پایگاه خبری الف 18 دی 1395 ساعت 8:11 http://alef.ir/vdcceiq0m2bq118.ala2.html?432367 -------------------------------------------------- عنوان : یادداشت جمهوری اسلامی/ از مشروطه عبرت بگیرید -------------------------------------------------- متن : اختلاف نظر میان مسئولین نظام، امری طبیعی است ولی دامن زدن به آن، قطعاً طبیعی نیست. راه صحیح این است که مدیران ارشد نظام به ویژه سران سه قوه در جلساتی که با همدیگر دارند و بیشتر هم باید داشته باشند مسائل را مطرح کنند و اختلافات را برطرف نمایند و اگر چیزی باقی ماند آن را به رهبری عرضه کنند و با نظر و داوری و تدبیر ایشان، اختلاف را به وفاق برسانند. رسانه ای کردن اختلافات و تبدیل کردن آن به مشاجرات لفظی نه تنها مشکلی از خود مسئولین حل نمی کند بلکه مردم را نگران، دوستان انقلاب و نظام را ناراحت و دشمنان را خوشحال و گستاخ می کند. نگرانی مردم و ناراحتی دوستان انقلاب و نظام از رسانه ای شدن اختلافات مسئولین، امری کاملاً بجا و طبیعی است، زیرا مردم این واقعیت را درک می کنند که همواره دست هائی برای ایجاد اختلاف و اگر اختلاف نظری وجود دارد، برای دامن زدن به آن مشغول کار هستند و این احتمال وجود دارد که اگر جلوی آن گرفته نشود منجر به وارد شدن خسارات زیادی به کشور شود و حتی به اساس نظام جمهوری اسلامی لطمه های جبران ناپذیر وارد نماید. این، تجربه ای است که از نهضت مشروطیت داریم و می دانیم که آنچه موجب شد مشروطیت علیرغم آن همه فداکاری و مجاهدت، سر از استبداد رضاخانی در بیاورد بروز اختلاف میان روحانیت و رهبران نهضت بود کما اینکه در نهضت ملی نیز اختلاف میان مصدق و آیت الله کاشانی موجب استمرار استبداد دربار پهلوی شد و استعمار آمریکا 25 سال سایه شوم خود را بر این کشور گستراند و اگر قیام امام خمینی نبود همچنان ادامه می یافت. در زمینه آثار ویرانگر اختلاف و هوشیار نبودن دولتمردان و علما در برابر توطئه های دشمنانی که با دامن زدن به اختلافات و کشاندن آن به افکار عمومی درصدد تحقق اهداف شوم خود بر می آیند، امام خمینی مطلب جالبی دارند که مروری بر آن در شرایط کنونی که اختلاف میان قوه مجریه و قوه قضائیه در فضای عمومی و رسانه ای کشور بالا گرفته، لازم و مفید است. امام، با اشاره به خسران بزرگ ملت ایران از رهگذر اختلافاتی که مشروطیت را به مسلخ برد می فرمایند: تاریخ، یک درس عبرت است برای ما. شما وقتی که تاریخ مشروطیت را بخوانید می بینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دست هائی آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیم بندی کرد. نه ایران تنها، از روحانیون بزرگ نجف یک دسته طرفدار مشروطیت، یک دسته دشمن مشروطه. علمای خود ایران یک دسته طرفدار مشروطه یک دسته مخالف مشروطه. اهل منبر یک دسته بر ضد مشروطه صحبت می کردند، یک دسته بر ضد استبداد. در هر خانه ای دو تا برادر اگر بودند مثلاً در بسیاری از جاها این مشروطه ای بود آن مستبد و این یک نقشه ای بود که نقشه هم تاثیر کرد و نگذاشت که مشروطه به آن طوری که علماء بزرگ طرحش را ریخته بودند عملی بشود. به آنجا رساندند که آنهائی که مشروطه خواه بودند به دست یک عده کوبیده شدند تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری در ایران برای خاطر اینکه می گفت باید مشروطه مشروعه باشد و آن مشروطه ای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم (را) در همین تهران به دار زدند و مردم هم پای او رقصیدند یا کف زدند. در مشروطه درعین حالی که ابتدائش نبود این مسائل، لکن آنهائی که می دیدند از مشروطه ضربه می بینند منافعشان از بین می رود، نمی گذارد که اینها هر کاری می خواهند بکنند، یک دسته از همان مستبدین مشروطه خواه شدند و افتادند توی مردم. همان مستبدین بعدها آمدند و مشروطه را قبضه کردند و رساندند به آنجائی که دیدیم و دیدید. این تجربه تلخ را امام خمینی در همین بیاناتشان با یک تجربه شیرین همراه می کنند و راهکار روشنی را به ما نشان می دهند که اگر از آن استفاده کنیم قطعاً به سرنوشت شوم نهضت مشروطیت دچار نخواهیم شد. امام در ادامه می فرمایند: زمان میرزای شیرازی هم می خواستند یک همچو کاری بکنند. مرحوم میرزا که دخانیات را تحریم فرمود، شیاطین افتادند در بین مردم و به آنجا رساندند که بعضی از اهل علم بعضی از شهرها بالای منبر بطوری که نقل می کنند - قلیان کشید بر ضد حکم مرحوم میرزا، لکن چون میرزا قدرتش قدرت فوق العاده بود و از این طرف هم طرفداران او مثل میرزای آشتیانی قوی بودند و قدرتمند، نتوانستند آنجا کاری بکنند. در مشروطه اینطور نبود، در مشروطه هر دو طرف قوی بودند... ما باید از این تاریخ عبرت بگیریم که مبادا یک وقتی در بین شما آقایان روحانیون، بیفتند اشخاصی یا در بین مردم وسوسه کنند و خدای نخواسته آن امری که در مشروطه اتفاق افتاد در ایران اتفاق بیفتد. صحیفه امام جلد 18 صفحات 170 و 171. این روزها صف بندی افرادی از قوه مجریه و افرادی از قوه قضائیه در برابر همدیگر و تاختن به همدیگر با محور قرار دادن پرونده بابک زنجانی انصافاً برای مردم ملال آور شده است. مسئولان ما به جای این بگو مگوها باید دست به دست هم بدهند و تکلیف انگل هائی همچون بابک زنجانی را در این جامعه اسلامی و انقلابی یکسره کنند و کاری کنند که این قبیل افراد اصولاً زمینه ای برای بروز و رشد پیدا نکنند. هیچکس تردیدی ندارد که در سوءاستفاده های بابک زنجانی از بیت المال، نه قوه مجریه کنونی دست داشته و نه قوه قضائیه و همه می دانند که این پرونده و فسادی که این شخص ایجاد کرده در دولت قبل صورت گرفته و دولت کنونی برای دستگیری بابک زنجانی و رسیدگی به پرونده او پیشقدم بوده و البته قوه قضائیه نیز به وظیفه خود عمل کرده است. ممکن است در این میان، کوتاهی هائی صورت گرفته باشد که باید دو قوه با تعامل و تفاهم به جبران آنها بپردازند و به صورت شفاف و هرچه زودتر تکلیف این پرونده و پرونده های مشابه را روشن کنند. این است خواسته مردم و آنچه شرعاً و قانوناً وظیفه مسئولان دو قوه است. راه رسیدن به این هدف نیز قطعاً علنی کردن اختلافات و رسانه ای کردن آن نیست. اینکه خرج کردهای قوه مجریه به صورت شفاف به اطلاع عموم برسد، امری خارج از دعواهاست و برای اطمینان بخشی به مردم نسبت به قابل اعتماد بودن مسئولین این قوه نیز کار مفیدی است، کما اینکه اعلام خرج کردهای قوه قضائیه نیز به همین دلیل مفید است. حتی اگر سئوالاتی درباره هزینه های انتخابات ریاست جمهوری توسط ستاد انتخابات رئیس جمهور و انتخاب خبرگان توسط ستاد انتخابات رئیس قوه قضائیه وجود دارد، آنها هم این هزینه ها را به صورت شفاف، اعم از مقدار و منابع تامین مالی و چگونگی خرج کردها اعلام کنند تا دغدغه هائی که ایجاد شده است از بین برود و اگر تخلفی صورت گرفته است مشخص و به منازعات پایان داده شود. این کار مستلزم دعوا و اردوکشی و پرخاش نیست، می تواند بی سرو صدا انجام شود. مسئولین محترم هر سه قوه بدانند که مردم از شما انتظار وحدت، خدمت، امید دادن و حل مشکلات دارند و از دعوای شما با همدیگر خسته شده اند. مردم نمی خواهند انقلاب اسلامی به سرنوشت مشروطه مبتلا شود. ملت ایران به نظام جمهوری اسلامی امید دارد و می خواهد این نظام در تمام زمینه ها برای سایر ملت ها الگو باشد. ما کارهای زیادی داریم که برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی باید انجام دهیم. این دعواها غیر از آنکه وقت و امکانات و نیروهای متعلق به انقلاب و نظام را هدر بدهد و مردم را ناامید و دوستان را نگران و دشمنان را شاد و گستاخ کند، نتیجه دیگری ندارد. به جای دعوا کردن به داد گرسنه ها وبی خانمان ها و بی کارهائی که در همین تهران و بیخ گوش شما و جلوی چشمانتان رژه می روند و در سراسر کشور هم فراوانند برسید و این توصیه امام خمینی را آویزه گوش خود قرار دهید که: مبادا یک وقتی در بین شما آقایان روحانیون، بیفتند اشخاصی یا در بین مردم وسوسه کنند و خدای نخواسته آن امری که در مشروطه اتفاق افتاد، اتفاق بیفتد.