پایگاه خبری الف 2 شهريور 1396 ساعت 22:45 http://alef.ir/vdccepqp42bqxs8.ala2.html?505168 -------------------------------------------------- عنوان : پدر آتنا: فقط با اعدام قاتل آرام می‌شوم -------------------------------------------------- متن : پدر آتنا در گفت وگو با شهروند: اجرای سریع حکم قصاص خواسته ما از مسئولان قضائی است. به گزارش شهروند؛ متهم پرونده آتنا با گذشت ٢ماه از دستگیری همه اعترافاتش را انکار کرد. اسماعیل که به اتهام قتل و تجاوز به دختر ٦ ساله پارس آبادی در زندان به سر می برد، به تازگی همه اظهارات قبلی اش درخصوص این پرونده را رد کرده و مدعی شده که همه آن اتهامات را تحت فشار بازجویی قبول کرده است. قتل، تجاوز، نزول خواری، آزار و اذیت جنسی کودکان و سرقت اتهاماتی است که عامل جنایت فجیع پارس آباد پس از دستگیری به آنها اعتراف کرد. اما حالا این مرد در حالی که تنها دو روز به برگزاری نخستین جلسه دادگاهش باقی مانده، می گوید كه اعترافات قبلی اش را بالاجبار گفته است. او مدعی شده نه به آتنا تجاوز کرده و نه او را کشته او حتی قصد سرقت النگوهای این دختر بچه را هم منکر شده است و به بخشش و رضایت خانواده آتنا هم امیدوار است. در مقابل اما پدر آتنا همه اینها را دروغ پردازی های قاتل دخترش می داند و رضایت را در اعدام قاتل دخترش می بیند. ادعای عجیب قاتل آتنا عامل جنایت دلخراش پارس آباد مدعی شده که او هیچ دخالتی در مرگ این دختر نداشته است و تنها اشتباهش ترس از مطلع کردن پدر آتنا از حادثه ای بوده که برای دخترش به وجود آمده است: دختر بهنام از داخل سرویس بهداشتی مغازه ام در حال پرکردن بطری آب معدنی بود، من از او سوال کردم که دختر داری چه کار می کنی که ناگهان دیدم از پله افتاده و دهان و بینی اش خونی شده است. نمی دانم سکته کرده بود یا هر چی؛ منم از ترس پدر و اقوامش پا و دهانش را گرفتم که خونی زمین نریزد. برای این که مشتری ها متوجه نشوند در اتاق پشتی مغازه مخفی اش کردم، بعد متوجه شدم که این دختر مرده. نمی دانم سکته کرده یا زمین خورده ولی من آتنا را نکشتم. من اشتباه کردم ولی اشتباهم فقط این بود که به پدرش نگفتم. او درباره اعترافات قبلی اش درخصوص مرگ آتنا هم گفت: من تحت فشار بودم. سرم باد کرده بود؛ همه بدنم سیاه بود. به آنها گفتم در پارس آباد هر جنایتی را گردن می گیرم تا من را راحت بگذارند. اسماعیل درباره نتیجه قطعی پزشکی قانونی درباره تجاوز به آتنا هم ادعای عجیبی را مطرح کرد: من تجاوز نکردم. خودم دختر دارم؛ وجدان و شرف دارم. وجدانم راحت است که به آتنا دست هم نزدم. دختری با آن وضع چطور می تواند کسی را تحریک کند. او درباره سرقت طلاهای آتنا هم داستانسرایی جالبی داشت: همون موقع که جسد آتنا روی زمین بود، النگوهایش را درآوردم، قبل از این که جسد رو داخل بشکه بگذارم. من نیاز مالی ندارم ولی پدر این دختر دستفروش بود، منتظر فرصتی بودم تا آن طلاها را داخل حیاط خانه بهنام بیندازم. اسماعیل درباره سوابق متعدد کیفری و اتهاماتی که پس از افشاشدن پرونده آتنا به آنها اعتراف کرده بود هم توضیح داد: من فقط یک بار به جرم زنا ٢ماه در زندان بودم، پس از آن هم به قید وثیقه آزاد شدم؛ در حالی که من با آن دختر هیچ رابطه ای نداشتم. عصمت که می گویند من او را کشته ام، یکی از مشتری های فرشباف من بود و هیچ ارتباط دیگری با او نداشتم، من او را نکشتم، او در آذربایجان با یک نفر ازدواج کرده است. این حرف ها همه دروغ است. می گویند فیلمی منتشر شده که من از یک میوه فروشی دزدی کردم، این حرف ها درست نیست من چه نیازی به چند تا سیب زمینی دارم؟ با این همه وجدان من راحته، شاید خانواده آتنا رضایت بدهند. فقط با اعدام اسماعیل آرام می شوم اینها داستان های دروغی است که این مرد برای زمان خریدن مطرح می کند. من تنها با دیدن جنازه او آرام می شوم، بخشش برای یک چنین آدمی خیانت به همه اهالی پارس آباد است. اینها را پدر آتنا اصلانی به شهروند می گوید. پدری که با گذشت بیش از ٢ ماه از ناپدید شدن ناگهانی دخترش در مقابل مغازه اسماعیل و پس از آن کشف جسد آتنا در حیاط خانه این مرد، هنوز نتواسته این واقعیت تلخ را بپذیرد. او که هنوز داغ آتنا برایش تازه است، درباره ادعاهای عجیب اسماعیل به شهروند می گوید: زمانی فهمیدم کار اسماعیل است که پلیس دوربین ها را بررسی کرد. آتنا بین دو دوربین مقابل مغازه اسماعیل ناپدید شده بود. او سابقه دار است؛ از دو تای آنها باخبر بودم. می دانستم کودک آزار است ولی از همه آنها تبرئه شده بود. از میوه فروشی نزدیک مغازه اش هم بارها میوه دزدیده بود، فیلم هایش موجود است. او نزول خوار است، با خیلی ها درگیری داشت، من در این هشت سالی که دستفروشی کردم، او را شناختم. با این همه کاری به این حرف ها نداشتم و سرم به کار خودم بود. جلوی مغازه اش یک آبسردکن وقفی بود که همه می آمدند و آن جا آب می خوردند. آتنا هم وقتی می خواست آب بخورد به آن جا می رفت. همه حرف هایش دروغ است. اگر او دخترم را نکشته است چرا از خانه او جسد کشف شد. چندین مورد قتل از او کشف شده است. نخستین بار که به مغازه اش رفتم دیدم مغازه اش ترسناک است. از آن مغازه ماهی ٥٠ هزار تومان هم به زور درمی آمد، همیشه خلاف می کرد. در آن مغازه به خانم ها تجاوز می کرده و الان هستند کسانی که به خاطر آبرویشان شکایت نمی کنند. حتی اعتراف کرده که قصد داشته بعد از آتنا، مهدی پسر برادرزنم را بکشد. او ادامه می دهد: نمی دانم چرا آدمی با این پرونده سنگین باید این قدر زنده بماند. اجرای سریع حکم قصاص خواسته ما از مسئولان قضائی است. پدر آتنا در ادامه صحبت هایش از سختی زندگی و حال روز ناخوش خانواده اش پس از مرگ آتنا می گوید: ٧٠روز است که خانه خودم نرفتم. من و همسرم طاقت دیدن اتاق آتنا را نداریم، از همان روزی که خبر پیدا شدن جسد آتنا را شنیدم، به خانه مادرزنم آمدیم. حال همسرم خیلی ناخوش است. هنوز با شیون و صدای بلند گریه می کند، از لحاظ روحی حسابی به هم ریخته، کلی قرص و دارو می خورد تا چند ساعت بخوابد، در این شرایط من هم نمی توانم همدمش باشم، به محض این که مرا می بیند، حالش خراب تر می شود، در این مدت من نتوانستم سرکار بروم، شرایط زندگی ما خیلی سخت شده، اصلا امکان ندارد رضایت دهم، در صورتی می تواند از ما رضایت بگیرد که من، همسرم و دختر دیگرم مرده باشیم. تا او را بالای دار نبینم نمی توانم به زندگی عادی ام بازگردم.