پایگاه خبری الف 17 بهمن 1395 ساعت 7:45 http://alef.ir/vdccoiq012bq018.ala2.html?442393 -------------------------------------------------- عنوان : جشنواره فیلم فجر گرمتر می شود بخش فرهنگی الف، 17بهمن 95 -------------------------------------------------- متن : حال و هوای جشنواره به دلیل حضور تدریجی فیلم های مطرح تر از کارگردانان نامی تر، روزبه روز گرما و هیجان بیشتری به خود می گیرد. فارغ از فیلم طنز پیمان قاسم خوانی، دیروز در تقویم برنامه ی پخش فیلم ها، شاهد حضور دو کارگردان مطرح از دو نسل متفاوت بودیم که یکی از آنان نامدار و سابقه دار و دیگری خوش آتیه و در مسیر پیشرفت است. پیش از صحبت درباره ی فیلم مسعود جعفری جوزانی و محمدحسین مهدویان، باید به فیلم طنز پیمان قاسم خانی اشاره کنم، فیلمی از جنس کارهای طنز پیمان قاسم خانی البته با حضور طنزپردازانی مانند امیرمهدی ژوله و محراب قاسم خانی که سال هاست با یکدیگر همکاری می کنند. خوب،بد،جلف فیلم خوب،بد،جلف قاسم خانی در سالن نمایش بارها و بارها موجب خنده و شادی تماشاچیان شد و رضایت از فیلم در میان مخاطبان مشهود بود. در فیلم خوب،بد،جلف پژمان جمشیدی کشف برادران قاسم خانی در کنار اولین زوج هنری اش سام درخشانی حضور داشت که این موضوع موجب یادآوری فضای سریال پژمان در میان مخاطبان بود. این نکته باعث شد تا بخشی از بار شخصیت پردازی در مورد دو تن از سه کاراکتر اصلی از روی دوش کارگردان بر داشته شود. باحال و هوایی که در میان مخاطبان خاص در کاخ جشنواره در زمان پخش فیلم قاسم خانی دیده شد، در صورت وجود شرایط مساعد فروش در سینمای کشور، فیلم خوب،بد،جلف می تواند یکی از فیلم های پر فروش سال آینده باشد. پشت دیوار سکوت بازگردیم به موضوع مطرح شده در ابتدای یادداشت و به بررسی فیلم جعفری جوزانی و مهدویان بپردازیم. مسعود جعفری جوزانی در جشنواره امسال با فیلمپشت دیوار سکوت پس از دو سال به سینما برگشت. جوزانی کارگردانی است که همواره در انتخاب موضوع آثار خود، مسائل و مصالح ملی از جایگاه ویژه ای برخوردارند و این به دلیل روحیه شخصی جوزانی است. جوشش خون قومیت و ملیت را به وضوح در زبان و حس حاکم بر فیلم های جوزانی احساس کرد. فیلم پشت دیوار سکوت جوزانی، در مورد بیماری ایدز و مصائب و مشکلات مبتلایان به این بیماری است. فیلم جوزانی به نسبت کارهای مشابه از صراحت بیشتری برخوردار است و اولین فیلمی است که با رویکردی مستند به سراغ ریشه ورود و پیدایش این بیماری می رود. متأسفانه از زمان ورود این بیماری که به واسطه ی سهل انگاری های سیاسی انجام شده است، تا به امروز فیلمی ساخته نشده بود و این موضوع مهم از قاب سینما منعکس نشده بود. مسئله، دغدغه و موضوع مورد استفاده جوزانی از جهاتی شبیه به فیلم دیگری است که اتفاقاً زمان پخش آن در کاخ جشنواره در یک روز و به صورت متوالی پخش شدند. ماجرای نیمروز فیلم دیگری که موضوع این بحث است، فیلم جدید محمدحسین مهدویان سازنده ی بهترین فیلم سال گذشته ی جشنواره است. مهدویان با اولین فیلم سینمایی خود خیز بلندی به سوی سیمرغ و قدم بزرگ به سمت موفقیت در سینمای ایران برداشت. فیلم ماجرای نیمروز دومین کار سینمایی او، با موضوع شهدای هفتم تیر در سی و پنجمین دوره ی جشنواره فیلم فجر حضور دارد. مهدویان در تازه ترین اثر خود کاری کرد تا بینندگان فیلم 110 دقیقه در سالن نمایش فیلم در سکوت به تماشای فیلم بنشینند و شوری که در زمان فیلم در سالن موج می زد نشان از رضایتمندی مخاطبان داشت. ماجرا به همین جا ختم نشد و خبرنگاران عکاسان در نشست خبری فیلم هم به تعریف و تمجید از فیلم می پرداختند. یکی از خبرنگاران در هنگام پرسش سؤال خود در تعریف از فیلم جمله ای را بیان کرد که اصرار داشت این حرف اغراق نیست؛ او اظهار داشت که تاریخ سینمای ایران را باید به قبل از فیلم ماجرای نیمروز و بعد از آن تقسیم بندی کرد! عموم نظرات و صحبت ها به زبان تعریف و تمجید بود برخی از فیلم مهدویان و بازیگران آن به عنوان بخت اول سیمرغ یاد می کردند. علت آنکه در قسمتی از این یادداشت، در مورد شباهت موجود در موضوع فیلم مهدویان و جوزانی گفتم ازآن جهت بود، که دو کارگردان از دو نسل متفاوت به در رسالت کاری خود دغدغه ای دارند که متأسفانه نه تنها در میان سینماگران؛ بلکه در میان هنرمندان عموماً این حس و نیاز مهجور واقع شده و رجوع به آن موضوعات کمتر و ضعیف تر اتفاق می افتد. موضوعات مبتنی بر مسائل ملی، فارغ از حزب، شخص، دسته و یا جریانات سیاسی؛ مقوله ی مهمی است که پرداختن به آن هم جزو نیاز های یک جامعه است و هم سوژه هایی پر مخاطب هستند. علت غفلت از این چنین موضوعات مهم و پر مخاطبی در سینمای ایران، موضوع عجیبی است که باید برای آن جوابی یافت. به قول یکی از عزیزان همکار در نشست خبری فیلم ماجرای نیمروز چرا باید در آمریکا دهها فیلم در مورد ترور جان اف کندی ساخته شود اما باید از واقعه ی تلخی چون هفتم تیر سی و پنج سال بگذرد تا سینماگری متولد همان سال دست به ساخت اثری درخور با موضوع آن حادثه بزند؟