پایگاه خبری الف 30 مرداد 1396 ساعت 12:16 http://alef.ir/vdcbafbsfrhbg9p.uiur.html?503943 -------------------------------------------------- عنوان : وزیر جدید ارشاد و چالش های پیش رو! اکبرنبوی/30مرداد96 -------------------------------------------------- متن : 1- خوشبختانه نمایندگان محترم #مجلس_شورای_اسلامی به جناب آقای #سید_عباس_صالحی (به عنوان سیزدهمین وزیر ارشاد جمهوری اسلامی ایران) رای اعتماد بسیار بالایی دادند و به ایشان برای مدیریت وزارتخانه ی فوق راهبردی فرهنگ و ارشاد اسلامی، خوشامدی شایسته گفتند. به مجلس محترم و به جناب صالحی شادباش می گویم و امیدوارم این حسن همراهی تداوم داشته باشد و میوه های خجسته ای برای #فرهنگ_و_هنر کشور ببار آورد. 2- بی گمان آقای صالحی می داند که برای مدیریت وزارت ارشاد با فرصت ها و تهدیدهای مختلفی روبروست. اما مهمترین و بنیادی ترین چالشی که این وزارتخانه را دچار سردرگمی و متاسفانه روزمرگی کرده است، فقدان استراتژی فرهنگی در نظام جمهوری اسلامی ایران است. جمهوری اسلامی اهداف و سیاست های کلان فرهنگی مناسبی دارد اما در گذر سالهای گذشته، هیچگاه به راهبردهای عملی و قابل دسترس تبدیل نشده اند. به همین دلیل، وزرای محترمی که در این سالها به ارشاد تشریف آورده و زحمت کشیده و رنج برده و حرف و نقل های بسیار شنیده اند، نتوانسته اند آنگونه که باید بر سرنوشت حیات اجتماعی فرهنگ و هنر کشور و فضای تنفسی آن، تاثیری بایسته و متناسب با نام این وزارتخانه بر جای بگذارند. در نتیجه، با مخالفت های بسیار روبرو شده اند و شگفت آنکه شماری زیادی از مخالفت ها نه بر پایه ی آگاهی از آن فقدان رنجبار و آسیب رسان، که اتفاقا بخاطر فقدان درک از چیستی و چگونگی و چراییِ گرفتار شدن دستگاه های فرهنگی کشور در ورطه های بازدارنده و ... بوده است. * باید توجه داشته باشیم که فقدان راهبرد فرهنگی در جمهوری اسلامی، تنها به وزارت ارشاد و مدیریت های آن آسیب نزده است، بلکه سایر دستگاه های فرهنگی و هنری حاکمیتی (از جمله #صدا_و_سیما، حوزه ی هنری، مجموعه های فرهنگی و هنری وابسته به سپاه پاسداران و...) نیز از زیان های سنگین ناشی از فقدان پیش گفته در امان نبوده اند. 3- نباید از یاد ببریم که یکی از تهدیدهای جدی حوزه ی فرهنگ و هنر، تفکر و بینش نادرست و زیانباری است که فرهنگ عمومی کشور و از همه تلخ تر، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و ... را در دام خود اسیر کرده است. این تفکر و بینش غلط، حوزه ی فرهنگ و هنر را در بخش خدمات تعریف کرده است. بنده سالهاست نوشته و گفته ام که تا زمانی که این بینش اصلاح نشود و فرهنگ و هنر در حوزه ی مهمترین تولیدات کشور، تعریف نگردد، منطقا نباید به چشم اندازهای باشکوه و رشد شایسته و بایسته ی فرهنگی و هنری امید داشته باشیم.