پایگاه خبری الف 26 تير 1396 ساعت 15:36 http://alef.ir/vdcb95ba8rhb99p.uiur.html?492991 -------------------------------------------------- عنوان : جلسه معرفی و بررسی نمایشنامه «سه سه» -------------------------------------------------- متن : جلسه معرفی و بررسی نمایشنامه سه سه با حضور سیروس همتی، رحمت امینی و قطب الدین صادقی عصر یک شنبه در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. در ابتدای این نشست، جلسه نمایش نامه خوانی نمایش نامه فیش آباد با اجرای فریدون محرابی و تعدادی از هنرمندان برگزار شد و پس از آن سیروس همتی نویسنده این نمایشنامه صحبت کرد. او در ابتدا ضمن تقدیر و تشکر از انتشارات نیستان، در پاسخ به سوالات مجری جلسه مبنی بر این که چگونه یک معلم ریاضی می تواند این چنین نمایشنامه بنویسد،گفت: این سوالی است که همیشه از من پرسیده می شود، به نظر من درس ریاضی کمک بسیار زیادی در کارگردانی می کند. در ریاضی بحث اشکال هندسی مانند متوازی الاضلاع، دایره و را داریم. دایره در تعزیه بسیار زیاد استفاده می شود، اشکال چند ضلعی استفاده زیادی در میزانسن دارد، مثلث شکلی است که اگر نوک آن به سمت ما باشد، بسیار جلب توجه می کند و .. علاوه بر این مباحثی مانند استقرای ریاضی، آمار و احتمال و در شخصیت پردازی نمایشنامه به من بسیار کمک می کند. هم چنین در موسیقی ریتم بسیار مهم است. من احساس می کنم در حال حاضر ارتباط بسیار تنگاتنگی بین ریاضیات و موسیقی و تئاتر و سینما وجود دارد. باید در این جا یادی از دانشمند مرحوم خانم مریم میرزاخانی داشته باشم، رشته بنده ریاضیات است و میدانم که بسیار سخت است. اکنون میفهمم کسی که دیروز از دست رفته است و دارای جایزه جهانی ریاضی بوده است چه قدر مهم بوده است. جایزه فیلدز، مانند جایزه نوبل در ادبیات است. میخواهم نمایشنامه خوانی ابتدای جلسه را به روح آن مرحومه تقدیم کنم. وی درباره ی نمایشنامه های خود گفت: اولین نمایشنامه خود را در سال ۱۳۸۵ نوشتم. در آن زمان همسرم باردار بود و به دلیل مراقبت هایی که باید از ایشان می کردم، در منزل بودم و نمیتوانستم جایی بروم، از آن جایی که علاقه ی بسیاری به تئاتر داشتم، کاغذ برداشتم و شروع به نوشتن نمایش نامه کردم. مجموعه نمایش نامه مجلس برادر کشی توسط نشر افراز چاپ شد و اکنون به چاپ سوم میرسد. در آن مجموعه، ۳ نمایشنامه مجلس برادر کشی، ه و مرز به چاپ رسید. سیروس همتی درباره ی دغدغه های خود در روند نمایشنامه نویسی خود گفت: من در جنگ عزیز ترین کسانم را از دست دادم. بعضی اوقات هم که می گویم دیگر بس است و نمیخواهم کاری در این حوزه انجام بدهم، انگار آن ها به سراغم می آیند و از من میخواهند که باز هم بنویسم. بعضی از مطالب را جامعه به من سفارش می کند تا بنویسم. برای مثال نمایش فیش آباد که اجرا شد، سفارش جامعه به من است و به فیش های حقوق نجومی میپردازد. این دست مسائل باعث می شود تا من قلم بردارم و هویت وجودی ام را نمایش بدهم. در این جا باید بگویم که ناشری که جرات داشت تا نوشته های من را چاپ کند، نشر نیستان بود. همین نمایش نامه را انتشارات دیگری نپذیرفت اما نشر نیستان استقبال کرد. چرا که دغدغه مند است. این کار جسارتی میخواهد که هر انتشاراتی ندارد. در همین اثر، نمایش نامه ریحانه را داریم که به مسئله حمله تعدادی به سفارت عربستان می پردازد که باعث شد تا هویت ما زیر سوال برود. نمایش نامه درمان شاید کوتاه ترین نمایشنامه باشد که خوانده اید. به نظرم با توجه به شرایط جامعه، نمایشنامه کوتاه دارای اهمیت ویژه ای است و برای من مهم است که در نمایش نامه کوتاه بیش از تجربه های قبلی خود، تجربه کسب کنم. همتی در ادامه صحبت های خود به نمایش نامه های چاپ شده در مجموعه سه سه اشاره کرد و گفت: نمایش نامه درمان در مورد زندگی سالم است. دغدغه من در این نمایش نامه دغدغه سالم زیستن، ورزش کردن، غذای خوب خوردن و از نگاه یک بیمار با کودک درون خود است. نمایش نامه دوم، یعنی نمایش نامه مهندس راجع به زندگی خانم مهندس گوهرشاد است که عشق یک کارگر افغانی بوده است. این نمایش نامه یک داستان واقعی تاریخی دارد که ما آن را از حالت تاریخ گذشته بیرون آوردیم و امروزی کرده ایم. در حقیقت این نمایش نامه به روز شده و با توجه به دغدغه امروز کارگران و مهندسان شکل گرفته است. نمایش نامه بعدی، نمایش نامه راه نام دارد که با ۳ پایان است. علاوه بر این، این نمایش نامه می تواند با توجه به پایانی متناسب با نظر گروه تغییر یابد. همیشه موضوع پایان باز را در فیلم ها می بینیم. احساس کردم که چرا فقط در فیلم ها این گونه است و میتوان پایان های متفاوتی را برای نمایش نامه در نظر بگیریم. پایان باز، که گذشته از ۳ پایان پیشنهادی بنده، پایان دیگری نیز می تواند باشد. دوست داشتم که در نمایش نامه نیز پایان بندی باز داشته باشم. وی ادامه داد: نمایش دیگر، نمایش صبح بخیر است که تصویر خاصی از مرگ و فرشته مرگ ارائه می دهد. داستان این نمایش نامه مربوط به یک سربازی است که فرمانده اش فردا عملیات دارد، فرمانده به او می گوید که برو صدایی را ساکت کن. سرباز می رود و میبینید که صدا مربوط به زنی است. به او می گوید که ساکت بشود اما آن خانم می گوید که اگر ساکت شود، فرمانده می میرد. در آن جا موضوع جان فشانی پیش می آید و سرباز دخترش را برای مرگ پیشنهاد میدهد و آن اتفاق می افتد. این داستان را به دلیل این که در آن رئالیسم جادویی مطرح است، به لحاظ فنی بیشتر دوست دارم. این نمایش نامه را بعد از اجرای تئاتر آن نوشتم. همیشه در تئاتر این گونه است که بازیگر با توجه به تمریناتش یک سری گزینه هایی را پیشنهاد می دهد و باعث می شود که کار بعد از اجرا دارای صیقل کاری هایی باشد. این نمایش را به برادرم که دیگر در میان ما نیست تقدیم کردم. نمایش بعدی، نمایش نامه برزخ است که داستان سربازی است که آخرین گلوله جنگ بعد از صلح می آید، به او می خورد و داستان هایی تولید می شود. نمایش آخر نیز، نمایش فیش آباد است. این نمایش نامه بسیار به روز است و امیدوارم که با لطف آقای رحمت امینی تبدیل به تئاتر بشود. به نظرم تئاتر میتواند رسالت خود را در مورد این مقوله به جا بیاورد و بسیار دوست دارم که این کار را اجرا کنم. علاوه بر این ها نمایش نامه های دیگری نیز هست که در حال چاپ می باشد. برای مثال نمایش نامه کرکری کاری است که توسط فریدون محرابی کار می شود. این نمایش نامه برداشت آزادی از نمایش داستایوفسکی است که بسیار امروزی شده است. در ادامه این جلسه رحمت امینی صحبت کرد و گفت: من به ۳ دلیل در این جا هستم. اول به دلیل حضور شما حاضران است که در این جلسه هستم. افرادی که برای نمایش نامه وقت می گذارند ارزش زیادی دارند. نمایش نامه با دشواری و سختی نوشته می شود و سخت ترین نوع نگارش است. دلیل دوم هم سیروس همتی است که چندین سال است که با هم دوست هستیم و کار می کنیم. دلیل سوم هم به دلیل آرامشی است که در این جا وجود دارد. اکنون درگیر انتخاب آثار ۱۸امین جشنواره آیین سنتی هستیم که بسیار سخت و استرس زا است. وی به بررسی نمایش نامه سه سه پرداخت و گفت: سیروس همتی علاوه بر نمایش نامه نویسی، هم بازیگر است و هم کارگردان تئاتر است. این موضوع حسن های زیادی دارد. اگر کسی فقط نمایش نامه نویس باشد، او را به عنوان نمایش نامه نویس می شناسند و جایگاه خاص خود را دارد. برای مثال آقای بهرام بیضایی، اکبر رادی و محمد چرم شیر نمایش نامه نویس هستند که البته از میان آن ها بهرام بیضایی تعدادی کار را هم خودش اجرا کرده است. اسم این افراد که می اید می گوییم نمایش نامه نویس هستند. اما آقای همتی دارای ویژگی است که به عنوان بازیگر با دیالوگ آشنا است و حداقل آشنایی بیشتری در برابر نمایش نامه نویس دارد. ایشان هم در تئاتر بازی کرده است و هم کارگردانی کرده است. این موضوع باعث می شود که وقتی دیالوگ ها را در نمایش نامه می نویسد، تسلط بیشتری به گردش کلمات داشته باشد. گفتگوی نمایشی ویژگی های دیگری دارد که متفاوت با گفتگوی عامه است. برای گفتگوی نمایشی ۶ ویژگی می شمارند که از جمله آن می توان به معرفی مکان، معرفی زمان، پیشبرد ماجرا، معرفی شخصیت، نشان دادن مضمون و تم ماجرا اشاره نمود. کسی که میخواهد یک دیالوگ بنویسد، فقط کارش این نیست که یک دیالوگ را بین چند نفر شکل بدهد، دیالوگ کارهای مختلفی را انجام می دهد و برای مخاطب نقش های زیادی دارد. امینی در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: همیشه رمان نویس، داستان نویس و نمایش نامه نویس از سوی منتقدان به این موضوع متهم می شوند که یکی از شخصیت های داستان خود نویسنده آن است. برای مثال در مورد علیرضا نادری باید گفت که همیشه اسم یکی از شخصیت هایش علیرضا هست و تلویحا میخواهد بگوید که خودش است. البته نکته مهمی در ذهنمان است که چرا درام از باقی نوشته ها سخت تر است. به همین منظور در شعر، شعر تغزلی داریم، شعر روایی حماسی داریم و یک شعر نمایشی داریم. در شعر تغزلی تکلیف معلوم است و شاعر از درون خود می گوید. غزل سرایان همیشه می گویند خودمان هستیم و از اول شخص مفرد در شعر خود استفاده می کنند. در حقیقت در شعر تغزلی با اندیشه های شاعر رو به رو هستیم. در شعر روایی شاهد روایت گری شاعر هستیم که در شاهنامه فردوسی نیز بسیار زیاد استفاده شده است. در این جا اندیشه های شاعر در بین دیگران تقسیم می شود. فرق دراماتیک با این دو و در نتیجه سختی آن این است که نویسنده باید آدم هایی را خلق کند که هر کدام از ساختگاه خودشان صحبت کنند و رنگ و بوی خودشان را داشته باشند اما در عین حال خود نویسنده نباشد و پشت آن قایم نشود. دلیل ضعف بسیاری از آثار نمایشی ما این است که شخصیت بلندگوی یک تفکر می شود چه تفکر خود نویسنده و چه تفکر وام گرفته او از یک جریان و جهت. قرار نیست که مخاطب اندیشه های یک نفر نویسنده و یا مونولوگ او را بشنود. در حقیقت می خواهم بگویم که درام نویسی دشوار ترین نوع نوشته است چرا که نویسنده باید به گونه ای آن را بنویسد که انگار مخاطب حرف های خودش را می شنود. علاوه بر این، تضاد ایجاد شده در این بین است که زبیا جلوه می کند. تقابل بین دوشخصیت، مثلا مسلمان و کافر، به این دلیل که هر دو خودشان را برحق می دانند و آن را در صحبت های خود بیان می کنند، گاهی باعث ایجاد شک در مخاطب می شود. این موضوع در مورد فیلم های جنگی اوایل انقلاب وجود داشت، چرا که همیشه دشمن را در آن جا شکست خورده نشان می دادیم در حالی که فیلم جنگی قوی است که دشمن هم بتواند حرفش را بزند. در مورد فیلم های خارجی نیز چنین موضوعی وجود دارد. در حقیقت می خواهم بگویم که وقتی شاهد تقابل دو هم زور با هم هستیم، بسیار جذاب تر و زیباتر می شود. او اضافه کرد: همیشه ورزشی را که با درام مقایسه می کنم، فوتبال است. خاطرم هست که آقای رادی میگفتند که رد و بدل شدن پاس ها در فوتبال مانند رد و بدل شدن دیالوگ ها است. این پاس ها آن قدر جلو و عقب می شوند تا بالاخره گل می زند. در درام نویسی نیز صحنه به صحنه باید شاهد چنین اتفاقی باشیم. حال اگر دقت کنید می بینید که در شهرهای ایران، آن شهرهایی که فوتبال قوی تری داشتند، درام نویسان بهتری نیز داشته اند که از جمله میتوان به اصفهان، شیراز، تبریز و اشاره نمود. سیروس همتی در بخش دوم صحبت های خود درباره ی تاثیر بازیگری او در دیالوگ نویسی گفت: به نظر من، دست رها است. خودم را رها می کنم و هر آن چه که به ذهنم برسد را می نویسم. فردای آن روز نگاه می کنم که کدام یک از جمله ها وجه ساختاری و فنی و الهام دارد و آن ها را نگه می دارم. بعضی از دیالوگ ها حذف می شوند و به جای آن دیالوگ های دیگری می آید. معتقدم که جملاتی مانند سلام و علیک و دیالوگ نیست. دیالوگ آن جمله ای است که چند معنا را در خود داشته باشد. این موضوع برای من بسیار مهم است که یک جمله در یک زمان بتواند چندین مفهوم را زیر سوال ببرد و انتقال بدهد. در تایید صحبت های آقای امینی باید بگویم که به نظر من کسی که در یک نمایش نامه پاس گل را می دهد، به همان اندازه کسی که گل می زند ارزشمند است. هم چنین باید بگویم که در جنگ ۸ ساله عراق و ایران، اگر دشمن ضعیف بود جنگ این اندازه به طول نمی انجامید. او بیان داشت: در مجموع ۶ نمایش نامه ای که در این کتاب به چاپ رسیده است، وحدت موضوع وجود دارد. نمایش نامه کوتاهی مانند راه با نمایش نامه بلندی مانند صبح بخیر دارای وحدت موضوع است. نمایش نامه مهندس با نمایش نامه درمان دارای وحدت موضوع است. به نظر من تجربیات یک شخص در نوع نوشتن و انتخاب های او بسیار تاثیر گذار است. برای مثال شازده کوچولو را یک خلبان نوشته است و قطعا این موضوع تاثیر بسیار زیادی داشته است. اگر در بسیاری از نمایش نامه های من، شخصیتم را در داستان می بینید، چیزی است که دوست دارم و بر آن صحه می گذارم. من همیشه قبل از این که نمایش نامه ای چاپ شود، به تعدادی از اساتید نشان می دهم و صحنه ها و دیالوگ های اضافی را به کمک مشاوره این افراد شناسایی میکنم. در تئاتر نیز همیشه باز بینی داریم و قبل از بازبینی نیز از چند نفر از دوستان دعوت می کنیم تا بیایند و کار را ببینند تا اصلاحاتی در نظر گرفته شود. برای این که نمایش نامه نویس بتواند صحنه های خوب و بد نمایش نامه را تشخیص بدهد، باید به نظر مشترک صحه بگذارد. رحمت امینی در بخش دوم صحبت های خود بیان داشت: یکی از شگردهای درست نوشتن نمایش نامه این است که بتوان شخصیتی را در ذهن خلق کرد که هنگام نوشتن نویسنده دیالوگ بگوید و بتوانی ابعاد وجودی او را بشناسی. انگار که آن فرد در تخیل نویسنده حرکت می کند و در محل رخداد حضور دارد. گاهی اوقات درام نویسان از اشخاص آشنا و فامیل که سال ها با آن ها زندگی کرده اند، به عنوان شخصیت نوعی خود استفاده می کنند. یکی از دلایلی که ما سیروس همتی را در بعضی از شخصیت ها می بینیم این است که خودش دیالوگ ها را با خودش واگویه می کرده است. یک گروه تئاتر خوب که سال ها با هم کار می کنند، کار به گونه ای است که نقش های بعدی فارغ از موضوع کار، بر مبنای هر بازیگر، توانایی های او و شناخت از او نوشته می شود. در این حالت حتی اگر بازیگر به هر دلیلی در کار نباشد، باز هم نمایش نامه نوشته شده براساس شخصیت یک نفر بهتر از نمایش نامه ای است که بدون شخصیت نوشته شده است. مثلا بنده برمبنای شخصی یک نمایش نامه را نوشتم، حال به هر دلیلی او در آن زمان نیست. کسی که به جای او می آید، به واسطه نوشتن من می تواند شخصیت بهتری را خلق کند. در بخش بعدی، نمایش نامه برزخ توسط فریدون محرابی و خانم ها نوری وفا و علیزاده اجرا شد و پس از آن سیروس همتی صحبت کرد. او گفت: به نظرم هر نمایش نامه نویس به هر حال ناشر خود را پیدا می کند. خاطرم هست که نمایش نامه ای در همایش عاشوراییان اجرا شد که برای من بود. در یکی از سال ها سید مهدی شجاعی داور این جشنواره بود که من در آن نمایش محال هم ممکن است را داشتم. این نمایش توانست جایزه های متعدد بازیگری، کارگردانی و را گرفت. بعد از حدود ۲ -۳ ماه از طرف انتشارات نیستان تماس گرفتند و از من خواستند که این نمایش را برای چاپ آماده کنم. این اولین نمایش نامه ای بود که از من چاپ شد. به نظر من ناشران به دنبال نمایش نامه های خوب هستند تا آن را چاپ کنند. نمایش نامه من انتخاب شد و شانس من این بود که مدیر نشر نیستان داور آن جشنواره بود. وی ادامه داد: به نظر من خیلی از دوستانی که تماس می گیرند و مجوز اجرای نمایش نامه من را در شهرهای مختلف می خواهند، نشان دهنده ی این است که موضوعاتی که دغدغه من است، موضوعات روز است و ما به ازای بیرونی دارد. برای من بسیار مهم است که چگونه یک اثر تاریخی را به روز کنم. شاید یکی از دلایل آن این است که توانسته ام با مخاطب امروز ارتباط برقرار کنم. در حقیقت باید در هنگام نوشتن توجه کنم که در متن من طنزهای امروزی وجود داشته باشد و مثال های قابل درک و لمس وجود داشته باشد. این موضوع باعث می شود که نوشته من طرفدار پیدا کند. بسیاری از نمایش نامه ها هستند که نوشته می شوند اما هیچ گاه اجرا نمی شوند چرا که نویسنده حواسش به خیلی از چیزها نمی باشد. برای مثال می بینید که نویسنده آمده و ۲۴ شخصیت و نقش را در نوشته خود آورده است. چگونه کارگردان می تواند که تمام این شخصیت ها را در کنار هم جمع کند و تمرین این کار را شروع کند؟ علاوه بر این در بعضی از نمایش نامه ها می بینیم که موضوع نمایش نامه بسیار دور از موضوعات امروزی است. من هیچ گاه به سمت تاریخ نمی روم بلکه از تاریخ می خواهم که به سراغ من بیاید. به این دلیل که بتوانم کار را امروزی تر کنم و شاخ و برگ های امروزی به آن بدهم. این چاشنی ها یکی از ویژگی هایی است که دوست دارم آثار من داشته باشد. در ادامه جلسه قطب الدین صادقی صحبت کرد و گفت: بسیار خوش حال هستم که کتاب و نمایش نامه آن قدر جدی گرفته شده است که برای آن مراسم رونمایی گذاشته اند. به ویژه برای کسانی که صادقانه زحمت می کشند. من سیروس همتی را ذره ذره کشف کردم. او را در چند کار دیده بودم اما خیلی جدی نمی گرفتم. خاطرم هست که نمایش برج آزادی را همراه با هادی مرزبان می دیدم. در آن جا متوجه شدم که عجب بازیگر خوبی است. بازیگر شش دانگی است که هنوز کسی او را نمی شناسد. من داور مسابقات نمایش نامه نویسی بودم. کتابی آمد که دیدم به اسم او است و تعجب کردم. نمایش نامه گلدان بود که بسیار زیبا نوشته شده بود. نوع نگاه او به انسان و جهان و جامعه و هم چنین شخصیت پردازی متعارف او را دوست دارم. در آن نمایش نامه با شخصیت پردازی بسیار زیبا بحران عاطفی عشق را در خانواده ای که ظاهرا مسائل ارزشی در آن مطرح است، عنوان کرده بود. از همه مهم تر نمایش نامه تئاتر بود که بار دراماتیک بسیار زیادی داشت. پس از آن متوجه شدم که او کارگردان نیز هست و به مرور فهمیدیم که از هر انگشت او یک هنر می ریزد. وی ادامه داد: در همه احوال، متوجه یک نکته ای شدم که دوست دارم آن را بیان کنم. نگاه طنز آمیز سیروس همتی به جهان بسیار چشمگیر است. باید دقت داشت که نگاه طنز آمیز نشانه بلوغ فکری است. به نظرم کسی که طنز را نفهمد، از عقلانیت چیزی کم دارد. او این طنز را در نوشته ها و بازی هایش بسیار خوب پرورش می دهد. البته این طنز علاوه بر این که یک موضوع ذاتی است، یک تکنیک است که از آن استفاده می کند. علاوه بر این، او در نوشته ها و شخصیت پردازی هایش به گونه ای کار می کند که در نهایت مخاطب را غافل گیر می کند. نگاهی به ادم ها دارد که ظاهرا موارد کوچکتر بیشتر توجه او را جلب میکند. صحبت کردن از مقوله گنده مانند عدالت و بسیار ساده است. اما هنگامی که به شخصیت ها و مقوله های کوچک زندگی میرسیم، کار سخت است. میدانم که صحبت راجع به آدم های کوچک که در نگاه اول توجه شما را جلب نمی کند بسیار سخت است. هنر همین است که چیزهایی که دیگران به سادگی از آن عبور می کنند را مورد توجه قرار دهید. کار هنر درشت کردن احساسات و اندیشه هایی است که همه آن ها را نمیدانند و متوجه نمی شوند. کار هنر درشت نمایی احساسات، اندیشه ها و آدم هایی است که در پس شناخت عظیمی که به لطف هنر و تخیل خلاق به دست آورده ایم، ادراک ما را بیشتر کند. تا زمانی که درک ما بیشتر نشود، نمیدانیم که کجا زندگی می کنیم؟ چرا زندگی می کنیم و از این نظر من به سیروس همتی غبطه می خورم. او به پسر بچه ای که در جایی نشسته است، چنان بعدی می دهد که من حتی فکر آن را هم نمی کردم. او شخصیت های نادری را با خود می آورد که به مرور فکر میکنید که عجب آدم های جذابی هستند. در زندگی حوادث پیش دراماتیکی وجود دارد که در دل خود تمام اندیشه های متعالی را دارد. این که بیایید و سراغ یک سرباز بروید و با نگاه طنز آمیز و البته راز آلود به او نگاه کنید، در خور احترام و توجه است. این موضوع باعث می شود که او وضعیت های تئاتری خلق کند که بسیار ساده است. در ابتدا شاید پیش پا افتاده باشد اما هر چه قدر که جلوتر می رویم میبینیم که نگاه ما را باز تر می کند. به نظرم این بهترین راه جذب مخاطب است چرا که او را ذره ذره به تور می اندازد. نویسنده با این کار گوشه هایی از احساس را می آفریند که مخاطب را در چنبره خود می آورد. هر کسی این کار را بلد نیست. او بیان داشت: نمایشی خوب است که پویایی و قدرت پیشبرنده را هم از نظر موضوعی و هم از نظر غافل گیری داشته باشد. اثر باید بتواند مخاطب را غافل گیر کند. اثر باید مخاطب را مرحله به مرحله جلو ببرد تا بتواند تماشاگر را نگه دارد. سیزوس همتی به خوبی آدم را غافل گیر می کند. هم از نظر شخصیت ها و هم از نظر پیچیده کردن وضعیت. او نمایش نامه نویس خوبی در موضوعات به ظاهر ساده است. به خوبی بر روی این دست موضوعات مانور می دهد و سپس به آن پر و بال میدهد. محتوایی که او مینویسد، در کل ایجابی است. در چند نمایش نامه به ما درس اخلاق می دهد. جامعه ما از نظر اخلاق و درس اخلاق به ظاهر پر است و همه چیز به ما درس اخلاق میدهند اما در عمل نشان داده ایم که اخلاق محور نیستیم. به نظرم بسیار بی اخلاق و بی رحم هستیم و با حرف هم درست نمی شود و تنها با فرهنگ درست می شود. به نظرم با ایجاد شادی، روح مشترک در جامعه، ایجاد فرهنگ واقعی و به روز درست می شود. در حقیقت نوشته های او محتوای ایجابی دارد و به گونه ای پند و اندرز راهنمایانه می دهد تا ما را ارشاد کند. به نظرم او قصد دارد که ارزش های اخلاقی را به ما یادآوری کند. این موضوع جهان بینی خود او است اما از همین جهان بینی در اثر نشت می دهد. بعد دیگر آثار سیروس همتی، بعد تبلیغی است. تبلیغ در راستای جنگ و افرادی که در این جنگ جان دادند و خون دادند. کسی رفته است و جان خودش را عاشقانه داده است، این موضوع خیلی قابل احترام است. به نظر من همه کسانی که برای آرمان هایی فراتر از ارزش های فردی هم چنین ایثارهای جسارتمندانه ای می کنند، قابل احترام هستند و باید یادشان را گرامی بداریم. بسیاری از آثاری که سیروس همتی می نویسد در راستای تبلیغ جنگ و ارزش های آن است و این موضوع بخشی از دغدغه او است. وجه دیگر کارهای او وجه انتقادی آن است. این وجه انتقادی به واقعیت های تلخی اجتماعی ما برمی گردد که ما را آزار می دهد. برای مثال در نمایش نامه فیش آباد به فیش های نجومی، اختلاف طبقاتی، مدیر بازی و می پردازد. به هر حال سیروس در چنین مواردی نیز قلمش را به کار گرفته است اما در حد طنز به آن پرداخته است و ریشه یابی نمی کند. این چنین نمایشی فقط ذره ذره بی عدالتی ها را به یاد ما می آورد که البته میتوانست تا ریشه یابی نیز پیش برود. ماحصل حرف های من این است که در هر ۳ مرحله ای که ایشان کار می کند، طنز جذابی دارد که شیرینی خاص خود را دارد. من ب نمایش نامه گلدان فهمیدم که نمایش نامه نویسی آن خیلی سره است و جملات کوتاه و تصویری است که به خوبی در دهان نویسنده می چرخد. در حقیقت اضافه گویی ندارد و هنر ایجاز را به خوبی مورد استفاده قرار می دهد. به نظرم نوشتن نمایش نامه های کوتاه برای جامعه ای که حوصله ی مسائل بلند را ندارد، هنر کمی نیست. شاید بتوان بخشی از تماشاگران جامعه تئاتری را این گونه تامین کنیم تا بتوانیم هنر نمایش را با توده مردم حفظ کنیم. به هر حال به سیروس همتی درود میفرستم و برای او آرزوی موفقیت می کنم. از او می خواهم که نوشتن را ادامه بدهد و قلمش را زمین نگذارد.