پایگاه خبری الف 27 تير 1396 ساعت 11:02 http://alef.ir/vdcb9fbazrhb95p.uiur.html?493297 -------------------------------------------------- عنوان : رنج آتنا فرصتی برای فرصت طلبی نیست! علی نبوی، 27 تیر 96 -------------------------------------------------- متن : خبر رنجش تن طفلی معصوم آن هم با دستانی زمخت، کثیف و پلید را هر وجدان آگاه و بیداری که بشنود روحش آزرده خواهد شد. شاید بتوان تعدی به یک طفل معصوم را جزو پلیدترین رفتارهای انسان اسیر النفس دانست. تجاوز و تعدی به طفلی که چون برگ گل می‌ماند تنها از یک ذهن بیمار، روح خبیث و دستانی نجاست بار سرمی زند و هرچه که به عمق فاجعه بنگریم کاممان تلخ تر، چشمانمان بارانی تر و دلمان اندوهگین تر می‌شود. قصد فروکردن استخوان در زخم ندارم اما به راستی چرا چنین اتفاقی رخ می‌دهد؟   این اتفاقات تلخ برای اولین بار نیست که در جهان رخ می‌دهند، اما ای کاش که آخرین باشد. کشته شدن ، آزار و اذیت و رنجاندن کودکان در دنیای امروز به امری عادی بدل شده است. دنیا پر شده است از تناقض و تظاهر. بودائیانی که خوردن گوشت حیوان را مجاز نمی‌دانند، گوشت انسان می‌خورند و کودکان مسلمان میانمار را با شوکر برقی آزار می‌دهند و به‌مانند یک حیوان با طناب می‌کشند. در گوشه‌ای دیگر رژیم های کودک کشی چون آل سعود و صهیونیست‌ها با تیر جنگی تن کودکان را پر پر می‌کنند. به جامعه‌ی خودمان برگردیم و افسوس حال و روز خودمان را بخوریم. پرپر شدن آتنا در روزهای اخیر دو موضوع دردناک را به همراه داشته است. وقوع این اتفاقات زنگ خطری برای جامعه‌ ایران است و باید به دنبال علل وقوع آن باشیم. امروزه انواع و اقسام وسوسه‌های شیطانی در ذهن افراد بیمار در حال جولان می دهند و نفس های نامطمئن و مغز های معیوب به دلیل انبوه مشکلات اجتماعی در حال رشد هستند. سیستم آموزشی ضعیف و ناکارآمد حال حاضر جامعه‌ی ایران، بستر مناسبی شده تا از کوچک‌ترین تا بزرگ‌ترین معضلات اجتماعی در آن رشد یابند و علف های هرز نفس نو گلان چون آتنا و ستایش‌ها را بگیرند. نکته‌ی تأسف بار دیگری که در این ایام به چشم می‌خورد هیاهوی برخی از افراد و رسانه‌ها است. اخیراً در هنگام بروز هر مشکل و معضلی در اجتماع، با چشم بستن بر روی علل متعدد بروز یک رخداد، قلم‌ها شروع به محکوم کردن افراد و جریانات مقابل خود می‌کنند و اجتماعی‌ترین موضوعات را به سیاسی‌ترین دعواها بدل می سازند. این‌گونه جدل‌ها و تسویه‌حساب های سیاسی با استعانت از معضل تلخی چون آزار دیدن و جان باختن یک کودک، مصداق بارز بی‌انصافی و بی‌وجدانی است. این‌چنین دعواها همانند دعوا بر سر گوشت و برنج غذای یک عزیز فوت‌شده در پیشگاه خانواده‌ی داغ دیده  است. آیا این صداهای بلند، دهان های پر از اعتراض و جوشش های خودجوش به‌تازگی و با دیدن واقعه‌ی آتنای معصوم از چنین رخدادهایی باخبر شده‌اند؟ آیا سوءاستفاده از این حادثه برای حمله به یکدیگر و امتیاز گرفتن شبیه به رفتار لاشخوران نیست؟ ای کاش به‌جای متهم نمودن و شانه خالی کردن‌هایی که در دایره بازی سیاست و قدرت مشاهده می‌کنیم، عزمی ملی برای جلوگیری و ریشه‌کنی آن را شاهد بودیم. ای کاش اگر در میان علل وقوع این حوادث، ضعف سیستم آموزشی و بی‌اطلاعی کودکان از روش های خود مراقبتی را موثر می‌دانیم، به‌جای جدل های سیاسی و فردی به یک جمع‌بندی و حکم کلی با استفاده از نظر تمامی افراد مطلع و موثر در رسیدن به یک خروجی اثربخش باشیم. با توجه به واکنش و ابراز انزجار مردم در مواجهه با فجایع این‌چنینی،  برخورد شدیدتر و اعمال قوانین سخت‌گیرانه تر از سوی مجلس و قوه‌ی قضائیه برای کنترل و جلوگیری از مشاهده‌ی مجدد این موارد امری ضروری به نظر می‌رسد و حس و حال جامعه در مواجهه با این موارد خود گویای نوع مطالبه‌ی مردم است. پدیده‌ی تعرض به کودکان به‌واسطه‌ی معضلات و نابسامانی های متعدد در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی روی می‌دهد و نیازمند حمایت مسئولان و دستگاه‌های مرتبط است. ای کاش آقایان لحظه‌ای خود را جای پدر مادر آتنا بگذارند که پس از شش سال انتظار برای تولدش، جسد دردکشیده او را در درون یک بشکه پیدا کردند! روح آتنا و تمام کودکان معصومی که در هر نقطه از جهان قربانی ذات پلید بزرگ‌سالان دون‌صفت می شوند، قرین رحمت خداوند باشد؛ انشا الله