پایگاه خبری الف 1 شهريور 1396 ساعت 11:07 http://alef.ir/vdcbfabs5rhbggp.uiur.html?504032 -------------------------------------------------- راهنمای کتاب/ «خانه لهستانی‌ها»؛ مرجان شیرمحمدی؛ چشمه عنوان : یک رمان رئالیستی با چاشنی خشونت! حسن پژمان؛ 1 شهریورماه 1396 -------------------------------------------------- متن : خانه لهستانی ها نویسنده: مرجان شیرمحمدی ناشر: چشمه، چاپ اول 1396 209صفحه، 19 هزار تومان ***** هرچند مرجان شیر محمدی به واسطه ی مدیای پر مخاطب تلویزیون و سینما بیشتر به عنوان یک بازیگر شناخته می شود، اما نویسنده ای است با چند داستان و رمان که بعضا آثارش با تحسین اهالی ادبیات و همین طور اقبال مخاطبان مواجه شده است. شیرمحمدی را می توانیم از جمله نویسندگان معاصر بدانیم که دوست دارد بیش از همه قصه گو باشد و با زبانی ساده قصه بنویسد. خانه ی لهستانی ها هم از این قاعده مستثنا نیست. شیرمحمدی در آخرین رمانش قصه ای تقریبا سرراست روایت می کند. قصه ای که به لحاظ زمانی به اواخر حکومت پهلوی مربوط می شود، و بیش از همه در خانه ای می گذرد که عنوان کتاب هم گویای آن است. خانه ای را تجسم کنید با حیاطی در وسط ساختمان و اتاق هایی که گرد آن جمع شدند. فضای خانه، فضایی زنانه است اما شخصیت اصلی داستان خانه ی لهستانی ها پسری است به نام سهراب. این روزها کمتر داستانی می خوانیم که نویسنده در آن از راوی غیر از جنسیت خود استفاده کند. شاید طبیعی باشد،اما به هر روی مردان، راویان مذکر و زنان، راویان مونث را ترجیح می دهند. مرجان شیرمحمدی گزینه ی سخت تری را انتخاب کرده است و البته از پسِ بازنمایی رفتار و دیالوگ های راوی پسرش به خوبی برآمده است. خانه ی لهستانی ها اثری است رئال، با ویژگی های یک داستان رئالیستی که مخاطب را با خود می برد. مخاطب در این رمان بعد از چندی خودش هم وارد خانه ی لهستانی ها می شود. به عبارت دیگر شیرمحمدی توانسته است در خانه ی لهستانی ها به خوبی آنچه که در ذهن داشته است برای مخاطب به نمایش بگذارد. یک اثر رئالیستی با محوریت قصه گویی نیاز به توصیفات عینی گرایانه و شخصیت های موثر و کامل دارد. شیرمحمدی در این داستان به خوبی از عهده ی این دو مهم برآمده و توانسته فضای داستانش را در یک دو اپیزود اول رمان برای مخاطب برسازد. در میان رمان هایی که در سال های اخیر روانه بازار کتاب ایران شده است، خیلی از رمان ها داعیه قصه گویی داشتند، اما واقعیت این است که بسیاری از آثار داستانی این چنینی ما نتوانستند مخاطب را با خود همراه کنند. اگر غیر از این بود لابد امروز ادبیات داستانی قصه گوی ما، مخاطبانی بیش از یک چاپ با شمارگانِ به زحمت هزار نسخه ای داشت. اگر به وا