انتخاباتی و مشارکت بالای سیاسی خیلی هم لازم و قابل دفاع است. مساله این است که ما فرهنگ مناظره و بحث و انتخابات را بلد نیستیم، می خواهیم حتما حرف ما به کرسی بنشیند، نامزد ما برنده انتخابات شود، مخالفمان منکوب شود وگرنه کارمان به مجادله و دعوا و خون و خونریزی می افتد. ماه رمضان گذشته  منزل یکی از نزدیکان افطاری دعوت داشتیم. بعد از شام بحث سیاسی بالا گرفت. هرکدام میخواستیم نظرمان را به دیگری تحمیل کنیم. بحثمان کم کم تبدیل به دعوا شد. در آن حین، جاری ام که از آن سبزهای افراطی بود به شوهرم گفت: همین شماها هستید که توی کهریزک به بچه های مردم تجاوز می کنید.(یا چیزی شبیه این جمله)... من را می گویی، بلند شدم که توی دهنش بزنم. آن شب با صورت خیس از اشک و خشم، مجلس افطاری را ترک کردیم و آنقدر عصبانی بودم که تا چند روز بدنم می لرزید. . حدود 5 ماه است  که نه همسرم برادرش را دیده  و نه من جاری ام را. با  هم قهریم حسابی. راستش خیلی  دلم برایشان تنگ شده. خاطرات سفرهایی که با هم رفتیم و لحظات خوشی که با هم گذراندیم، دایم جلوی چشمم است. دوست دارم فراموش کنم صاحب آن صورت مهربان، چنان حرفی را زده باشد. امروز از کار آن شبمان خنده ام می گیرد. دوست دارم مثل قدیم با هم باشیم و جانمان برای هم دربرود... 4- خدانکند در ایران زلزله بیاید در هائیتی زلزله  ای مهیب آمده. از آن زلزله ها که اجساد  را دستجمعی و با لودر دفن می کنند. می گویند در زمان زلزله یا مصیبت  عمومی، دلها به هم نزدیک می شود و  حس نوع دوستی و کمک به همنوع  به حداکثر ممکن می رسد. خدا نکند در ایران  زلزله شدید بیاید، ولی ایکاش در دلها و روحیاتمان زلزله ای مهیب بیاید و پرخاشگری و لجبازی و توهم و کم تحملی و تهمت زنی و دروغگویی و نفاق را در ما ویران کند. ایکاش جوری می شد که صمیمیت و محبت بین ما برگردد. ایکاش امشب طاهره اینها (جاری ام) شام بیایند منزل ما یا ما برویم خونه اونها و مثل سابق تا 2 صبح گل بگوییم و گل بشنویم. ای کاش حوادث این 8ماه لعنتی را فراموش کنیم. ما استحقاقش را داریم که سرمایه اجتماعی در جامعه مان بالا باشد.   ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *منظور از سرمايه اجتماعي(SOCIAL CAPITAL) ، مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه گرديده و موجب پايين آمدن سطح هزينه هاي مبادله مي گردد. گسترش همکاری، اعتماد و صمیمیت، از کارکردها و مظاهر رشد سرمایه اجتماعی است.