پایگاه خبری الف 25 آبان 1394 ساعت 12:02 http://alef.ir/vdcauwney49n6e1.k5k4.html?310324 -------------------------------------------------- عنوان : برچسب‌زنان به هيچ كس رحم نمي كنند؛ برچسب دلواپسی این بار برای رحیم پور ازغدی احسان رستگار؛ 25 آبان 94 -------------------------------------------------- متن : این اولین بار نیست که حسن رحیم پور ازغدی مردی که او را از نظریه پردازان جدید انقلاب اسلامی می دانند، با سخنانش جنجال های سیاسی برپا می کند. او که زمانی دولت احمدی نژاد را مردمی ترین و پرطرفدارترین دولت تاریخ ایران نامیده بود، حال دو سالی است که در کوی دلواپسی سیر می کند و روحانی و دولتش را هر از گاهی از دم تیغ انتقادات می گذراند. بند فوق، بخشی از استدلال های مطلب همه سخنان جنجالی یک سخنران؛ قدم های رحیم پور ازغدی در کوچه دلواپسی است که خبرگزاری خبرآنلاین، هفته ی گذشته منتشر کرد. نکته ی جالب این جاست که نگارنده ی سطور فوق در آن خبرگزاری، آن قدر ذوق زده بوده تا از هر موضع مربوط و نامربوط ازغدی جهت تخریب وی استفاده کند، که دقت نکرده که آن موضع گیری و جمله ای که به حسن رحیم پور ازغدی نسبت داده، مربوط به حیدر رحیم پور ازغدی یعنی پدر ایشان بوده که ۶ سال پیش چنین اظهار نظری کرده که جالب تر این جاست که اتفاقا این خبر نیز در خبرآنلاین موجود بوده و فقط کافی بوده نویسنده ی این خبرگزاری در خبر همان خبرگزاری دقت می کرده تا علاوه بر الصاق برچسب دلواپس به ازغدی، نظر شخص دیگر را به او نسبت ندهد. در آن خبر آمده بود: حیدر رحیم پور ازغدی شش سال پیش در جریان بررسی صلاحیت وزرای کابینه دهم در یادداشتی خطاب به آقایان لاریجانی، باهنر و توکلی نوشت: دولت احمدی نژاد انقلابی، پرطرفدارترین و مردمی ترین دولت در تاریخ جمهوری اسلامی است و در برابر دشمنان جهانی و این همه کینه توزان داخلی، سزاوار همدلی و همیاری است نه سنگ اندازی و تضعیف. با این امید که مابقی استدلال ها و ارجاعات مطلب همه سخنان جنجالی یک سخنران؛ قدم های رحیم پور ازغدی در کوچه دلواپسی تا این حد بی دقت و تهمت آمیز نباشد، نگارنده ذکر نکات زیر را مفید می داند: حسن رحیم پور ازغدی، در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه در ۸ آبان گفت: این اسناد(اسناد لانه جاسوسی آمریکا) حتی در کشور ما هم بایکوت شده است، باید این اسناد مطالعه شود تا بفهیم امروز آمریکا چگونه دنبال نفوذ در کشور است. چند تن از اعضای دولت موقت حقوق بگیر سیا بوده و برخی هم ناآگاهانه به آنها اطلاع می دادند، آمریکا در میان مراجع قم، دانشگاهیان، تکنوکرات ها، اهالی رسانه ، توده ای ها و کمونیست ها، چریک ها و جدایی طلبان نفوذ کرده بودند، آنها از هیچ کسی صرف نظر نکردند و به سراغ آخوند، وزیر ، وکیل و ضد آخوند و روشن فکر ، لیبرال ها و دولتی ها رفتند. آنها حتی تا شورای انقلاب نفوذ کرده بودند و از محرمانه ترین اخبار آنها اطلاع داشتند. آنها در دولت و حوزه و مجلس آدم داشتند؛ فکر می کنید الان آدم ندارند؟ همین الان در همه نهادهای جمهوری اسلامی آدم دارند و از هر کسی به نحوی استفاده می کنند. هنوز خطرات و ارتباطات سرویس های جاسوسی در حوزه های مختلف وجود دارد و ما باید مراقب خط نفوذ آمریکا که رهبری به آن اشاره کردند، باشیم.این سرویس های خارجی بر روی افراد زیادی سرمایه گذاری کرده تا وقتی این افراد مسئول شدند غرب در تصمیم گیری های کشور از طریق این افراد نفوذ داشته باشد. اکنون حتی برخی از دانشجویان در اروپا به من گفته اند که سرویس های اطلاعاتی اروپایی از آنها رسما خواسته اند که از داخل وزارتخانه ها یا سایر نهادها به آنها اطلاعات بدهند. این اظهار نظرها که هم مبتنی بر مستندات تاریخی است و هم عقلا مترتب است، موجی از حملات بی رحمانه ی برخی رسانه ها را به سمت حسن رحیم پور ازغدی روانه کرد. در این تخریب ها، حتی برخی از رسانه ها، آن قدر از این نظرات وی خشمگین شده بودند، که جهت تخطئه ی اظهار نظرهای وی در مورد بحث نفوذ را که اظهار نظرهای ازغدی چندین سال پیش ازغدی حول موضوعات غیرمرتبط با نفوذ بیان کرده بود نیز دستاویز قرار داده بودند. این روزها فقط کافی است نقدی تند کنی. حتی اگر تند بودن نه از جنس افراط بلکه از جنس صراحت و حق طلبی محض باشد، هیچ اهمیتی ندارد؛ مهم این است که تو نقد کرده ای. نقد کردن بی تعارف همانا و الصاق برچسب های رنگارنگ و متعدد بر پیشانی منتقد همان. حتی اگر تو فعالیت سیاسی و حزبی هم نکنی، مهم نیست؛ مهم این است که امروز برچسبی مهلک وجود دارد که اکثر مردم با شنیدن آن، سیگنال های منفی به ذهنشان مخابره می شود؛ آن برچسب دلواپس است و آن منتقد حسن رحیم پور ازغدی است! فقط کافی است در حد یک مخاطب شبکه ی ۱ باشی تا بتوانی درک کنی که روح سخنرانی ها و موضع گیری های ازغدی، برگرفته از حریت او و با هدف اصلاح است. گویی رحیم پور ازغدی، باید فقط برود پشت بلندگو و با نگاه منتقدانه نسبت به مکاتب غربی، ساعتی جوانان و مخاطبینش را سرگرم کند و بعد هم مثل یک آدم سر به راه، تشریفش را ببرد تا سخنرانی بعد که باز به همین ترتیب، مخاطبین حاضر در محل سخنرانی و مخصوصا صدا و سیما را جذب کند. انگار ذنب لا یغفر است که ازغدی مانند هر روشنفکر دینی دیگر و هم چون هر اندیشمند و عالمی، بخواهد تا حین طرح مباحث نظری و واکاوی اندیشه ی غرب، معایب و مشکلات داخل کشور و مسئولان جمهوری اسلامی ایران را هم نقد کند. برای برچسب زنندگان حرفه ای اصلا مهم نیست که نظرات شجاعانه ی قبلی ازغدی چه بوده و انگیزه بخش برچسب زننده، آن انتقادات تند قبلی ازغدی نیست، حتی اگر در نوشته ی برچسب آلودش، به آن ها ارجاع دهد، بلکه تنها علت برچسب زدن به اندیشمندی مانند او، این است که از کلیدواژه ی جدید رهبری، آن هم نه به سبک یک کاسب، بلکه به روش یک مصلح، استفاده کرده است و آن کلیدواژه نفوذ است. شکی نیست که نفوذ هم مانند بسیاری از دیگر کلیدواژه ها که رهبری در سخنرانی هایشان آن ها را در فضای سیاسی کشور باب می کنند، از دو سو مورد استفاده قرار می گیرد؛ طیفی اصلا تاملی در مورد آن کلیدواژه نکرده و صرفا حسب آن که رهبر انقلاب و شخص اول مملکت، آن عبارات را استفاده می کند، آن ها هم استفاده می کنند تا در منظر مردم، خود را خودی تر نشان دهند، اما طیفی هم هستند که آن عبارت یا کلیدواژه را استفاده می کنند نه چون رهبری استفاده کرده اند، بلکه چون به آن مفهوم معتقدند. حتی در مواردی هم مسبوق به سابقه بوده که آن مفهوم پیش تر توسط همان اندیشمند با ادبیات و در قالب لغاتی متفاوت استفاده شده، اما پس از آن که رهبری آن عبارت جدیدتر و به روزتر را مورد استفاده قرار داده اند، آن اندیشمند ترجیح داده تا در مواردی، از آن کلمه ی مورد استفاده ی رهبری در توصیف نظراتش بهره ببرد. شرح فوق، کل گناه نابخشودنی حسن رحیم پور ازغدی بود. او وارد حوزه ی استحفاظی و دایره ی منافع طیفی شده که بی رحمانه به هر کس و ناکسی برچسب دلواپس می زنند. او در سخنان پیش از خطبه های نماز جمعه ی ۸ آبان، گفت: آمریکا در میان مراجع قم، دانشگاهیان، تکنوکرات ها، اهالی رسانه ، توده ای ها و کمونیست ها، چریک ها و جدایی طلبان نفوذ کرده بود، فکر می کنید الان آدم ندارند؟ همین الان در همه نهادهای جمهوری اسلامی آدم دارند و از هر کسی به نحوی استفاده می کنند. آنها برای نفوذ به هرکسی از یک راهی وارد می شوند. بعد از این سخنرانی، بسیاری از رسانه ها، از اصلاح طلبانی که برچسب به دست هستند گرفته تا آن رسانه هایی که ژست اصول گرایانه شان از جنس یقه ی دیپلمات و مواضع انقلابی شان فقط در مناسبات و راهپیمایی ها نمایان می شود، از دو هفته ی پیش تا هفته ی گذشته، طوری علیه ازغدی قلم فرسایی کردند که مخاطب ممکن بود گمان کند که وی، از هسته های تشکیل دهنده و اتاق فکر غیررسمی حزب پایداری است! و اما بررسی اظهار نظر متهورانه و پیش قراولانه ی رحیم پور ازغدی، به شرح زیر است: ۱- صرف این که یک اندیشمند چه از نوع حزب اللهی اش و چه غیر آن، موضعی را اتخاذ کند که بداند بیم در خطر قرار گرفتن شانیت، آبرو و محبوبیت او در هر دو جریان مرسوم جمهوری اسلامی ایران می شود (یعنی اصول گراها و اصلاح طلبان)، بی شک نشان دهنده ی شجاعت اوست. حال این که این شجاعت آیا با درایت نیز همراه شده یا خیر، مساله ای است که حسب مورد باید به آن پرداخته شود. در این مصداق، ما با حسن رحیم پور ازغدی حزب اللهی ای طرفیم که خاصیت شجاعانه بودن نظرات او، برگرفته از حق گویی های ازغدی است، نه برای جلب توجه یا خاص نشان دادن خود. به این ترتیب این ادبیات خط شکنانه ی ازغدی، تابوشکن نیست بلکه کلیشه گریز است؛ به این معنا که هدف او، نشان دادن کژی ها و کاستی هایی است که داخل حاکمیت و نظام رشد کرده و اگرچه گفتن آن می تواند گوینده را متحمل هزینه هایی کند، ولی گریزی از طرح آن ها نیست. آیا شکی وجود دارد که ازغدی خود نیک می دانسته که وقتی از نفوذ و احتمال نفوذ در همه ی بخشهای نظام سخن به میان آورد، از هر دو سو ممکن است آماج تخریب های مغرضانه قرار گیرد؟ او گاهی این گونه است و به سبک استاد شهید آیت الله مطهری - که ازغدی اندیشه اش را وام دار مطالعه ی آثار ایشان می داند - دل به دریا می زند و هزینه-فایده نمی کند. اصلا برایش مهم نیست که چه کس را از نقد او خوش می آید و یا این نقد، که را دندان خشم و کین و بغض به هم فشرده است! بعضی اوقات وقتی نقد می کند، توجه نمی کند آن را که تشنه اند به خون انسان های حق گوی غیر حزبی؛ چون اگر شخصی دل در گروی منافع حزبی و جناحی داشته باشد، بسیاری از اوقات، یا لب به انتقاد نمی گشاید و یا اگر هم گشود، می توان به لطایف الحیلی، او را هم رام کرد، اما امان از کسی که حق می گوید نه چون می تواند با آن موضع آوانگارد و کلیشه گریز، از مردم رای بگیرد یا پایه هایش را در جریان مطبوعه اش متسحکم کند، بلکه حق می گوید چون شیعه است و امر به معروف و نهی از منکر را یک شعار نه بلکه یک مرام و سلوک دائمی می داند. ۲- اظهار نظر ازغدی، بر اساس مستندات تاریخ معاصر و حتی تاریخ پس از انقلاب اسلامی ایران، به راحتی قابل تایید و تصدیق است. مگر نبودند نفوذی هایی چون کشمیری که بخش عمده ای از گنجینه های انقلاب که در حزب جمهوری جمع شده بودند را به شهادت رساندند؟ مگر نبودند نفوذی هایی که در بیوت برخی مراجع تقلید رخنه کردند،و در دل برخی دیگر بذر دلخوری از امام را کاشتند. مگر جاسوس و نفوذی معنایی جز این دارد که باید خودی انگاشته شود؟ اصلا اگر نفوذ از درون نباشد که دیگر نفوذ به حساب نمی آید؛ می شود ورود، اما ورود برای خودی هاست و غیرخودی ها با ابزار نفاق و تظاهر، خودی نمایی می کنند و از درون ضربه می زنند. ۳- این که ازغدی نسبت به نفوذ در ماکز مختلف نظام هشدار میدهد، یک موضع بسیار جسورانه است که اگر برخی از اصلاح طلبان افراطی و تفریطی، آن را به زبان آورده بودند، با سوت و کف ممتد همین هایی که ازغدی را هو می کنند مواجه می شدند. ازغدی نگفته که مثلا فقط در قوه ی مجریه نفوذی هست، نگفته که مثلا تنها در رسانه ها و آن هم بعضی از رسانه های برخی جریان های خاص نفوذی است، بلکه او یک واقعیت تلخ را به طور عام و همه گیر بیان کرده و حتی بعضی از نهادها یا جریان ها را هم از آن قاعده مستنثنی نکرده است. حال چگونه رواست که رسانه ای به او تهمت دلواپسی بزند؟ ۴- این قسمت از جملات ازغدی که اشاره می کند به این که آمریکا و دشمنان از هر کسی به نحوی استفاده می کند و آنها برای نفوذ به هرکسی از یک راهی وارد می شوند، عملا تفسیری است از تعابیری که در وصف ابلیس در قرآن کریم و احادیث معصومین علیهم السلام ذکر شده است، به این معنا که شیطان در دل هر کس و برای گمراهی هر کس، از راهی وارد می شود که او در آن زمینه ضعف دارد. پاشنه ی آشیل و نفود از نقطه ی ضعف، از بدیهیات عقلی تمامی مکاتب، جوامع و دوران هاست. آیا چون در این فراز از سخنرانی، ازغدی آمریکا را چون شیطان توصیف کرده و برخی اصرار دارند بر رابطه با آمریکا، باید ازغدی دلواپس نامیده و تکفیر و برچسب نواز شود یا آن ها که آمریکا را برخلاف نظر امام خمینی (ره) شیطان بزرگ نمی دانند، باید پاسخ دهند که چرا تظاهر به تقید به راه امام می کنند؟ ازغدی نه اسمی از اصلاح طلبان برده و نه در تفکر او، اصلاح طلبی یا اصول گرایی قداست ذاتی دارند، بلکه او دارد همه را انذار می دهد به اعتماد نکردن به آمریکا و خاطرات تلخ نفوذهای آمریکا را یادآوری کرده و تذکر می دهد که این ها فقط صفحات از تاریخ پس از انقلاب اسلامی نیستند، بلکه رخنه هایی هستند که متاسفانه ما در اکثر قسمت ها و نهادهای نظام، نتوانسته ایم کامل آن ها را مسدود کنیم. حال سوال این جاست که از این سخنان ازغدی، چرا باید طیفی از همراهان دولت و طیفی از اصلاح طلبان، این گونه به رگ غیرتشان بر بخورد و احساس تکلیف کنند که او را مورد نوازش های برچسب مآبانه شان قرار دهند؟ (تاکید می شود طیفی و نه همه ی آن ها؛ قطعا طیف هایی از دولتی ها و اصلاح طلبان، بغضی نسبت به ازغدی ندارند). برخی این روزها وصف الحالشان شده این بیت:از بس فشرده اند به هم از کین ازغدی، دندانشان چون بخیه به دندان نشسته است.