پایگاه خبری الف 4 مرداد 1396 ساعت 10:21 http://alef.ir/vdcbzsbazrhb95p.uiur.html?495277 -------------------------------------------------- پیشنهادکتاب/ «یادداشت‌های شیطان»؛ لیانید آندری‌یف؛ ترجمه‌ی حمیدرضا آتش‌برآب؛ علمی و فرهنگی عنوان : ظهور شیطان در کالبد انسان حمیدرضا امیدی‌سرور؛ 4 مردادماه 1396 -------------------------------------------------- متن : یادداشت های شیطان نویسنده: لیانید آندری یف مترجم: حمیدرضا آتش برآب ناشر: علمی فرهنگی، چاپ اول 1395 284صفحه، 18000 تومان شما می توانید کتاب یادداشت های شیطان را تا یک هفته پس از معرفی با ۱۰ درصد تخفیف از فروشگاه اینترنتی شهر کتاب خرید کنید. ***** شاهکارهای ناتمام تاریخ ادبیات کم نبوده اند، رمانهایی که هریک به دلیلی به پایان نرسیده اند، اما مخاطبان بی آنکه اهمیتی برای این مسئله قائل باشند از خواندن آنها لذت برده اند: محاکمه و قصر اثر کافکا به اغلب زبان های زنده جهان ترجمه شده و میلیون ها نسخه از آنها فروش رفته و چنان در ذهن مخاطبان جا افتاده اند که اصلا کسی اهمیتی به ناتمام بودن آنها نمی دهد و چه بسا آن را به خاطر نیز نیاورند! دست نوشته ی آدم اول آخرین رمان آلبرکامو را در کیف دستی اش هنگام تصادف او یافتند. مرگ به کامو مجال کامل کردن این رمان را نداد و آدم اول به همین شکل منتشر شد و از قضا برخی آن را بهترین اثر کامو نیز می دانند. یادداشت های شیطان اثر لیانید آندر ی یف، شاید از شهرت شاهکارهایی که نام بردیم برخوردار نباشد، آندر ی یف در سال 1918 نوشتن آن را شروع کرد، او در اوج شهرت و پختگی ادبی بسر می برد، اثری بلندپروازانه را آغاز کرد؛ اما متاسفانه بخت یار نبود و در دسامبر 1919 درگذشت. زمانی که هنوز به پنجاه سالگی نرسیده بود و بلند پروازانه ترین اثرش نیز ناتمام بود. با این حال تنها دو سال بعد از درگذشت او ناشر تصمیم گرفت یادداشت های شیطان را تا همانجا که نوشته شده، منتشر کند. در اغلب داستان های آندر ی یف اگر چه یک خط داستانی مشخص وجود دارد و نویسنده نیز به دور از پیچیدگی های فرمی آن را روایت می کند؛ اما گاه شگردی را بکار می بندد که خواننده رفته رفته، درگیر لایه های درونی تر اثر می شود؛ به عبارت روشن تر در طول روایت، حرکت بیرونی اثر رنگ باخته و این حرکت درونی و تغییر و تحولات روحی و روانی شخصیت هاست که برای خواننده جذابیت پیدا می کند و ضامن کشش یادداشت های شیطان از این جنبه از شاخص ترین آثار آندری یف محسوب می شود و هم از این روست که ناتمام ماندن آن برای مخاطب محسوس نیست و بیش از نود سال از نخستین انتشارش گذشته و بارها و بارها به همین شکل منتشر شده و از شهرت جهانی نیز برخوردار است. خوشبختانه اخیرا این رمان با ترجمه بسیار خوب حمیدرضا آتش برآب و به همت نشر علمی و فرهنگی به شکلی مقبول در اختیار علاقمندان ادبیات روس قرار گرفته است و در مدت زمان کوتاهی به چاپ دوم نیز رسیده است. اگر چه قریب به نیم قرن پیش نخستین بار توسط کاظم انصاری چند داستان کوتاه از آندری یف به فارسی برگردانده شده، اما بی اغراق این حمیدرضا آتش برآب بود که در سال های اخیر، نابغه جوانمرگ شده ادبیات روس را چنان که باید به مخاطب فارسی زبان معرفی کرد. ابتدا با انتشار دو داستان بلند و موفق از دوره اول کارنامه آندری یف، در کتاب داستان هفت نفری که به دار آویخته شدند و حالا با انتشار واپسین اثر برجسته او یعنی یادداشتهای شیطان. آندری یف در خانواده ای فقیر در مسکو به دنیا آمد(1817). با اینکه از دانشگاه دکترای حقوق گرفته بود، ترجیح داد از راه نوشتن روزگار بگذراند. در نخستین سال های قرن بیستم، با داستانهای کوتاهی که منتشر کرد، شهرتی به هم زد؛ پول خوبی از نوشتن نصیبش می شد که با توجه به نوع زندگی اش تقریبا همه را برباد می داد. ولخرجی های او در این دوره تا حدی تحت تاثیر زندگی دشوار او در دوران کودکی بود. سری پرشور و روحیه ای انقلابی داشت، اما به دور از عملگرایی. زندگی آرام و بدور از فراز و نشیبی را پشت سرگذاشت که یکسره وقف خواندن و نوشتن می شد. درمیان نویسندگان همدوره اش، چهره ای متمایز بود با آثاری که در هیچ یک از دسته بندی های آن دوره جای نمی گرفت. در روزگاری که رئالیسم روسی در حال گسترش و غلبه بر دیگر سبک ها بود، برخلاف آنها که از تجربیات شخصی یا مشاهدات مستقیم خود در نوشتن داستان های واقعگرایانه بهره می گرفتند، آندر ی یف به قدرت ذهن و تخیل خود اتکای بسیار داشت. با این حال او بیش از هر نویسنده هم دوره اش، فرزند زمانه خود بود. نویسنده ای که با درک عمیق و فراگیر از آنچه در جهان پیرامونش اتفاق می افتاد، به خلق آثاری دست زد که بازتاب دهنده روح زمانه خود بودند. روایت است تولستوی در اظهار نظری معروف درباره او می گوید: آندری یف دائما می خواهد به هول و هراس بیندازد؛ اما من هیچ هول و هراسی احساس نمی کنم. این چیزی است که بسیاری از نویسندگان نامدار آن روزگار نیز از آن غافل بودند. بهره مندی آندری یف از چنین درکی و ارائه آن در آثارش را گذر زمان، در مورد او به اثبات رسانده است. پاره ای از ارزش های در خور اعتنای یادداشت های شیطان نیز در همین رابطه شکل می گیرد. بی آنکه رمانی رئالیستی باشد، گواهی راستین از زوال فرهنگ و تمدن کهن اروپا در دهه های آغازین قرن بیستم داشت. آندری در یادداشت های شیطان می خواهد نشان بدهد که این زوال و فروپاشی در یک سیر زمانی و حرکت تمدنی شکل گرفته و حاصل هوا و هوس مقطعی سیاست مردان نبود است. در واپسین دهه های قرن نوزدهم، سر و کله ی اندیشمندانی پیدا شد که از رسیدن روزگار افول فرهنگ و تمدن کهن غرب می گفتند. برخی آنها را به بدبینی متهم می کردند و برخی دیگر آنان را منادیان نهیلیسم می خواندند. پیش بینی می شد، بالاخره جایی این انحطاط به فروپاشی بینجامد و درگرفتن جنگ جهانی اول نماد بارز آن بود. لیانید آندری یف با این طیف از اندیشمندان هم آواز بود و بیش از همه شیفته فردریش نیچه فیلسوف بزرگ آلمانی بود که از کسوف تمدن و فرهنگ غرب خبر داده و فلسفه ورزی های شاعرانه و شورانگیز او تاثیری شگرف بر روح و جانش آندری یف گذارده بود. در دودهه نخست قرن بیستم وقایعی در حال وقوع بود که رفته رفته سایه شوم جنگ جهانی اول را بر سر قاره کهن گسترده ساخت، جنگی که چنان از کشته ها پشته ساخت که تا آن زمان نظیر آن را هیچ بشری نه دیده و نه شنیده بود. آنچه در این ایام رخ داد، از درستی پیشگویی های نیچه درباره فرهنگ و تمدن اروپا حکایت داشت و حکم تأییدی بر این واقعیت بود که آندری یف بیهوده از هول و هراس سخن به میان نیاورده و شاخک های حساس آندریف در برابر انحطاط و پلشتی این دوران پرتب و تاب بلاخیز به مراتب دریافت دقیق تری از آن روزگار در قیاس با نویسنده بزرگ روس ( تولستوی) در ایام پیری داشت. کشش آندری یف به نوآوری و پرداختن به جهان در حال تغییر و دگرگونی ارزش ها قدیمی و جایگزینی ارزش های تازه باعث می شد، در داستان های خود به سراغ مضامینی برود که تا پیش از آن پرداختن به آنها تابو محسوب می شدند؛ بنابراین گاه نوشتن این آثار واکنش های تندی را از سوی دیگران به دنبال داشت. همسر تولستوی نیز در آغازین سالهای قرن بیستم نامه صریحی درباره داستانهای کوتاه آندری یف منتشر کرد و به ارائه چنین کثافاتی به عنوان ادبیات تاخت! به روشنی می توان دریافت که به آندری یف درکی درست و اصیل از سال های آغازین قرن بیستم رسیده بود. روزگاری غلط انداز که حتی تولستوی و همسرش نیز در درک آن دچار اشتباه شده و ساده انگارانه لب به نکوهش آندری یف گشوده بودند. آندری یف علاوه بر داستان، نمایشنامه نیز نوشت؛ اما با داستان های کوتاهش بود که نامش سرزبان ها افتاد. در داستان های کوتاهی که در دهه اول قرن بیستم نوشت، تصویر نویسنده ای عصیانگر را از خود به نمایش گذاشت. به خصوص دربرابر آنچه به عنوان تابو، ذهن های سنتی و خرافی، نزدیک شدن به آنها را برنمی تابیدند. بنابراین با رویکردی صریح و تابوشکنانه به سراغ غرایز انسانی و نقش و تاثیر آن در روابط آدمها به خصوص از جنبه های روانی رفت. یک دهه بعد از آن، با آغاز شدن جنگ جهانی اول چنان تغییراتی در نهادهای خانوادگی و اجتماعی به وجود آمد که ناظران را شگفت زده کرد. جهان بعد از جنگ جهانی اول تفاوت فاحشی با جهان پیش از آن داشت، ارزشهای بسیاری فروریخته و ملاک های فراوانی وارونه شده بودند. در عالم واقعیت شاهد اتفاقاتی بود که کثافات مورد اشاره همسر تولستوی در داستان های آندری یف در قیاس با آن گل و بلبل به نظر می رسید. آندری یف با این داستان ها که به شهرتش انجامید در واقع کوشید نشان دهد که چگونه غرایز جنسی و هوای نفسانی با تسلط بر روح آدمی می تواند او را به پستی دچار سازد. یادداشت های شیطان آخرین نوشته لیانید آندری یف و به نوعی خاص ترین آنهاست. این رمان بازتاب دریافت های اوست از ابرانسان نیچه، مفهومی كه اساس پاره ای از آثار ادبی یك نسل را به خود اختصاص داد. برخی براین باورند یادداشت های شیطاناز آثاری چون اهریمنان داستایفسكی و اكسیرهای شیطان هافمن تاثیرگرفته است؛ اما فرض قبول این نکته نیز مانع آن نمی شود با اثری كامل و مستقل روبه رو باشیم. یادداشتهای شیطان رمانی است که می توان از منظرهای گوناگونی بدان پرداخت و به تناسب همین نوع نگاه دریافت هایی متنوع نیز داشت. رمان اگرچه عنوان یادداشت های شیطان را یدک می کشد اما اساسی ترین ایده آن را شناخت انسان تشکیل می دهد، انسانی که در آغاز قرن بیستم در میانه تند بادهایی که از هر طرف وزیدن گرفته سرگردان است و بدیع ترین بخش ماجرا نیز واسطه قرار دادن شیطان برای شناخت انسان است. این ویژگی نشان از خیز برداشتن نویسنده برای خلق اثری پرمایه دارد که با گوشه چشمی به مکاشفه یوحنا و موضوع هبوط شیطان به روی زمین نوشته شده است. اما نکته جالب این است که برخلاف باورهای مذهبی که شیطان در هیآت خود به فریب انسان می پردازد، این بار داستان از جایی آغاز می شود که شیطان در کالبد یک انسان فرو رفته است. ده روز از این اتفاق گذشته و حالا او به روایت حالات درونی و بیرونی استفاده از این ایده به درونمایه رمان کیفیتی فرا واقعی داده که در پاره ای بخش ها به سمبولیسم پهلو می زند. در سال 1915 یک میلیاردر امریکایی به نیت اینکه از ثروتش برای سعادتمند ساختن بشر بهره ببرد با یک کشتی راهی اروپا می شود. در راه زیر دریایی های آلمانی این کشتی را هدف قرار داده و غرق می کنند. حکایت تصمیم این میلیاردر و کشته شدن او ایده اصلی آندری یف برای نوشتن رمانی می شود که در آن کوشیده تصویری واقعی از اروپا در دهه های نخست قرن بیستم و درست در آستانه جنگ جهانی ارائه کند، اروپایی که اوضاع و احوال آن به روشنی گویای انحطاطی است که آندری یف و همفکرانش از آن سخن گفته و همواره به کج اندیشی و حتی نهیلیسم محکوم شده بودند. در روایت داستانی شده آندری یف،به ماجرای کشته شدن میلیاردر امریکایی در حین سفر به اروپا با کشتی توسط نیروهای آلمانی اشاره نمی شود (زمان وقوع داستان به پیش از آغاز جنگ جهانی اول برده شده است) بلکه این شیطان است که مرتکب قتل شده و سپس در کالبد میلیاردر فرو می رود. با این تمهید هوشمندانه آندری یف بستری را فرهم آورده که بتوان رمان او را از جنبه های گوناگونی مورد تحلیل قرار داد. نخست اینکه ایده هبوط شیطان در متون مذهبی به شکل مورد نظر نویسنده به کار ساحت داستان می آید. زمان داستان به پیش از جنگ اول جهانی برده می شود و اتمسفر پرچالش اروپای در آستانه جنگ مورد استفاده قرار می گیرد. در این رمان میلیاردر امریکایی به نیت کمک به اروپا و پیش گیری از از بین رفتن آن وارد اروپا می شود. اما با مرگ او و ورود شیطان به کالبدش کاربرد این ثروت شکلی معکوس پیدا می کند.